ویرگول
ورودثبت نام
گلناز تقوائی
گلناز تقوائیفعال فرهنگی https://golnaztaghvaee.blogfa.com/ وبلاگ
گلناز تقوائی
گلناز تقوائی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

بیوگرافی

آنچه از دل برآید، روی کاغذ آید بازی با قلم روی کاغذ یکی از شگفتی‌هاست و این شگفتی وقتی زیبا می‌شود که داستان آفریده شود..... می‌خواهم برایتان بگویم که یک قلمدار کوچکم در دریای بیکران کتاب زندگی می‌کنم؛ کتاب و قلم را دوست می‌دارم، نوشتن را به‌طور جدی از سال 1399 آغاز کردم و اولین نوشته‌هایم را در مجله نبشت منتشر کردم.سال 1400 برنده تندیس جشنواره کشوری شعر و ادبیات عاشورایی با موضوع حضرت علی اکبر علیه السلام در استان فارس شدم و این برگ زرینی بر افتخاراتم بود. کم‌کم خودم را غرق در دریای ژرف کلمات دیدم و همین داستان‌های اولیه مرا وادار به نوشتن بیشتر کرد، به طوریکه بعداز مدتی آشنا شدن با  آقای مهندس اشکان حاسبی  و ورود به داستان نویس نوجوان، بیشتر در دنیای نوشتن قلم زدم.نتیجه قلم‌زنی در دنیای ادبیات داستانی، ^ کتاب اتاق آبی ذهن ^ بود که به‌صورت مشترک و با همکاری پانزده نویسنده در نشر خط آخر به چاپ رسید. داستان‌ها، پژوهش‌های ادبیات داستانی و اشعار سپیدی نیز در سایت داستان نویس نوجوان منتشر و همچنین داستان‌های صوتی بسیاری نیز برای شنوندگان تهیه کرده‌ام.در این میان نیز علاوه‌بر فعالیت‌های دنیای داستان، پایان‌نامه کارشناسی ارشدم را با عنوان:* بررسی روابط ترامتنی فرامرزنامه با شاهنامه فردوسی * در سال 1401 دفاع نمودم اما همچنان دست از قلم نکشیده و بیشتر در دنیای خیال فرومی‌رفتم. نتیجه سال‌ها پژوهش در دنیای داستان، چهارسال تجلیل به‌صورت پیاپی از سال 1401 تا 1404 بود.و اکنون به عنوان یک نویسنده، گوینده داستان، شاعر قالب سپید، پژوهشگر ادبیات داستانی و خبرنگار رسانه درحال خدمت به علاقمندان ادبیات داستانی می‌باشم. اما من اگر امروز به عنوان یک قلمدار حرفه‌ای در دریای ژرف کلمات سپری می‌کنم، اول و آخر مدیون خالق هستی هستم که مرا هستی بخشید؛ بعدهم خانواده خوب، اساتید دلسوزی که بر من یار شدند به ویژه خانم دکتر مژگان میرحسینی که الفبای نگارش داستان را بر من آموختند و همچنین آقای مهندس اشکان حاسبی که دو بال پرواز را در دنیای داستان بر من افزودند و باعث شهرت من در آسمان هنر شدند. از تمام عزیزانی که مرا یاری رساندند بی‌اندازه سپاسگزارم. نام من گلناز و شهرت خانوادگی‌ام تقوائی است که در آبان سال 1375 دیده به جهان گشودم و دانش‌آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات روایی هستم و اکنون در جایگاه یک فعال فرهنگی در دنیای ادبیات و هنر مشغول به علاقمندان داستان می‌باشم.دی ماه 1404 خورشیدی
آنچه از دل برآید، روی کاغذ آید بازی با قلم روی کاغذ یکی از شگفتی‌هاست و این شگفتی وقتی زیبا می‌شود که داستان آفریده شود..... می‌خواهم برایتان بگویم که یک قلمدار کوچکم در دریای بیکران کتاب زندگی می‌کنم؛ کتاب و قلم را دوست می‌دارم، نوشتن را به‌طور جدی از سال 1399 آغاز کردم و اولین نوشته‌هایم را در مجله نبشت منتشر کردم.سال 1400 برنده تندیس جشنواره کشوری شعر و ادبیات عاشورایی با موضوع حضرت علی اکبر علیه السلام در استان فارس شدم و این برگ زرینی بر افتخاراتم بود. کم‌کم خودم را غرق در دریای ژرف کلمات دیدم و همین داستان‌های اولیه مرا وادار به نوشتن بیشتر کرد، به طوریکه بعداز مدتی آشنا شدن با آقای مهندس اشکان حاسبی و ورود به داستان نویس نوجوان، بیشتر در دنیای نوشتن قلم زدم.نتیجه قلم‌زنی در دنیای ادبیات داستانی، ^ کتاب اتاق آبی ذهن ^ بود که به‌صورت مشترک و با همکاری پانزده نویسنده در نشر خط آخر به چاپ رسید. داستان‌ها، پژوهش‌های ادبیات داستانی و اشعار سپیدی نیز در سایت داستان نویس نوجوان منتشر و همچنین داستان‌های صوتی بسیاری نیز برای شنوندگان تهیه کرده‌ام.در این میان نیز علاوه‌بر فعالیت‌های دنیای داستان، پایان‌نامه کارشناسی ارشدم را با عنوان:* بررسی روابط ترامتنی فرامرزنامه با شاهنامه فردوسی * در سال 1401 دفاع نمودم اما همچنان دست از قلم نکشیده و بیشتر در دنیای خیال فرومی‌رفتم. نتیجه سال‌ها پژوهش در دنیای داستان، چهارسال تجلیل به‌صورت پیاپی از سال 1401 تا 1404 بود.و اکنون به عنوان یک نویسنده، گوینده داستان، شاعر قالب سپید، پژوهشگر ادبیات داستانی و خبرنگار رسانه درحال خدمت به علاقمندان ادبیات داستانی می‌باشم. اما من اگر امروز به عنوان یک قلمدار حرفه‌ای در دریای ژرف کلمات سپری می‌کنم، اول و آخر مدیون خالق هستی هستم که مرا هستی بخشید؛ بعدهم خانواده خوب، اساتید دلسوزی که بر من یار شدند به ویژه خانم دکتر مژگان میرحسینی که الفبای نگارش داستان را بر من آموختند و همچنین آقای مهندس اشکان حاسبی که دو بال پرواز را در دنیای داستان بر من افزودند و باعث شهرت من در آسمان هنر شدند. از تمام عزیزانی که مرا یاری رساندند بی‌اندازه سپاسگزارم. نام من گلناز و شهرت خانوادگی‌ام تقوائی است که در آبان سال 1375 دیده به جهان گشودم و دانش‌آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات روایی هستم و اکنون در جایگاه یک فعال فرهنگی در دنیای ادبیات و هنر مشغول به علاقمندان داستان می‌باشم.دی ماه 1404 خورشیدی

۲
۰
گلناز تقوائی
گلناز تقوائی
فعال فرهنگی https://golnaztaghvaee.blogfa.com/ وبلاگ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید