ویرگول
ورودثبت نام
علی خاکباز
علی خاکبازعلی خاکباز بازیگر و نویسنده
علی خاکباز
علی خاکباز
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

یک سقوط افقی

در منه یه چیزی مثل قیر یا چسب یا آدامس یه چیزی که نمی ذاره حرکت کنم حال به هم زنه مثل خوردن گازوئیل ،گازوئیل ی که روش خاک ریخته باشن و ته حلقت گیر کرده باشه خودمو مثل یه مورچه حس میکنم که تو سطل چسبیده افتاده و نتونه کاری کنه داره جونش میسوزه و نفسش بند میاد مورچه هم عین آدم نفس میکشه؟

خب منم احتمالا همین روزا عین اون کلاغه شم که مجبور شد تمام خودشو بخوره تا از گشنگی نمیره البته اون ماده بود و تخم داشت که بخوره کلاغی نر گمون نکتم تخم داشته باشه پس وقتی دو تا کلاغی نر باهم دعوا میکنن نمیتونن قرار دعوا بذارن و بگن اگه تخم داری فلان ساعت بیا فلان پارک رو فلان درخت تا تمام بکشم پس چجوری خط و نشون تخمی واسه هم میکشن؟

خب خوبیش اینه که من تخم دارم هر چند شاید نشه مثل اون کلاغی ماده وقت گشنگی تمام بخورم در ضمن هنوز سطل آشغال که هستن تا من برم ته مونده هاشو بردارم هر چند دفعه ی قبل زیادی تو سطل خم شدم کمرم رگ به رگ شد اما بازم شاید یکی عقلش بکشد غذای موندشو آویزون کنه دسته سطل آشغال

به عنوان یک کارشناس ادبی نظرت رو درباره این متن بگو

۰
۰
علی خاکباز
علی خاکباز
علی خاکباز بازیگر و نویسنده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید