
ملاقات با مریم در تهران؛ تجربهای روحانی، زنانه و باشکوه 🕊
١. چندی پیش بود که نامگذاری ایستگاهی جدید به نام مریم مقدس در متروی تهران، توجه بسیاری از رسانههای بینالمللی را به این اقدام جلب کرد. با مرور زمان و انتشار تصاویری از ایستگاه مریم مقدس، توجهها به معماری مسیحی و المانهای کلیسایی آن جلب شد. بهویژه تندیسهایی از مریم مقدس و عیسی مسیح که تا پیش از این نمونهی آن را کمتر در فضای شهری تهران دیده بودیم. لحظهشماری میکردم برای اینکه فرصتی دست بدهد و حضوری از این ایستگاه دیدن کنم. و بالاخره در روزهای کریسمس اتفاق افتاد.
٢. صدای اعلان مترو میآید: «ایستگاه مریم مقدس». عنوان غریبی است و این را میشود در چهرهی آدمها دید. خانم جوان لبخند میزند. مرد میانسال به دخترک همراهش توضیح میدهد مریم مقدس کیست و چهقدر اینکار را با اعتماد بهنفس انجام میدهد. چند پسر دبیرستانی هم به سبک خودشان نسبت به این عنوان جدید واکنش میدهند. قرارگرفتن نام یک زن در عنوان ایستگاه مترویی مهم، سابقه نداشته.
٣. به نقشهی متروی تهران نگاه میکنم. با یک مرور متوجه میشوم حدود ۴٠ ایستگاه به نام مردان نامگذاری شده. از شاعرانی چون مولوی و فردوسی و سعدی گرفته تا شخصیتهای ملی چون امیرکبیر و استاد معین و دانشمندانی چون ابن سینا و سهروردی و البته شخصیتهای سیاسی و شهیدان. همه مرد هستند. مریم مقدس تنها نام زنانه در این میان است و از این جهت هم خاص و قابل توجه.
۴. از قطار که بیرون میآیم، مواجه میشوم با تندیس دیواری زیبایی از مریم در کنار درختی تاک با رنگآمیزی بنفش و صورتی. سمت دیگر دیوارکوبی از مسیح است و بر دیوار دیگر، تصویری از یک کلیسا در کنار یک مسجد. و نهایتا در آخرین تندیس دیواری، مریم نوزاد مقدسش را در آغوش گرفته و با لبخندی غمگین به مسافران نگاه میکند. تصویرسازیهای چشمنواز و معناداری است و فضای روحانی خاصی به ایستگاه بخشیده.
۵. سقف گیت اصلی، معماری خاصی دارد شبیه کلیساهای ایتالیایی. خوشنویسیها و سنگنوشتههایی از آیات مربوط به مریم و مسیح در قرآن و انجیل در سراسر مسیر خروج از ایستگاه نصب شده است. تندیسی از کتاب مسیح در شب قدر و شمایلی از مریم و عیسای کودک و البته، مجسمهی روحالقدس در تمثیل کبوتری با شاخهای زیتون. مسیر پلههای برقی نیز با طراحی قوسی و نورپردازی باشکوهی اجرا شده که نمیشود مجذوبش نشد.
۶. از ایستگاه که بیرون میآیم، کلیسای سرکیس مقدس در آن سمت خیابان نمایان است. ساختمان سفید کلیسا با منظرهای بلند و صلیبهای آهنی بزرگ، چشم را به خود خیره میکند. دقیقا روبهروی کلیسا و در ویترین شیشهای، تندیس ایستادهای از مریم نصب شده با همان چهرهی غمگین نقاشیهای قرون وسطایی. در پسزمینه تابلوهایی از چند شهید مسیحی قرار گرفته و اطراف تندیس با گیاهان و گلهای سفید زیبایی تزئین شده.
٧. دو دختر جوان با تندیس مریم عکس میگیرند. به چشمان مریم خیره میشوم. به او که احتمالاً مهمترین شخصیت زن تاریخ در نگاه جهانیان است. آیات سورهی مریم را مرور میکنم و به این میاندیشم که چگونه شخصیتهای زن میتوانند نادیده گرفته شوند. به یاد میآورم که اخیرا فرد مشهوری با انتقاد شدید به تندیسهای مریم در این ایستگاه، آن را مکشوفه، تنبرهنه و شلحجاب توصیف کرده بود! انگار زنانگی بهراحتی میتواند عاملی برای برچسبزنی و حذف باشد، حتی اگر مریم باشی.
۸. نمیدانم چهقدر زمان میبرد تا بار دیگر نام یک زن در فضای شهری ماندگار شود. نام زنی شاعر یا دانشمند یا سیاستمدار یا شهید. تا آن زمان، ایستگاه متروی مریم مقدس تنها حضور زنانهی جدی در تهران است که تجربهاش خالی از لطف نیست. ملاقات با مریم در تهران و تجربهای روحانی، زنانه و باشکوه.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
@tadaeeat