ویرگول
ورودثبت نام
مرتضی بابائی
مرتضی بابائی
مرتضی بابائی
مرتضی بابائی
خواندن ۱ دقیقه·۳ سال پیش

خیالت

گر بگویم با خیالت تا کجاها رفته ام
مردمان این زمانه سنگسارم می کنند...

رج به رج هر بیت را از روی چشمت ساختم
شعرهایم دستباف مهربانی های توست...

عطسه هایم عرصۀ پاییز را پر کرده است
حرف رفتن می زنی هی صبر می آید فقط

روی نبودت هم حسابی تازه وا کردم
یاد تو می ارزد به بودنهای خیلیها

تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
که در کنار تو بودن چه عالمی دارد

یک امشبی که آمده بودی به خواب من
من از غم فراق تو خوابم نبرده بود...

۵
۱
مرتضی بابائی
مرتضی بابائی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید