ویرگول
ورودثبت نام
Milad Shahalizad
Milad Shahalizadدرباره پروژه Orb، زندگی صلح آمیز سیاره ای
Milad Shahalizad
Milad Shahalizad
خواندن ۴ دقیقه·۲۰ روز پیش

توهم پیشرفت

Woman looking into the mirror
Woman looking into the mirror

چرا تکنولوژی ما را بالغ‌تر نکرد؟

ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که تقریباً همه‌چیز «بهتر» شده است.
سریع‌تر ارتباط می‌گیریم.
بیشتر می‌دانیم.
قدرت بیشتری برای تغییر جهان داریم.

و اسم این را گذاشته‌ایم: پیشرفت.

اما یک سؤال ساده مدام در ذهن من می‌چرخد:
اگر واقعاً پیشرفت کرده‌ایم،
پس چرا این‌همه انسانِ خسته، مضطرب، سردرگم و تنها اطراف‌مان می‌بینیم؟

چرا با این همه ابزار ارتباطی،
احساسِ قطع ارتباط این‌قدر زیاد شده؟

با این همه دانش،
چرا این‌همه سردرگمی؟


پیشرفت یعنی چه؟ و رشد یعنی چه؟

ما معمولاً این دو تا را قاطی هم می‌کنیم:
پیشرفت و رشد.

پیشرفت یعنی:
قوی‌تر شدن ابزارها
بزرگ‌تر شدن سیستم‌ها
سریع‌تر شدن فرآیندها

رشد یعنی:
بالغ‌تر شدن انسان
عمیق‌تر شدن درک
وسیع‌تر شدن آگاهی

تمدن مدرن در پیشرفت استاد شده،
اما در رشد عقب مانده است.

ما یاد گرفته‌ایم چگونه جهان را تغییر دهیم،
اما یاد نگرفته‌ایم چگونه خودمان را بفهمیم.

یاد گرفته‌ایم چطور به ماه برویم،
اما هنوز بلد نیستیم با هم زندگی کنیم.


وقتی ابزار جلوتر از آگاهی حرکت می‌کند

در بیشتر تاریخ بشر، ابزارها محدود بودند.
انسان می‌توانست با آگاهی خودش آن‌ها را کنترل کند.

اما حالا:
ابزارها از انسان جلو زده‌اند.

الگوریتم‌ها می‌دانند چه چیزی توجه ما را می‌گیرد.
سیستم‌های مالی مسیر زندگی میلیون‌ها نفر را تعیین می‌کنند.
شبکه‌های اجتماعی احساس ارزشمندی ما را شکل می‌دهند.

ولی سؤال این است:
چه کسی این ابزارها را هدایت می‌کند؟

انسانی که هنوز:
از ترس‌های کهن رها نشده
از نیاز به تأیید آزاد نشده
از میل به قدرت عبور نکرده

یعنی:
ابزارهای قرن بیست‌ویکم
در دست روانِ قرون وسطایی.

و این ترکیب خطرناک است.


توهم بزرگ: هر چه جلوتر، بهتر

ما یک باور نانوشته داریم:
هر چیزی که جدیدتر است، بهتر است.

تکنولوژی جدید = زندگی بهتر
سرعت بیشتر = خوشبختی بیشتر
اطلاعات بیشتر = آگاهی بیشتر

اما تجربه‌ی واقعی خیلی وقت‌ها چیز دیگری می‌گوید.

ما:
اطلاعات بیشتری داریم، ولی تمرکز کمتر
دوستان بیشتری داریم، ولی رابطه‌ی عمیق کمتر
انتخاب‌های بیشتری داریم، ولی رضایت کمتر

انگار کم‌کم:
زندگی تبدیل شده به مدیریت بی‌پایان گزینه‌ها،
نه تجربه‌ی عمیق بودن

این همان جایی است که پیشرفت،
به توهم تبدیل می‌شود.


انسان؛ موجودی که جا ماند

در این مسابقه‌ی سرعت،
یک چیز جا مانده: انسان.

بدن ما هنوز همان بدن است
ذهن ما هنوز همان الگوهای کهن را دارد
نیازهای ما هنوز همان نیازهاست:
دیده شدن
فهمیده شدن
دوست داشته شدن
معنا داشتن

اما محیط اطراف‌مان:
دیگر با این ریتم ساخته نشده.

ما در سیستم‌هایی زندگی می‌کنیم که:
برای سرعت طراحی شده‌اند
نه برای معنا
برای تولید طراحی شده‌اند
نه برای رابطه

و بعد تعجب می‌کنیم که چرا فرسوده‌ایم.


بحران معنا؛ فرزند پنهان پیشرفت

یکی از نتایج پنهان این مدل پیشرفت،
بحران معناست.

وقتی همه‌چیز ممکن می‌شود،
دیگر معلوم نیست چرا باید چیزی را انتخاب کنیم.

وقتی همه‌چیز قابل خرید است،
ارزش‌ها کم‌رنگ می‌شوند.

وقتی موفقیت فقط عدد می‌شود:
درآمد
فالوئر
رشد
سرعت

کم‌کم انسان از خودش می‌پرسد:
من دقیقاً چرا دارم این کارها را می‌کنم؟

و اغلب جوابی پیدا نمی‌کند،
جز اینکه:
«همه همین کار را می‌کنند.»

این خطرناک است:
تمدنی که بلد نیست بگوید چرا زنده است،
فقط بلد است ادامه بدهد.


عرفان چه می‌گوید؟ حرکت بدون حضور

در نگاه عرفانی،
حرکت اگر با حضور نباشد،
شدن نیست؛
فرار است.

