
این روزها فیلم «موسی کلیم الله؛ به وقت طلوع» در سینماهای ایران به نمایش درآمده و توجه بسیاری از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرده است. این یادداشت به بهانهی یکی از پرتکرارترین نقدهایی است که دربارهی این فیلم، چه در فضای نقد تخصصی و چه در فضای عمومی مطرح میشود؛ چرا موسی فیلمی زنانه است و چرا این فیلم نشان داده که به یک زن وحی شده است؟ از نخستین باری که این فیلم در جشنوارهی فیلم فجر به نمایش درآمد، این مسئله در نقدها ظاهر شد. یکی از منتقدان باور داشت این فیلم تحت تاثیر زن، زندگی، آزادی، روایتی زنانه از داستان موسی ارائه داده و به همین دلیل، وحی بر یک زن را نشان داده است. بعدتر منتقدی در برنامهای تلویزیونی نیز این امر را در سینمای ایران بیسابقه خواند. منتقد دیگری نیز شمشیر را از رو بست و فیلم را به بیخاصیتسازی مردان متهم کرد و پرسید چرا نقش یوکابد، مادر موسی از نقش عمران، پدر او برجستهتر است؟ این انتقاد به نشست خبری فیلم هم راه پیدا کرد. یکی از منتقدان از ابراهیم حاتمیکیا، کارگردان فیلم، پرسید: «نگران نبودید از این که در این فیلم نشان دادید خدا به یک زن وحی میکند؟» کارگردان برای این پرسش عجیب، پاسخی کوتاه و روشن داشت:« من از خودم چیزی را در نیاوردم و این فیلم بر مبنای آیات قرآن ساخته شده است.»

این آیهی صریح قرآن است که خدا به مادر موسی وحی کرده. نه الهام و نه هیچ چیز دیگر. وحی! همانگونه که به موسی و نوح و ابراهیم و عیسی وحی شده. پدر موسی نه تنها در روایت قرآنی نقشی ندارد، بلکه اصلاً هیچ اشارهای به او نیست. منتقدان نیز احتمالاً فراموش کردهاند که شهریار بحرانی پیشتر در مریم مقدس، بخش مهمی از روایت خود را بر مسئلهی وحی به مریم و خشم کاهنانِ مردسالارِ زنستیز از این مسئله متمرکز ساخته بود. سینمای ایران پیشتر هم ارتباط وحیانی زنان با خدا را نمایش داده است. جالب توجه است که مهمترین شخصیتهای زن قرآن، با خدا یا فرشتگان او سخن گفتهاند. حوا، سارا، یوکابد و مریم.
با وجود این، منتقدان بر مبنای تفسیر مشهور، باور دارند خدا به هیچ زنی وحی نمیکند و تنها مردان هستند که ممکن است مخاطب وحی الهی قرار بگیرند. حتی در بسیاری از ترجمههای قرآن، وحی به مادر موسی به الهام ترجمه شده است. از این رو، نمایش وحی بر یوکابد، مادر موسی در این فیلم را برنمیتابند. گفتیم که قرآن صراحتاً از وحی به مادر موسی یاد کرده و اتفاقاً اگر این فیلم خواهان پایبندی به واقعیت قرآنی روایت موسی باشد، باید بر وحی نازل شده بر یوکابد تمرکز کند؛ چون بخش مهمی از داستان زندگی موسی با همین وحی رقم میخورد. این یادداشت را بر بازنمایی وحی بر یوکابد در این فیلم صورت میبندم.
