
تاحالا شده برای یه نفر یه رنگ اختصاص بدین؟
یا یه اهنگ؟
من ادمای مهم زندگیم هر کدومشون پیش من یه اهنگ دارن که مخصوص خودشونه و هر بار به یاد خودشون گوشش میکنم.
اما یه نفر برام یه رنگ داره
رنگ زرد...اصلا تاحالا به رنگ زرد دقت کردین؟چقدر پر از حس و امیدواریه؟
حس یه روز آفتابی رنگارنگ،یه شربت زعفرون خنک،گل های زرد خوشبو،یه حس شادابی زیادی بهم میده.
امید داره،دقیقا همون حس آزادی و رهایی که بعد آخرین امتحان مدرسه داشتیم،میومدیم خونه و زیر باد کولر میخوابیدیم و بستنی میوه ای میخوردیم.
حس اخر هفته های پر جنب و جوش خونه مامان بزرگ که دور هم جمع میشدیم و مربا درست میکردیم.
حس رهایی توی چمن های تازه و خیره شدن به آسمون آبی...
حسش میکنین؟یه خیال راحتی بزرگ یه نفس راحت و خنک.
اون آدم به من دقیقا همین حس رو میده
پناهه،خونست،امیده،جریان زندگیه
اوایل به خودم اهمیت نمی دادم و کل توجهم اون بود
اما فهمیدم باید اول مراقب خودم باشم،حالم واقعی خوب باشه تا بتونم کنارش باشم
زندگی با اون هر لحظه برای من بهاره...هر لحظه اش پر از بارون های پر طراوت که بعدش یه رنگین کمون زیبا میزنه،همه جا بوی عطر گل میپیچه،کوچه و خیابون ها پر از گل میشن.
اون رنگ،اون یه نفر،دقیقا یه همچین حسی به من میده،که بدون اون روزای من تاریکه،زمستونم بی وقت و زودتر میرسه،گل های بنفشه ای که عاشقشونه زودتر از همیشه عمر کوتاهشون تموم میشه.
بدون اون گرفته هوا،خشکه دستام،سرده قلبم،به حدی سرده که دیگه طاقت یه نسیم کوچیک هم نداره.
اگه یه روزی من نداشته باشمش،مثل یه کبوترِ بدون آب و دون،وسط طوفان برف،میمیرم...