اسکیل آپ چیست؟



استارت آپ، مفهومی است که از سال ۲۰۰۴ وارد ادبیات پژوهش در کسب و کار گردیده و از آن زمان تاکنون، ابعاد متنوع این مفهوم مورد بررسی قرار گرفته است. استارتاپها به طور معمول در اندازه کوچک بوده و به منابع مالی و اجتماعی برای حفظ خود در طی دوره رشد نیازمند هستند و همچنین با محدودیت های جدی روبرو می باشند.

زمانی که استارت آپ به اندازه کافی ایده خود را در بازار تست کرد و محصول یا خدمات آن تثبیت شد وارد مرحله اسکیل آپ می‌شویم. در این مرحله اساسی از چرخه عمر کسب و کار، اتحاد و تعامل بین اعضای تیم شکل گرفته و تعامل لازم ایجاد شده است.

در واقع همکاری بین کارمندان به گونه‌ای است که آمادگی ارائه محصول یا خدمات کسب و کار را در در سطح انبوه دارند. همچنین تیم مرکزی گسترش می‌یابد و تیم‌های دیگری به تفکیک تخصص و به فراخور نیاز اسکیل آپ ایجاد می‌شود.

با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از استارتاپها کمتر از پنج سال پس از تأسیس زنده می مانند (گزارشها نشان می دهند که در آمریکا تنها 22 درصد و در اروپا 11 درصد از استارتاپها موفق می شوند به مرحله اسکیل آپ راه بیابند که این تعداد بسیار اندک است).

نداشتن رشد برای استارتاپها اغلب متقابلاً به عدم موفقیت برای زنده ماندن آنها تبدیل می شود. هنگامی که رشد در استارت آپ اتفاق می افتد، می تواند در سرعت زیاد غیر منتظره باشد زیرا آنها غالباً در حوزه های تازه با سرعت بالای تغییر در حال حرکت هستند. بسیاری از آنها با محصول و فناوری متفاوت و عدم قطعیت بازار مشخص می شوند. چگونگی همگام سازی سازماندهی داخلی و رشد استارت آپ اغلب "اسکیل آپ " نامیده می شود.

اسکیل آپ را به عنوان شرکتی که توانسته است مدل کسب و کارش را به یک مدل تکرار پذیر تبدیل کند و تطابق محصولش با نیازهای بازار را تایید کرده و به این اطمینان رسیده است که مدل اقتصادی در ابعاد کوچک جواب می دهد و اگر ابعاد را بزرگتر کند باز هم جواب خواهد داد، تعریف می کنند.

از این رو بر این اساس در حالیکه استارتاپها نقش بسیار مهمی را در توسعه اقتصادی ایفا می کنند اما تعداد بسیار بالای نرخ بالای شکست آنها نشان دهنده این موضوع است که تولد استارتاپها در حالیکه توانایی انجام رشد را که لازمه بقاء آنها است را نداشته باشند، نه تنها برای توسعه اقتصادی مفید نیست بلکه به دلیل هدر رفتن منابع برای آن مضر نیز می باشد.

از این رو بررسی و شناسایی عواملی که یک استارتاپ را مقیاس پذیر کرده و توانایی اسکیل و رشد را به آن می دهد از اهمیت بسزایی برخوردار است. بررسی پژوهش های پیشین نشان می دهد ادبیات تاکنون به صورت طبقه بندی شده و بر اساس معیارهای مشخص به مقیاس کردن یا رشد نمایی استارتاپ ها که شرط لازم برای رشد آنها می باشد نپرداخته است.

طبق گزارش اکوسیستم استارتآپ جهانی ژنوم در سال ۲۰۱۸ هفتاد درصد استارتآپها به دلیل مقیاس پذیری پیش از بلوغ شکست می خورند.

مقیاس‌پذیری پیش از وقوع به معنی صرف هزینه های اضافی(نظیر استخدام پرسنل فروش، بازاریابی پر هزینه، کامل کردن محصول، اجاره دفتر) پیش از رسیدن به تناسب محصول/بازار است.

مقیاس پذیری در ادبیات فناوری برای نشان دادن توانایی یک سیستم برای مقابله با مقدار زیادی از حجم کار بکار می رود. اما در سال ۲۰۰۴ با تعریف پتانسیل رشد یک شرکت از طریق صرفه جویی ناشی از مقیاس، وارد حوزه کسب و کار شده است.

دوروفلی و همکارانش در سال ۲۰۰۷ اصطلاح Scale-Up Companies و Scale-Ups را برای استارتآپهایی که از فاز اکتشافی اولیه خود عبور کرده، خدمت یا محصول اولیه خود و بخش بازار خود را پیدا کرده‌اند و در حال ورود به یک فاز رشد (ورود به مرحله اسکیل آپ) هستند که در آن به دنبال رسوخ در بازار اصلی هستند، بکار میبرند.

رایس در سال ۲۰۱۱ مقیاس پذیری را به عنوان یکی از مهمترین عوامل در موفقیت یک استارتآپ معرفی می کند. وی یک استارتآپ را یک تیم یا سازمان موقت که به دنبال یک مدل کسب و کار تکرارپذیر، سودآور و مقیاس پذیر است، تعریف می‌کند.




چند تعریف دیگر از اسکیل آپ در زیر آورده شده است:

  • اسکیل آپ شرکتی است که توانسته مدل کسب و کار خود را به یک مدل تکرارپذیر تبدیل کند و تطابق محصولش با نیازهای بازار را تایید کرده و به این اطمینان رسیده است که مدل کسب و کار در ابعاد کوچک پاسخگوی نیازها است و اگر ابعاد بزرگتر شود باز هم پاسخگو خواهد بود. (دسانتلا و گلاتی، 2017)
  • اسکیل آپ به عنوان قابلیت یک استارت آپ برای افزایش منابع فعلی خود جهت رشد و عمل کردن در مقیاسی بزرگتر، بدون محدود شدن توسط عواملی مانند سرمایه گذاری مالی، منابع انسانی و ساختارهای مرسوم و غیره، تعریف می شود. (هارنیش، 2019).
  • در مرحله اسکیل آپ نیاز یک سازمان بسیار متفاوت است که ساختار، فرآیند و نظم را شامل می شود.این شامل رسمیت در روابط و تمرکز در تصمیم گیری است. (پیکن، 2017).
  • استارت آپ تنها مرحله شروع چرخه عمر شرکت است، به دنبال آن مرحله اسکیل آپ قرار می گیرد که در آن پتانسیل رشد استارت اپ می تواند آن را به یک شرکت با رشد نمایی تبدیل نماید که در آن رشد درآمد بسیار بیشتر از رشد هزینه‌ها باشد. (زاجکو، 2017).
  • یک اسکیل آپ شرکتی است که در ۳ سال گذشته حداقل ۲۰٪ بازده سالیانه داشته باشد و حداقل ۱۰ کارمند در ابتدای دوره داشته باشد. (OECD، 2007)



هنگامی که یک مدل کسب و کار توسعه داده شد و مورد اعتبارسنجی قرار گرفت، نوبت به اسکیل کسب و کار می رسد. یکی از چالشهای اصلی برای مدیران کسب‌وکارها ، مدیریت گذار به مرحه اسکیل آپ است. در این مرحله یک استارتآپ به محصول خود و مدل کسب‌و‌کار خود رسیده است و بسیاری از ناشناخته های دیگر باید شفاف شوند.

میزان عدم قطعیت و به دنبال آن استفاده از وظایف مدیریت کارآفرینانه خالص نیز کاهش می یابد. تمرکز به سوی استفاده از اصول مدیریت سنتی تر با تمرکز بر اجرا و بهینه سازی خواهد بود. با کاهش عدم قطعیت ها، دلایل استفاده از مدیریت کارآفرینانه کم کم از بین می رود. وقتی استارتآپ از نوآوری به سمت اجرا حرکت می کند، کسب و کار وارد یک مرحله گذار میشود که در آن نه مدیریت سنتی و نه مدیریت کارآفرینانه هیچ کدام به تنهایی مناسب نیستند.




در این نوشته سعی شد تعاریف اسکیل آپ از منابع مختلف ذکر شوند. در جامعه ما که استارتاپهای متعددی در حال شکل گرفتن هستند و همانند دیگر کشورها تعداد بسیار کمی از آنها می‌توانند وارد مرحله بعدی چرخه عمر خود شوند، موضوع اسکیل آپ از اهمیت زیادی برخوردار است و شایسته است مدیران ارشد و فاندرها به این موضوع توجه ویژه‌ای داشته باشند.


برای اطلاعات بیشتر و مطالعه مقاله های تخصصی این حوزه، می‌توانید از سایت مشاوران غزال بازدید کنید.