
نمیدانم بزرگسالی برای بقیه چگونه شروع شد
نزدیک یک سال است که فکر میکنم بزرگ شده ام خواهرم کنارم مینشیند تند تند چند جمله میگوید و با هیجان سوالی میپرسد و من مکث میکنم تا جوابش را بدهم نه اینکه سوال ها و حرف هایش را نفهمیده باشم نه فهمیده ام فقط کلمات بر دهانم نمی آید انگار تو ذهنم چند نفر مشغول حرف زدنند و مجالی برای صحبت با فرد دیگر نیست
در بزرگسالی آدم های اطرافم نه سفید اند نه سیاه خاکستری اند گاهی تیره و گاهی روشن در کتابی روانشناسی خواندم که این خوب است که آدم ها را سیاه و سفید مطلق ندانی اما حقیقتا با این روش خیلی حال نمیکنم آخر یعنی چه که وقتی با کسی میخواهم ارتباط بگیرم بشینم ببینم امروز طرف می خواهد روی خاکستری روشنش را به من نشان دهد یا خاکستری تیره گورپدرشان با این طیف های رنگی طرف باید یا انصاف و ذات خوبی داشته باشد که بشود دو کلام باهاش حرف زد یا دکمه خروجش را فشار داده و هدایتش کرد
در بزرگسالی فوتبال دیدن بهم حال نمیدهد جام جهانی ۲۰۲۶است و یک بازی که هیچ یک دقیقه ام از بازی ها را ندیده ام با این که روی ۱۰نفرشان کراش زده ام و احتمالا آخرین جام جهانی است که مسی و رونالدو در آن شرکت میکنند با همه این ها نمیدانم حال نمیکنم ببینم و این ندیدن کمی ازارده خاطرم میکند نمیدانم از ندیدن مسی و رونالدو در پیراهن تیم ملی شان است یا از اینکه شور و شوق نوجوانی ام چال شده است
در بزرگسالی مجبور شده ام که بفهمم حس ها پایدار نیستند باید دانست که غم شادی ترس اضطراب وافسردگی و ده ها حس دیگر دوست های خواسته یا ناخواسته تو اند و هر وقت که حال کنند در را باز میکنند و می آیند و خودشان را پرت میکنند روی تختت فارغ از آنکه خوشت بیاید یا نیاید کمی می ماند و جایش را به حس بعدی می دهد و میرود نباید خیلی دل در بندشان کرد وفا ندارند
آخ آخ آخ جان میکنم تا از تجربه بعدی بزرگسالی بگویم
(شاهزاده سوار بر اسب سفیدی در کار نیست)
لامصب جمله جمله دردناکی است زندگی همان چیزی است که میبینی همین کثافت با شادی های موقت کسی قرار نیست بیاید و نجات دهد
البته یک استثنا هم هست که اسم های زیادی برایش گذاشته اند مثل شانس یا خواست خدا که خب انشالله قسمت همه مان شود
گل سر سبد بزرگسالی را نگفتم در اینجا گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
اما بزرگسالی با همه این ها یک مزیت خوب دارد، خیلی خوب میتوانی کودک درونت را ببینی دستش را بگیری و بگذاری گاهی نفس بکشد و بستنی مورد علاقه اش را در گرمای تابستان بخورد و کمی خنک شود
سخت نگیریم،همین هم خوب است
اوایل تیر۱۴۰۵