ممکن است ما:
مدام جلو برویم
مدام عوض کنیم
مدام تولید کنیم

اما اگر ندانیم:
که هستیم
چرا هستیم
و به کجا می‌رویم

این حرکت،
حرکت کور است.

مثل کسی که مدام راه می‌رود
ولی نمی‌داند از چه فرار می‌کند
و به کجا می‌خواهد برسد.

توهم پیشرفت از همین‌جا می‌آید:
حرکت را با رشد اشتباه می‌گیریم.


وقتی تمدن فکر می‌کند بالغ است

در تاریخ، هر وقت تمدنی گفته:
«ما به اوج رسیده‌ایم»
«ما کامل‌ترین سیستم را داریم»
«ما مرکز جهانیم»

در واقع:
ناتمامی خودش را فراموش کرده.

و همان‌جا شروع سقوطش بوده.

چون جهان ایستا نیست.
زندگی ایستا نیست.
و تمدنی که ایستایی را تقدیس کند،
کم‌کم از جریان زندگی جدا می‌شود.

پیشرفت بدون آگاهی،
تبدیل می‌شود به:
انباشتن قدرت،
بدون بلوغ استفاده از آن.


مسئله تکنولوژی نیست، جهت آن است

من فکر نمی‌کنم تکنولوژی بد است.
اصلاً.

تکنولوژی یکی از خلاق‌ترین تجلیات ذهن انسان است.

مسئله این نیست که ابزار داریم.
مسئله این است که:
با چه نگاهی می‌سازیمش؟

اگر با نگاه:
کنترل
رقابت
مصرف
قدرت

ساخته شوند،

ابزار هم همان را تقویت می‌کند.

ولی اگر با نگاه:
رابطه
آگاهی
رشد
زندگی

بسازیمشان،

آنوقت ابزار می‌تواند:
انسان‌ترمان کند، نه مکانیکی‌تر.

ابزار ذات ندارد؛ جهت دارد.

و این جهت را ما تعیین می‌کنیم.


تمدن بالغ چه فرقی دارد؟

تمدن بالغ:
فقط نمی‌پرسد «چه چیزی ممکن است؟»
می‌پرسد «چه چیزی درست است؟»

فقط نمی‌پرسد «چقدر می‌توانیم؟»
می‌پرسد «چرا باید؟»

در تمدن بالغ:
تکنولوژی باید:
در خدمت رابطه باشد
نه جایگزین آن
در خدمت آگاهی باشد
نه حواس‌پرتی
در خدمت معنا باشد
نه فقط سرعت

تمدن بالغ نمی‌خواهد:
همه‌چیز را فتح کند
می‌خواهد:
زندگی را حفظ کند و به اوج برساند.

اینگونه است که یک تجربه ی کامل از سفر زندگی ایجاد می شود.


نقش ما چیست؟ (انسان، هنرمند، کارآفرین)

اگر تو:
کارآفرینی
یا هنرمندی
یا کسی که چیزی می‌سازد.

سؤال اصلی این نیست:
«چقدر بزرگ می‌شود؟»

سؤال اصلی این است:
این چیزی که من می‌سازم:
انسان را نزدیک‌تر می‌کند یا دورتر؟
آگاه‌تر می‌کند یا وابسته‌تر؟
زنده‌تر می‌کند یا مکانیکی‌تر؟

ما شاید نتوانیم تمدن را یک‌جا عوض کنیم،
اما می‌توانیم:
جهت ابزارها را عوض کنیم.

هر محصول
هر اثر هنری
هر سیستم
یک انتخاب اخلاقی است
حتی اگر اسمش را نگذاریم اخلاق.


توهم پیشرفت از کجا می‌آید؟

از این‌جا که:
عدد را جای تجربه می‌گذاریم
سرعت را جای عمق
امکان را جای معنا

و بعد اسمش را می‌گذاریم:
تمدن پیشرفته.

اما شاید تمدن واقعاً پیشرفته، تمدنی باشد که:
کمتر می‌دود.
بیشتر می‌فهمد.
کمتر تولید می‌کند.
بیشتر مراقبت می‌کند.
کمتر فتح می‌کند.
بیشتر پرورش می‌دهد.


این مقاله چرا نوشته شد؟

من این را ننوشتم که بگویم:
«تکنولوژی بد است.»

نوشتم چون حس می‌کنم:
ما داریم خیلی سریع می‌دویم،
بدون اینکه بدانیم به کجا.

و شاید وقتش رسیده:
بین حرکت و معنا
دوباره رابطه برقرار کنیم.

شاید پیشرفت واقعی،
نه جلو رفتن کور،
بلکه:
آگاه‌تر جلو رفتن باشد.


یک پایان باز

ممکن است تمدن ما از نظر فنی،
از همه‌ی تمدن‌های قبل جلوتر باشد.

اما سؤال این است:
از نظر انسانی چطور؟

اگر نتوانیم:
با این قدرت تازه
زندگی عمیق‌تری بسازیم
روابط انسانی‌تری بسازیم
و معنای روشن‌تری برای بودن پیدا کنیم

شاید آیندگان درباره‌ی ما بگویند:
«آن‌ها خیلی چیزها بلد بودند بسازند،
ولی بلد نبودند چگونه زندگی کنند.»

و این،
غم‌انگیزترین شکل توهم پیشرفت است.

پیشرفتتاریخ بشرمسیر زندگی
۱۰
۳
Milad Shahalizad
Milad Shahalizad
درباره پروژه Orb، زندگی صلح آمیز سیاره ای
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید