ویرگول
ورودثبت نام
دوران
دوران
دوران
دوران
خواندن ۴ دقیقه·۲ روز پیش

آیا ایران امروز در مسیر تکرار گلستان و ترکمنچای است؟

ترامپ رئیس جمهور آمریکا، شرایط تسلیم تحقیر آمیزی برای ایران مطرح کرده که بی شباهت به شرایط تعیین شده توسط روسیه تزاری در قرارداد های گلستان و ترکمنچای نیست. اما آیا ایران از لحاظ تاریخی در شرایطی مشابه با زمان قاجار قرار گرفته است؟ آیا ایران امروز راهی جز تسلیم شدن ندارد؟

در آغاز قرن نوزدهم، ایران همچنان خود را یکی از قدرت‌های تاریخی منطقه قفقاز می‌دانست. پیوندهای اداری، نظامی و فرهنگی ایران با این منطقه سابقه‌ای چندصدساله داشت و در ذهن نخبگان سیاسی و پادشاهی ایران، تداوم این وضعیت بدیهی تلقی می‌شد. با این حال، تحولات بنیادینی در نظام بین‌الملل در حال وقوع بود که توسط شاهان قجری به ‌درستی درک نشد. در واقع ظهور دولت‌های مدرن اروپایی، شکل‌گیری ارتش‌های منظم و اقتصادهای متمرکز، موازنه قدرت را به شکلی تغییر داده بود که ایران قاجاری، با ساختار سنتی خود و عقب ماندگی های انباشته شده، آمادگی مواجهه با آن را نداشت.

این ناهماهنگی میان تصور قدرت و واقعیت های موجود، به‌تدریج ایران را وارد یک بحران بزرگ کرد. روسیه تزاری که پس از تثبیت موقعیت خود در شمال قفقاز به‌دنبال گسترش نفوذ به سمت جنوب بود، قفقاز را منطقه‌ای حیاتی برای امنیت و توسعه خود می‌دانست. ایران نیز در تلاشی ناموفق و بدون ارتش منظم، منابع مالی پایدار و دستگاه دیپلماسی فعال تلاش میکرد تا حوزه نفوذ خود در منطقه را حفظ کند. در نهایت توسعه طلبی روسیه تزاری به اولین جنگ ایران روسیه در سال 1804 ختم شد. جنگی که ایران به هیچ طریقی توان مدیریت آن را نداشت و ضربات سنگینی را متحمل شد.

با طولانی شدن جنگ و افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی، دولت قاجار به نقطه‌ای رسید که ادامه درگیری را غیرممکن میدید. در این وضعیت ایران شکست خورده در جنگ، مجبور به امضای قرارداد گلستان در سال ۱۸۱۳ شد. این قرارداد، که بخش بزرگی از قفقاز را از حاکمیت ایران خارج کرد، نخستین نشانه رسمی از ناتوانی ایران در حفظ موقعیت تاریخی خود در برابر یک قدرت مدرن بود. با این حال، قجری ها گلستان را پایان کار نمی‌دانستند؛ و آن را، به‌عنوان توافقی موقت و قابل بازنگری تلقی میکردند.

همین تصور، ایران را به مرحله بعدی جنگ سوق داد. اصلاحات محدود نظامی، امید کاذب به بهبود شرایط و رها شدن از تحقیر قرارداد گلستان باعث شد تا عباس‌میرزا ولیعهد فتحعلی‌شاه برای بازپس‌گیری سرزمین‌های از دست‌رفته و جبران شکست پیشین، شعله های جنگ دوم ایران و روسیه را روشن کند. اما با وجود پیشروی های اولیه، شکست‌های پی‌درپی از راه رسید و اشغال تبریز، بحران را به نقطه اوج رساند. با شکست دوباره ایران از روسیه، قرارداد ترکمانچای در سال  ۱۸۲۸ به امضا رسید. قراردادی که نه‌تنها به از دست رفتن باقی‌مانده قلمرو ایران در قفقاز انجامید، بلکه با تحمیل غرامت سنگین، کاپیتولاسیون و محدودیت‌های نظامی، حاکمیت سیاسی و حقوقی ایران را به‌طور جدی تضعیف و تحقیر کرد.

با عبور از تجربه تاریخی قرن نوزدهم، می‌توان وضعیت کنونی ایران را در چارچوبی متفاوت اما قابل قیاس بررسی کرد. ایران امروز در نقطه‌ای قرار دارد که نه استمرار مستقیم وضعیت قاجاری است و نه گسست کامل از آن. جمهوری اسلامی از نظر ساختار دولت، توان نظامی و تجربه تاریخی، در جایگاهی به‌مراتب پیچیده‌تر و قدرتمندتر از دولت قاجار قرار دارد. وجود نیروهای مسلح منظم، تجربه یک جنگ فرسایشی هشت‌ساله، توسعه توان موشکی و شکل‌گیری شبکه‌ای از اهرم‌های منطقه‌ای، موجب شده است که امکان حمله نظامی گسترده و تصرف سرزمینی از سوی قدرت‌های خارجی عملاً منتفی باشد. هیچ قدرتی نمی‌تواند شرایطی مشابه اشغال تبریز یا تهدید مستقیم تهران را برای تحمیل یک قرارداد دیکته‌شده بازتولید کند.

از منظر دیپلماسی هم، وضعیت ایران امروز واجد پیچیدگی های بیشتری است. ایران برخلاف دوره قاجار، کاملاً منزوی نیست و با بازیگرانی چون چین و روسیه روابط راهبردی دارد. اگرچه که این کشورها در چارچوب منافع خود عمل می‌کنند و در بزنگاه‌ها، حاضر به پرداخت هزینه های واقعی نیستند اما هر دو این کشور ها دلایل زیادی برای کمک به ایران دارند. دلایلی که مجموعه ای گسترده از مسائل اقتصادی، امنیتی و حتی تلافی جویانه را شامل میشود.

با این حال باید توجه داشت که اگرچه شکل فشار به ایران تغییر کرده اما منطق اصلی آن همچنان پابرجاست. در نظم جدید بین‌الملل، ابزار اصلی اعمال قدرت، اقتصاد، فناوری، نظام مالی جهانی و سازوکارهای حقوقی است. ایران امروز با ساختاری از تحریم‌ها مواجه است که به‌صورت هدفمند بر توان اقتصادی، دسترسی به منابع مالی، انتقال فناوری و تعاملات بین‌المللی فشار وارد می‌کند. این فشار، برخلاف جنگ‌های قرن نوزدهم، تدریجی، فرسایشی و بلندمدت است تا کشور مورد هدف را از درون به فروپاشی و تجزیه نزدیک کنند.

در این نقطه، شباهت اصلی ایران امروز با ایران دوره قاجار آشکار می‌شود. همان‌گونه که دولت قاجار به دلیل ضعف مالی، ناتوانی اداری و فقدان انسجام، دامنه انتخاب‌های محدودی داشت، ایران امروز نیز در صورت تداوم مشکلات معیشتی و کاهش سرمایه اجتماعی، از گزینه های راهبردی زیادی برخوردار نخواهد بود.


در نهایت، ایران امروز در مرحله‌ای ایستاده است که می‌توان آن را بزنگاه مهم و تاریخی برای تصمیم گیری دانست. تجربه تاریخی گلستان و ترکمانچای نشان می‌دهد که تسلیم تحمیلی، محصول یک لحظه نیست، بلکه نتیجه انباشته شدن ضعف‌های داخلی در طول زمان است. اگر این ضعف‌ها مهار شوند، فشار خارجی به توافق‌های قابل مدیریت ختم می‌شود؛ اما اگر فرسایش اقتصادی و شکاف‌های داخلی تعمیق شود، همان منطق تاریخی می‌تواند در شکلی متفاوت، اما با ماهیتی مشابه، به ایران تحمیل شود.

ایرانتاریخ ایرانفتحعلی شاه
۱
۱
دوران
دوران
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید