
فیلسوفانی مثل هایدگر میگویند: تکنولوژی، جهان را به مادهای خام برای استفاده (ذخیره آماده) تقلیل میدهد و ارزش اصلی آن را پنهان میکند. اما این نظریه با این فرض مخالف است. ما معتقدیم که هیچ "ذات پنهانی" فراتر از اطلاعات وجود ندارد.
از مولکولها و اتمها گرفته تا امواج عصبی در مغز، همه چیز در هستی، صرفاً داده و الگوریتم است. جهان نه یک راز ماورایی، بلکه یک سیستم اطلاعاتی فوقالعاده پیچیده است. تکنولوژی (مثل AI و بلاکچین) نه تنها ذات جهان را تحریف نمیکند، بلکه برای اولین بار، آن را به شکل شفاف و قابل اندازهگیری آشکار میکند.
همه چیز، از یک صخره گرفته تا ساختار درونی سلولهای ما، دادههایی هستند که با قوانین فیزیک کنار هم چیده شدهاند. "بودن" هر چیز یعنی "اطلاعاتی" که آن چیز حمل میکند.
تجربههای پیچیدهی ما مثل عشق، تنهایی یا احساس رنگها (کوالیا)، صرفاً خروجی نهایی پردازش در یک کامپیوتر زیستی (یعنی مغز) هستند. اینها نه سحر و جادو، بلکه پیامد الگوریتمهای شیمیایی و عصبیاند.
ارزش یک اثر هنری (حتی NFT) و زیبایی طبیعت، از یک "روح" ماورایی نمیآید. بلکه حاصل چیدمان استادانهی دادهها (پیکسلها، مولکولهای بیوشیمیایی) است. اگر این چیدمان را ۱۰۰ درصد شبیهسازی کنیم، تجربه زیبایی هم تکرار خواهد شد.
فرهنگ، ملیت، رسانه و حتی قوانین حاکمیت در DAOها، صرفاً ساختارهای دیتایی متراکمی هستند که به ما میگویند برای پایداری و بقای بهتر سیستم باید چه رفتاری داشته باشیم. "باید بودن" در واقع، یک معادله بهینهسازی برای کل مجموعه است.
تکنولوژی مدرن، صرفاً ابزاری برای نمایش این حقیقت است. وقتی ما دادهها را از رودخانه جمعآوری میکنیم، در حال پنهان کردن ذات آن نیستیم؛ بلکه در حال شناسایی ساختار دادهای آن برای استفاده کارآمد (بهینه) هستیم.
اگر بتوانیم تمام دادههای یک سیستم (مثل مغز انسان) را ۱۰۰ درصد مدلسازی کنیم، موجودیت شبیهسازی شده کاملاً واقعی خواهد بود. این مدلسازی ۱۰۰ درصدی، نه یک کپی، بلکه یک هستی جدید (واقعیت ثانویه) است که از لحاظ کیفی غیرقابل تمایز است.
انتقاد: چطور میتوانی احساس تنهایی را با چند پالس عصبی توضیح دهی؟
پاسخ ما: راز کوالیا یک مشکل مقیاس است. این احساسات، خروجی اجتنابناپذیر تعامل حجم عظیمی از دادههای محیطی و بیولوژیکی هستند. اگر "فضای تنهایی" (دادههای ورودی) و "واکنشهای عصبی" (الگوریتمهای پردازشی) را به طور کامل شبیهسازی کنیم، تجربه تنهایی به عنوان یک خروجی اجباری، ظهور خواهد کرد. این یک معمای فلسفی نیست، بلکه یک چالش مهندسی است.
انتقاد: اگر همه چیز کد و داده است، پس ما یک ربات بیولوژیکی هستیم!
پاسخ ما: در واقعیت، آزادی ارادهای که فکر میکنیم داریم، هماکنون هم توهمی است که از پیچیدگی بالای محاسبات مغز ما ایجاد شده. تصمیمات ما تحت تأثیر ژنتیک، فرهنگ (دادههای خارجی) و واکنشهای شیمیایی (دادههای داخلی) است. پذیرش این واقعیت، ما را قادر میسازد تا سیستمهای اجتماعی، اقتصادی و نرمافزاری (مثل DAO) را منصفانهتر و کارآمدتر (بهینهتر) بسازیم
مفهوم "It from Bit" (نظریه فیزیک کوانتومی) توسط جان آرچیبالد ویلر.
فرضیه شبیهسازی (Simulation Hypothesis) توسط Nick Bostrom
آگاهی، محاسبات است
رد کوالیا و تقلیل آگاهی توسط Daniel Dennett.
جبرگرایی و نفی آزادی اراده توسط Sam Harris.
تکنولوژی، نیروی غالب:
نظریه Technium و تکامل تکنولوژی توسط Kevin Kelly