مسئلهی پیامبری زنان یکی از بیشمار مسائلی است که در گفتمان مطالعات دینی زنانهنگر مورد پرسش قرار میگیرد. آیا در تاریخ قدسی ادیان، زنان پیامبر نیز وجود داشتهاند؟ اگر نه، چرا؟ و اگر بله، انگارهی انحصار پیامبری به مردان چگونه در فهم دینی ما شکل گرفته است؟ برای پاسخ به این پرسش سخن را باید از خود پیامبری آغازید. فارغ از اینکه پیشینهی این مفهوم به کجا و در کجا بازگردد، دستکم ادیان ابراهیمی بر محور پیامبری شکل گرفتهاند. کتابهای مقدس یهودیان، مسیحیان و مسلمانان مملو از ذکر مقدسان و بزرگانی است که عنوان پیامبر داشتهاند. اما زنان کجای این داستان هستند؟ تورات، اتفاقاً در خلال روایت موسی، به نخستین زنی که عنوان پیامبر را با خود دارد اشاره میکند؛ میریام، خواهر موسی. بنا بر تورات، میریام نبوت خود را در ردیف پیامبری موسی و هارون میدانسته، چراکه خداوند با او نیز سخن گفته است. (خروج 15/20؛ اعداد 12/1-2)
بعدها سنت یهودی، زنان دیگری را نیز به عنوان پیامبربانو میشناساند. کتاب مقدس مسیحی نیز از زنانی یاد میکند که مقام نبوت داشتند. اما در عین همبستگی عمیق سنت اسلامی به به سنن دینی اهل کتاب و با وجود تایید پیامبری زنان در کتاب مقدس یهودی و مسیحی، انگارهی انحصار پیامبری به مردان در نگرش عالمان مسلمان چگونه شکل گرفته است؟
در ابتدا باید به این مهم اشاره داشت که انحصار پیامبری به مردان میان عالمان مسلمان یکی از موضوعات مورد اختلاف است و برخی از مفسران و عالمان شهیر چون اشعری (د. 324ق)، ابن حزم اندلسی (د. 456ق)، قرطبی (د. 671ق) و ابن عاشور (د. 1394ق) باور داشتهاند که زنان نیز به پیامبری رسیدهاند. اما مشهور عالمان مسلمان با این دیدگاه مخالفند. مهمترین دلیلی که مخالفان نبوت زنان به آن استدلال کردهاند، مضمونی است که در چند آیه تکرار شده است. برای نمونه «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ.../ و ما پیش از تو جز رجالی را که به آنان وحی کردیم، نفرستادیم...» (یوسف/ 109) این آیات صراحتاً ارسال پیامبران را به «رجال» منحصر کردهاند. در اینجا گروهی میان مفهوم نبوت و رسالت تفاوت گذارده و گفتهاند رسولان الهی تنها مرد بودهاند اما نبوت و پیامبری به مردان اختصاصی نداشته است. آنان تفاوت میان این دو مفهوم را در این میدانند که رسولان مسئول تبلیغ دین الهی هستند اما پیامبران تنها مخاطب وحی قرار میگیرند و مسئولیتی در قبال تبلیغ و راهبری دینی ندارند. (راغب اصفهانی ج1/ص533) اما گروه دیگری بر معنای واژهی «رجال» تمرکز کردهاند. مفسران و لغتشناسان بر این نکته تاکید کردهاند که واژهی رجل اگر در برابر واژهی إمراه یا نساء به کار برود، به معنای مرد است. در غیر این صورت، «رجل» دلالتی بر مردانگی ندارد و به معنای شخص محترم و دارای شأن است. (طباطبایی ج 15/ص171) به همین دلیل نمیتوان از این آیه چنین برداشت کرد که تنها به مردان وحی شده و تنها مردان بودهاند که به آنان مقام پیامبری اعطا شده است. شاهد آن که قرآن خود از اعطای نبوت به عیسی و یحیی در کودکی یاد میکند و روشن است که در زبان عربی نمیتوان کودک را «رجل» به معنای مرد دانست. در نهایت به نظر میرسد که دلیل موجهی برای اختصاص نبوت به مردان وجود ندارد و اگر پیامبری با وحی و ارتباط وحیانی با خداوند به وقوع میپیوندد، زنان نیز در جرگهی پیامبران قرار دارند.[1]
در قرآن، یکی از زنانی که به او وحی شده و مخاطب خداوند قرار گرفته است، یوکابد مادر موساست. قرآن روایت موسی را از ستمهایی که فرعون بر بنیاسرائیل روا میداشت آغاز میکند. فرعون تصمیم گرفته بود پسران بنیاسرائیل را از دم تیغ بگذراند و موسی در چنین شرایط دهشتناکی متولد شد. بنا بر روایت تورات مادر موسی سه ماه پس از زایمان او و چون بیم داشت که نوزادش به تیغ فرعونیان سپرده شود، او را در سبدی قیراندود گذاشت و به نیل افکند. اما در قرآن، به نیل افکندنِ موسی پیامد یک رخداد مهم است؛ وحی و دستور الهی.
«و ما به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر بنوشان و هرگاه بر جان او بیمناک گشتی، وی را به دریا بیفکن. نترس و غمگین مباش که ما او را به تو بازگردانده و از رسولان قرار میدهیم... اما قلب مادر موسی تهی گشت و اگر ما او را قوت قلب نبخشیده بودیم تا از مومنان باشد، چیزی نمانده بود که ماجرا را آشکار سازد... سرانجام ما او را به مادرش بازگرداندیم تا روشنی چشمش باشد و غم نخورد و بداند وعدهی الهی حتمی و عین حقیقت است.» (قصص 7-13)
این قطعه از روایت موسی با وحی به یوکابد آغاز میشود و نقطهی محرکهی آن، دستوری است که یوکابد از سوی خدا دریافت میکند. این وحی، یوکابد را در موقعیت خاصی قرار میدهد. او دیگر تنها یک مادر نیست که از جان فرزندش بیم دارد. او مادری است که پیام الهی را حمل میکند. پیامی که علاوه بر انباء و اخبار، حاوی یک ماموریت دشوار است. سپردن فرزند شیرخوار به موجهای خروشان نیل با تمام مخاطرات و تهدیدها، طبیعتاً تنها بر مبنای اعتماد به علم و حکمت فرابشری الهی معقول مینماید و مخصوصاً برای مادری که میخواهد جان فرزندش را حفظ کند، گزینهی مورد انتظاری نیست. اما یوکابد به وحی اعتماد میکند و ماموریتی که در پیام الهی به او واگذار شده را به انجام میرساند. هرچند قرآن از دلنگرانی و آشفتهحالی یوکابد در مسیر انجام ماموریت خود خبر میدهد، اما او نیز مانند تمام برگزیدگان الهی، در حمایت خدا قرار میگیرد و ایمان و اطمینان به یاریاش میآید. روایت قرآنی به هیچ عنوان با روایتهای نظیر خود قابل مقایسه نیست. مثلاً در روایت تورات یوکابد ناگهان تصمیم میگیرد فرزندش را به نیل بسپارد و هیچگاه به این پرسش پاسخ داده نمیشود که چرا یک مادر باید با دستان خودش فرزندش را در چنین موقعیتی قرار دهد. بهویژه آنکه در روایت تورات، فرعون نیز برای کشتن پسران بنیاسرائیل، بر خلاف قرآن که از ذبح آنان یاد میکند، نوزادان را به نیل میافکند.
با این مقدمهی نهچندان کوتاه، میتوان فیلم موسی کلیم الله را از منظر روایت پیامبری یوکابد نگریست. فیلم با مقدمهای بر اهمیت منجی برای بنیاسرائیل آغاز میشود. قومِ پیشتر مقرّب، پس از یوسفِ نبی، اکنون در مصر به ذلت و خواری کشانده شدهاند. در میان مردمی که با تضرع از خداوند ظهور منجی را میخواهند، تصویری از یوکابد میبینیم؛ در نمایی نزدیک. در این نما، فیلم شخصیت اصلی خودش را معرفی میکند. در ادامه و پس از دستور فرعون به قتل پسران نیز ما با یوکابد همراه میشویم. روزمرگیهایش را میبینیم، جارو زدنها و آب از چاه کشیدنها و رُفت و روبها؛ تمام آنچه ممکن است بر یک زن معمولی عبرانی در آن روزگار بگذراند. روایت جلو میرود و در شرایطی که پس از دستور فرعون به قتل نوزادان پسر، زنان از بارداری هراس دارند و در بیم و امید بهسر میبرند، یوکابد باردار میشود. زنان از سویی امید دارند فرزندشان دختر باشد تا از مرگ رهایی یابد، از سوی دیگر این امکان وجود دارد که آنان حامل منجی موعود باشند. آرام آرام تفاوتهای شخصیتی یوکابد با دیگران برجسته میشود. او را در موقعیت عبادت میبینیم. عمران، همسر او، اشاره میکند که این روزها یوکابد بیش از پیش در محراب عبادت میایستد. از قول او میشنویم که یوکابد میتواند شایستهی مادر منجی بودن باشد. یوکابد از این امکان هراسناک است. جدا از نگرانیهای او در مورد قتل فرزندش توسط فرعونیان، او نمیتواند بپذیرد در موقعیت ممتاز مادر یک منجی قرار بگیرد. یوکابد خود را تا این اندازه شایسته نمیداند. همین تواضع و فروتنی نیز ما را مجاب میکند که این زن میتواند مادر منجی باشد. روایت پیش میرود. یوکابد فرزندش را میزاید و در عین شگفتی، مجموعهای از علل مادی و معنوی دست به دست هم میدهند تا نوزاد قربانی وحشیگریِ فرعونی نشود و در موقعیتهای متعددی، از خطر جان سالم به در ببرد. یوکابد تمام این موارد را نظارهگر است و گویی بهتدریج میپذیرد که کودکی خاص را به دنیا آوردهاست. این مسئله نگرانی او را دوچندان میکند. فیلم در این بخش از الگوی بسیاری از فیلمهای مطرح این سالها در مورد زندگانی پیامبران پیروی میکند. یک انسان عادی، به مرور با نشانههایی فراعادی روبهرو میشود. نشانهها مؤید حضوری الهیاند. شخصیت با نشانهها همراه میشود و در نهایت، ناگهان اتفاقِ وحی رخ میدهد. در سنت اسلامی از نشانههای خارقالعادهای که پیش از نبوت یک پیامبر به وقوع میپیوندد با عنوان اِرهاص یاد میشود. در فیلم، گویی این نشانهها ارهاصی بر نبوت یک پیامبرند.
سکانس وحی بر یوکابد در فیلم، باشکوه و تاثیرگذار از آب درآمده. زنی سپیدپوش و روحانی، در چشمهای زلال و جوشان، در برابر خدا ایستاده است؛ سرگشته، حیران، ملول، امیدوار و در انتظار یک پاسخ. اینجاست که وحی نازل میشود؛ با تکرار خطاب «ای مادر موسی...»
یوکابد پیام الهی را دریافت میکند. او باید فرزندش را به نیل بسپارد. علاوه بر این، نباید بترسد و غمگین باشد. این دستور هم به اندازهی دستور نخست مهم است. یوکابد حیرانتر میشود. در ابتدا میخواهد از کیستیِ قائلِ این دستور مطلع شود. آرام آرام از الهی بودن آن مطمئن شده و وحی را تمام و کمال دریافت میکند. سپس با چهرهی رنجور و عرقکردهی او در خانه روبهرو میشویم. یوکابد تب و لرز کرده و از سرما به خود میلرزد. عمران تلاش دارد او را آرام کند. یوکابد از اینکه مورد خطاب وحی الهی قرار گرفته در پوست خود نمیگنجد. ناباوری و شعف در همآمیخته. وحی به او ماموریتی داده که اجرای آن آسان نیست.
در ادامه، گفتوگوی یوکابد و عمران بر سر صحت و اصالت وحی بر یوکابد، شاید یکی از مهمترین سکانسهای فیلم را رقم میزند. عمران در صحت نزول وحی الهی بر یوکابد تردید دارد. او در ابتدا تلاش میکند وحی نازل شده بر یوکابد را به ندای درونی او تفسیر کند. اما یوکابد اصرار دارد که صدا را با همهی وجودش شنیدهاست. سپس عمران پس از مشورت با بزرگ قوم، تردید دیگری را در اینباره مطرح میکند؛ چرا وحی باید بر یک زن نازل شود؟ مجادلهای که میان عمران و یوکابد در اینباره شکل میگیرد، به اطمینان قلب یوکابد و عزم راسخ او برای انجام ماموریت الهی میانجامد. در نهایت، یوکابد رو به عمران میگوید: «وحی گفت ای مادر موسی... مادر موسی هم من هستم، نه تو و نه بزرگ قوم!»

این سکانسها، ذهن مخاطبِ آشنا با سنت اسلامی را بیشک به گزارشهای نخستین وحی و مبعث پیامبر سوق میدهد. پیامبر که گویی مدتی با نشانههایی فراعادی مواجه بوده، آنهنگام که در حرا برای عبادت خلوت گزیده است، مورد خطاب وحی قرار میگیرد. گزارشها از گفتوگوی پیامبر و خدیجه پس از این واقعه میگویند و سرمای شدیدی که بر پیامبر عارض شده بود. همچنین تردیدهایی که دیگران دربارهی صحت و اصالت وحی داشتند و گروهی که نمیتوانستند بپذیرند وقتی عالمان بزرگی میان آنان وجود دارند، چرا وحی باید بر محمد (ص) نازل شود؟
در ادامهی فیلم، شاهد تلاش یوکابد برای به انجام رساندن ماموریتش هستیم. او رنجها و نگرانیها و تردیدها و مرارتهای مسیر را به جان میخرد و در سکانس پایانی، ماموریت خود را با سربلندی به انجام میرساند؛ موسی به نیل سپرده میشود تا فصل جدید داستان زندگی این منجی آغاز شود.
تاکید فیلم بر این پایان، مؤید دیگری بر روایت اصلی و مضمون آن است. اگر فیلم را به عنوان روایت کودکی موسی هم بدانیم، قطعاً فیلم نباید در این نقطه به پایان برسد. اما اگر فیلم را از منظر روایت پیامبری و پیامداریِ یوکابد ببینیم، سپردن موسی به نیل، نقطهی اوج ماموریت الهی اوست؛ همچون عروج عیسی و به خشکی نشستن کشتی نوح. خوشبختانه، ابراهیم حاتمیکیا در «موسی کلیمالله؛ به وقت طلوع»، این خط روایی را آنقدر آشکار و بدون تکلف به نمایش کشیده که نمیتوان آن را انکار کرد. زنانهنگری فیلم جز تمرکز بر شخصیتهای اصلی و محوری زن، در عناصر دیگری چون تاکید بر حضور پررنگ طبیعت و به تصویر کشیدن بدیع و پرجزئیات زایمان به عنوان امری کاملاً زنانه که در سینمای ایران نیز بیسابقه بوده است، هویدا میشود. به همین دلیل گزاف نیست اگر «موسی کلیمالله؛ به وقت طلوع» را زنانهترین فیلم ابراهیم حاتمیکیا و البته، زنانهترین فیلم سینمای تاریخی و دینی ایران بدانیم. حتی در مریم مقدس ساختهی شهریار بحرانی نیز با وجود تمرکز بر شخصیت مریم، تا این اندازه نمیتوان مولفهها و عناصر زنانه را به طور برجسته واکاوید. این زنانهبودن البته همسو با روایت قرآنی از داستان تولد موساست. در قرآن، روایت تولد موسی چهار کنشگر اصلی دارد؛ فرعون، یوکابد، میریام و آسیه. تنها مرد، فرعون است و در جبههی منفی داستان. شخصیتهای مثبت همه زن هستند و کنشهای آنان است که روایت را پیش میبرد و به نجات جان موسی ختم میشود. روایت موسی در قرآن، دستکم در بخش کودکی او، یک روایت زنانه است با کنشگران اصلی زن. «موسی کلیمالله؛ به وقت طلوع» نیز به درستی این مولفه را بازتاب داده است. شاید اگر حاتمیکیا از حاشیهها میگذشت، کمی روایت را پیش میبرد و فیلم، از آب گرفتن موسی توسط آسیه و بازگشت او به یوکابد را نیز به نمایش میگذاشت، با فیلم کاملتری روبهرو بودیم. اما تا همینجا نیز میتوان از بازنمایی تصویری این روایت قرآنی بر پردهی سینما لذت برد.

[1] پیشتر در مقالهای با عنوان «بازنگری در نبوت زنان؛ مطالعهی موردی حضرت مریم در قرآن» که در پژوهشنامهی زنان منتشر شد، دلایل موافقان و مخالفان پیامبری زنان و مفهوم پیامبری در سنت ادیان ابراهیمی را مفصلاً به بحث گذاردهایم.