ویرگول
ورودثبت نام
mashoogh
mashooghشاید ماجرا همین بود.من فریاد میزدم و انها سکوت میشنیدند
mashoogh
mashoogh
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ روز پیش

اغوش؟

این روزها میان نفس کشیدن و نفس بریدن در ترددم.. دستم به هیچکدامش بند نیست! هیچ آغوشی برایم باز نیست.. میان راه مینشینم.. شاید دست سرنوشت و تقدیر هردو رفیق نیمه راه بودند! میدانم روزی..لب عصری بلند خواهم شد اما.. تاوان نشستن های از سر اجبار را چه کسی خواهد داد؟! _معشوق

۱۰
۴
mashoogh
mashoogh
شاید ماجرا همین بود.من فریاد میزدم و انها سکوت میشنیدند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید