
بنظر من برف غمگین است،حداقل غمگین تر از باران...
چون باران روح میبخشد،طراوت میدهد،همه دنیا را رنگین میکند.
اما برف تنها یک رنگ است،سفید و آرام
انگار دنیا با باران رنگین و پر هیجان است،اما با برف در سکوتی سنگین و سفید فرو میرود.
دنیایی یک رنگ و غمگین،خاطره های زیاد قشنگی با برف دارم،اما هر خاطره به هر اندازه که ارزشمند و شاد باشه،میتونه ناراحت کننده باشه.
روزی که برف بازی کردم،زیر برف دویدم،با زیبایی هر دونه کریستالی برف به یادت افتادم یا وقتی که آدم برفی انگشتی درست کردم،یا حتی شب برفی که ماشینمون خراب شد:)
همه شون خاطراتی هستن به خالصی رنگ سفید اما به سردی دونه های برف.
شاید هم فقط برای من برف غمگین است...پس بارش برف رو دوست ندارم؟
من عاشق برفم،چون بی رنگی روز هاش،یادآور روز های رنگین منه.