برداشت من از کتاب ماندن در وضعیت آخر



من با این کتاب حدود یک سال زندگی کردم هی میخوندم هی ولش میکردم یکم برام سخت بود کتاب با تم روانشناسی بخونم😅 اما کم کم عاشق کتاب شدم و فهمیدم دوستم واقعا من و مشکلاتمو شناخته بود که این کتاب و بهم معرفی کرد کتابی روانشناسی که کلیشه ای نیست کتاب پر از تمرینه و واقعا ادمو به یک حدی از خودشناسی میرسونه و اینو حس میکنی مواردی که توی کتاب برام مهم بود و فهرست وار نوشتم تا هر وقت حس کردم به دردم میخوره دوباره برم سمتش قطعا که این کتاب بیشتر از یک بار میطلبه بخونیش

هنگام سردرگمی چه کنیم.
ردیابی ناراحتی.
توافق و قرارداد نویسی.
مواردی که قبل از هر رابطه ای باید بدونیم و کمک میکنند بعد ها کمتر به مشکل بخوریم.
توضیح کودک بالغ و والد و پیدا کردن انها در خودتون.
رابطه با والدین .
نحوه حل مشکلات.
برنامه ریزی و کمک به تشخیص الویت در زندگی.
وقتی بی انگیزه ایم چیکار کنیم یا اصلا بی انگیزه بودن از کجا میاد؟.
وقت و زمان چیه و چطور هدر ندیم.
عدم قطعیت.
مکالمه درونی.
و...

دو جمله جذاب از کتاب:

شادی شکلی است از شهامت.

خداوند به ما برای پذیرش آنچه نمی توانیم تغییر دهیم متانت ،برای آنچه می توانیم تغییر دهیم شهامت و برای تشخیص تفاوت این دو خرد و درایت عنایت فرماید.

شهریور۱۴۰۱