ویرگول
ورودثبت نام
احساسات بر روی کاغذ
احساسات بر روی کاغذحرف هایی که نیاز داشتن شنیده شوند و خوانده دوست دارم بنویسم از زیبایی های جهان و انسان هایش . از رویاها و خیال پردازی هایم .
احساسات بر روی کاغذ
احساسات بر روی کاغذ
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

کتاب بیگانه

این روز ها که درگیر امتحان شدم وقتی زمان گیر میارم کتاب میخونم و این هفته 3 تا کتاب تموم کردم. فقط برای اینکه به کسایی فکر نکنم که براشون مهم نیستم یا فکر هایی در ذهنم جمع بشه که من رو از موفقیت در شخصیت جدیدم باز دارد. آخرین کتابی که امروز صبح تموم کردم بیگانه بود. اسمش رو شنیده بودم ولی وقتی نوشته ی یکی از ویرگولی هارو دیدم بیشتر متمایل شدن به خواندنش.

اعتراف میکنم انتظار چنین چیزی رو نداشتم. این کتاب برخلاف بقیه ی کتاب های فلسفی بود که خوانده بودم. چیزی نبود برای تحلیل کردن جمله و فکر کردن روش. باید زمان خواندن هر جمله مانند ذره بینی میخواندی که جستجو می‌کنه در تکه های ریز پنهانش چه داستانی وجود داره و اگر این چنین نکنی مانند داستانی بی معنی پیش می‌ره و یا مانند دیگران تنها به پوچی شخصیت توجه میکردی.

خنثی و پوچ بودن مرسو شاید بد اما آزادی به همراه داشت. شاید مورد انتقاد در نظر گرفته بشه این جمله.

همیشه قدردان آلبر کامو می‌مانم. من را وادار می‌کرد به تفکر درباره ی هر دیدگاه متفاوت که در نظر ممکنه نادیده و غیر ممکن گرفته بشه.

مرسو پوچی را درون هسته ی زندگی یافت چرا که زندگی پوچی ای بیش‌ نیست.

و در آخر همه خواهیم مرد چه در جوانی چه در پیری؛

تا جایی که می‌تونستم سعی کردم خوب بنویسم. ولی مطمئنا مورد انتقاد قرار میگیره.

کتاب
۲۴
۱۲
احساسات بر روی کاغذ
احساسات بر روی کاغذ
حرف هایی که نیاز داشتن شنیده شوند و خوانده دوست دارم بنویسم از زیبایی های جهان و انسان هایش . از رویاها و خیال پردازی هایم .
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید