
برداشت من از کتاب بی زمستان
سفرنامه و عکس های تاجیکستان،آذربایجان و گرجستان
نوشته منصور ضابطیان
این سفر نامه عجیب و در عین حال جالبه انگار داره دنبال ایران و نقاط مشترک با ایران در این کشورهای نزدیک میگرده.
قسمت اول تاجیکستان
اوایل این فصل فکر میکردم تاجیکستان یک نوع ایران آرمانیه که خب جشن گرفتن نوروز ، توجه به تاریخ این منطقه،علاقه به شعرو شاعر ها علاقه به زبان فارسی و همه و همه این و تایید میکرد تا اینکه گفت در آنجا هم زنان حقوق اجتماعی کمتری دارند و خب غریبه که اینجا نیست کمی توی ذوقم خورد اما خب دست کم کشور جذابیه برای دیدن.
زبان مردم این کشوره هم فارسی تاجیکی است(الفبای کاملا متفاوتی با فارسی در ایران دارد) و هم روسی و این کشور علاقه عجیب غریبی به سلسله سامانیان دارد تا جایی که واحد پولشان هم به اسم( سامانی) است.
قسمت دوم آذربایجان
در قسمت آذربایجان از اختلاف با ارمنی ها،دزدی های هویتی از فرهنگ و تاریخ ایران و سکوت حکومت ایران صحبت شد که حقیقتا کمی از جذابیت این قسمت کم کرد اما مهمان نوازی و غذاهای آذری و البته موسیقی کمی جبرانش کرد.
در این قسمت از دوره ای گفت که آذربایجان جزوی از شوروی بود و ساختمان های ساده کمونیستی از اون موقع مونده تا به الان که مرکز فرهنگی حیدر علی اف به جای اون ها حکمرانی میکنه.
از این صحبت شد که آذربایجان دارای ریشه های اسلامی و کمونیستی است اما الان سعی به نزدیک شدن به اروپا و فراموش دوران قبل خود داره.
درباره این گفت که این کشور نفت داره ولی منطقه ای به اسم تفتان در این کشور هست که نفتش نامناسبه برای صنعت اما به جای آن از این نفت برای نفت درمانی استفاده میشه.
قسمت سوم گرجستان
تو این کتاب از گرجستان خیلی کوتاه گفته شده اما حس میکنم گرجی ها ایران را دوست دارند اما نه برای زندگی فقط برای تماشا از دور و این حرف و ظلم پادشاهان صفوی و قاجار که به این منطقه کردند تایید میکنه.
اما این کشور سرشار از جذابیته برای اثبات این حرف همین بس که بین اروپا و آسیا قرار داره و فرهنگ هر دو رو در خود حل کرده و خب انگار کمی اروپایی تره تا اسیایی
همچنین ازانقلاب گل سرخ ، تفلیس و امنیتش و کافه های متفاوتش صحبت شده و غذای آشناییشان خاچاپوری که خوشمزه و سیر کننده است.
نوروز ۱۴۰۵