
استاد عبدالرضا فریدزاده از معلمان، ادیبان، شاعران، نویسندگان، نمایش نامه نویسان، کارگردان، بازیگران تئاتر و معلم بازنشسته آموزش و پرورش بروجرد در ۱۲ شهریور ماه سال ۱۳۳۱ ه.ش در دیار فرزانگان بروجرد پا به جهان هستی نهاد. از این شاعر بروجردی آثاری چون کتاب فن بیان و نمایشنامه اهل کوفه، سه مجموعه شعر از جمله"خنجر همیشه قدیمیست" و "مربّعها"،چهار مجموعه نمایشنامه شامل ۳۴ نمایشنامه کوتاه و بلند و... به یادگار مانده است. استاد عبدالرضا فریدزاده پس از سال ها حشر ونشر ادبی و نمایشی در میان گلستان و سروستان فرهنگ و هنر و شعر و ادب سرانجام در یکم اسفندماه سال ۱۴۰۳ ه.ش در سن ۷۲ سالگی از دیار فانی به دیار باقی شتافت و به همسایگی آفریدگار حیات و ممات رفت.(م.مهر)
نمونه ای از شعر زنده یاد فریدزاده
حق با ملال توست می دانم که تلخم
شیرینِ دلتنگم! پشیمانم که تلخم
با من بمان، می بینی اینجا مرگ وحشی
چون اضطراب افتاده در جانم که تلخم
بی کس میان حلقه ی لبخند و خنجر
مثل نگاه خود پریشانم که تلخم
من داغدارِ یک غرورِ سر به راهم
اندوهناکِ ایلِ انسانم که تلخم
تاریخ این قومم که سرهاشان بریده ست
خود نیز همتقدیر ایشانم که تلخم
پاهام را پی کرده تردید و، تأمّل
زنجیر می بافد به دستانم که تلخم
از آنهمه شور، آنهمه درد، آنهمه مرد
من مانده ام تنها و، ایمانم که تلخم
آه ای خیال سبز، ای وهمِ دل انگیز
تا سینه در برفم، زمستانم که تلخم
در من بمان، می ترسم اینجا بد بمیرم
آغاز جان! هم مرزِ پایانم که تلخم

