
در دنیایِ امروز، تصاویر را میتوان با لنزهایِ تله، کادرهایِ بسته و زاویههایِ خاص دستکاری کرد تا «خالی» را «پُر» نشان داد؛ اما یک زبان در جهان وجود دارد که هرگز دروغ نمیگوید: زبانِ ریاضیات. وقتی متراژِ خیابان را در کنارِ چگالیِ جمعیت قرار میدهیم، حبابِ پروپاگاندا میترکد.
اصلیترین کانونِ تجمع، محورِ میدانِ انقلاب تا میدانِ آزادی است. بیایید با هم بشماریم:
طولِ مسیر: حدود ۵ کیلومتر (۵۰۰۰ متر).
عرضِ مفیدِ معبر: (با کسرِ موانع و فضای سبز) میانگین ۳۵ متر.
مساحتِ کل: ۱۷۵ هزار متر مربع.
ظرفیتِ میدانِ آزادی: حدود ۳۵ هزار متر مربع فضایِ مفید.
مجموعِ کلِ فضایِ درگیر: ۲۱۰ هزار متر مربع.
چگالیِ جمعیت (قانون فیزیک)
در شلوغترین حالتِ ممکن (حالتی که آدمها شانه به شانه ایستاده باشند و حرکت سخت باشد)، استاندارد جهانی ۲.۵ نفر در هر متر مربع است.
اگر تمام این مسیرِ ۵ کیلومتری «بهطور یکنواخت» کاملاً پر باشد (که هرگز نیست و فواصل خالی زیادی وجود دارد):
210,000 × 2.5 = 525,000
حتی اگر با ارفاقِ فراوان و در نظر گرفتنِ خیابانهای فرعی، این عدد را ۸۰۰ هزار نفر فرض کنیم (که رقمی بسیار دستبالا است)، بیایید ببینیم این عدد در مقایسه با واقعیتِ تهران چه معنایی دارد.
جمعیتِ کلانشهر تهران و حومه حدود ۱۵ میلیون نفر است. حالا بیایید ریاضی ساده انجام دهیم:
اگر ۸۰۰ هزار نفر (بیشترین تخمین ممکن) را بر ۱۵ میلیون تقسیم کنیم، به عدد ۵.۳ درصد میرسیم
این یعنی بیش از ۱۴ میلیون نفر (حدود ۹۵ درصد) از ساکنانِ تهران و حومه، علیرغمِ تمامِ تبلیغات، تحمیلات و امنیتِ فراهم شده، خانهنشینی و بیاعتنایی را انتخاب کردهاند.
پیش از هر عددی، باید به یک نکته حیاتی توجه کرد: تجمعی که امروز دیدید، در «امنیتِ گلخانهای» برگزار شد.
مشارکتکنندگان نه تنها با خطرِ بازداشت، گلوله یا باتوم روبرو نبودند، بلکه تحتِ حفاظتِ کاملِ هزاران نیرویِ امنیتی، با پذیرایی، اینترنتِ باز، و حملونقلِ رایگان به محل اعزام شدند.
مهندسیِ جمعیت: چه کسانی در صحنه هستند؟
این ۸۰۰ هزار نفر (در بیشترین حالت) یک جمعیتِ تصادفی نیستند؛ اینها حاصل یک لجستیکِ عظیمِ دولتی هستند:
بسیجِ کشوری: این جمعیت، فقط ساکنان تهران نیستند. هزاران اتوبوس از کرج، اسلامشهر، ورامین و حتی استانهای همجوار، مأموران و خانوادههایشان را به این «نقطه تمرکز» میآورند.
کارمندان و نظامیان: بخش بزرگی از این بدنه را کارکنان دولت، نیروهای نظامی با لباس شخصی و خانوادههایشان تشکیل میدهند که حضورشان بخشی از وظایف سازمانی یا تضمینکنندهی «نمره ارزشیابی» و «امنیت شغلی» است.
دانشآموزان و سهمیهبگیران: مدارسی که با وعدهی نمره و دانشگاههایی که با مشوقهای خاص، بخشِ جوانِ این ویترین را تأمین میکنند.
در واقع، شما با تجمعی روبرو هستید که تمامِ توانِ یک حکومتِ را در یک مسیرِ ۵ کیلومتری فشرده کرده است.
نتیجهگیری: ریاضیات بیرحم است. اعداد نشان میدهند که با وجودِ امنیتِ ۱۰۰ درصدی و مشوقهایِ دولتی، این سیستم حتی نتوانسته ۵ درصد از پایتخت را به صحنه بیاورد. این تصاویر نه «تجدیدِ بیعت»، بلکه گزارشِ شکستِ پروپاگاندا در برابرِ آگاهیِ یک ملت است.