عجب روزایی شده،چقدر زمان گذشته از نبود من اینجا،اما امروز دوباره شروع کردم به نوشتن،نه اینکه این مدت ننوشتم. توی دفتر نوشتم ،نامه نوشتم ،برای خودم نوشتم ،مقاله نوشتم،داستان کوتاه،اما اینجا نبودم چرا؟نمیدونم
شاید چون آدما توی دنیایی که همه چیز فیک و غیرواقعی شده دنبال چیزای آشنا میگردن،دنبال یک حس آشنا،یک بوی آشنا،یک خاطره با یک آدم آشنا
همین حس آشنایی به آدم امنیت میده
من نمیدونم فقط حس منه یا واقعا همینه،ادما حوصله و توان آشنا شدن با آدمای جدید رو ندارن چون توی اون آدمای جدید هم دنبال همون خاطرات قدیمی میگردن همون حس های آشنا