کبوتر درون تنگ گلناز تقوائی امروز در دانشگاه یکی از دانشجوها سر درس ریاضی عمومی با کلافگی گفت:" هوف این درس لعنتی به چه درد میخوره؟ چرا ریاضی قابل فهم نیست؟ این این همه فرمول به درازی روده رو باید به کار ببریم که جوابش یا یک میشه یا صفر!" استاد که همینجوری به حرفهای آن دانشجو فکر میکرد، با اندکی تفکر گفت:" باشه پس درس امروز رو ول میکنیم." همهمهای به راه افتاد و بعضی از دانشجویان آماده رفتن شدند که استاد ادامه داد:" گفتم درس رو ول میکنیم نگفتم کلاس تعطیله!" سکوتی سراسر کلاس رو دربرگرفت، استاد به سمت تخته رفت و روی آن یک تنگ شیشهای کشید که درون یک کبوتر وجود داشت؛ سپس به دانشجویان چنین گفت:" کی میتونه بگه چهطوری میشه این کبوتر رو از تنگ برون بیاریم با این شرط که تنگ رو نشکنیم و کبوتر رو هم نکشیم؟" دانشجویان همه تلاش خود را کردند تا راهحلی بیابند اما هیچکدام پاسخی برای معما نیافتند. یکی از دانشجویان که در صندلی دوم نشسته و تا آن لحظه سکوت کرده بود، با لحنی آرام چنین گفت:" خب استاد گرامی این کبوتر بدون شکستن تنگ بیرون نمیاد پس به اون کسی که این کبوتر رو داخل این محفظه شیشهای کرده بگید بیاد خودش هم پرنده رو از توش بیرون بیاره!!!" دانشجویان به پاسخ این دانشجو پوزخند زدند اما استاد شروع به کف زدن کرد و گفت:" آفرین! جواب همینه، هرکسی که کبوتر رو داخل تنگ کرده خودشم درش بیاره و شما هم همینطور! وقتی واحد ریاضی عمومی رو برداشتید که بخونید، همون کبوتر رو در ون تنگ انداختید که این درس سخته این مفهوم رو توی ذهنتون جا دادید؛ ولی وقتی درس ریاضی را برداشتید و اونو را آسون بپندارید، در عقلتون تا بتونید درس رو آسونتر بخونید، اونو رو جزو درسهای ساده بردارید." بعد این ماجرا کل دانشجویان بیشتر بر روی مباحث و فرمولها دقت میکردند و با تمرین و تکرار بیشتر ،درس را با نمرات خوب پشت سر گذاشتند. این را هم اضافه کنم که وقتی کاری را آغاز میکنیم، باید بر خدا توکل کنیم؛ این رمز پیروزی بر مشکلات است و اینگونه میتوان کبوتر را از درون تنگ شیشهای خارج کرد.