
میخواستم کسی مرا بخواند...
نه که از روی اجبار وُ نیاز وُ دلتنگی باشد،
دوست داشتم که از روی میل وُ خواستن وُ تمنّای روحم باشد. امّا حالا…
اِنگار باید یاد بگیرم خودم را برای خودم بخوانم.
یاد بگیرم سهمِ دیدهشدنم همین نور کمرنگیست که از لابهلای انگشتانِ خودم رد میشود..