ویرگول
ورودثبت نام
سعید پورمحرم
سعید پورمحرمدیپلم سینما دارم و لیسانس طراحی صحنه از دانشگاه هنر ، الان هم دانشجوی ارشد کارگردانی در همین دانشگاه هستم!
سعید پورمحرم
سعید پورمحرم
خواندن ۷ دقیقه·۴ روز پیش

نقد فیلم «فاوست» مورنائو Faust (1926) بخش اول

بررسی ریشه های ادبی دراماتیک و ارزش های سینمایی. پارت ششم بررسی فیلم های سینمای صامت.

از افسانه‌ی قرون وسطی تا اسطوره‌ی اکسپرسیونیستی

۱. ریشه‌های ادبی و دراماتیک: فاوست پیش از سینما

داستان فاوست، پیش از آن‌که به پرده‌ی نقره‌ای برسد، در فرهنگ اروپایی قرن‌هاست که مانند یک زخمِ باز تکرار می‌شود: قصه‌ی انسانی که برای دانایی، قدرت یا لذت، روح خود را به شیطان می‌فروشد.

  • منشأ فولکلوریک:

    ریشه‌های اولیه‌ی فاوست به حکایت‌های آلمانی قرن شانزدهم برمی‌گردد؛ جایی که نام «یوهان/گئورگ فاوست» به‌عنوان یک جادوگر، کیمیاگر یا ساحر بدنام در منابع پراکنده دیده می‌شود. این روایت‌ها غالباً ساختاری اخلاق‌گرا داشتند: دانش‌طلبی بیش‌ازحد و کنجکاوی ممنوع = سقوط اخلاقی و عذاب ابدی.

  • نسخه‌های نمایشی اولیه:

    مشهورترین بازآفرینی اولیه، تراژدی «دکتر فاستوس» اثر کریستوفر مارلو (اواخر قرن شانزدهم) است؛ درام الیزابتی‌ای که برای نخستین بار، قرارداد با شیطان را به‌صورت یک نمایش صحنه‌پردازی‌شده و دیالوگ‌محور، با کشمکش‌های اخلاقی و لحنی گاه گروتسک، گاه تراژیک زنده کرد.

    در این‌جا، فاوست در میدان نبردی بین میل به قدرت/معرفت و وجدان مذهبی گیر می‌افتد و عذاب وجدان، بخشی مهم از درام است.

  • قله‌ی ادبی: «فاوست» گوته

    نقطه‌ی اوج ادبی، بی‌شک «فاوست» گوته است؛ پروژه‌ای عظیم که گوته عملاً تمام عمرش را پای آن گذاشت. این متن نه فقط یک تراژدی درباره‌ی معامله با شیطان، بلکه نوعی «کمدی الهی» مدرن است؛ تلفیقی از فلسفه، الهیات، اسطوره، عشق، سیاست، علم و تاریخ.

    خصوصیات مهم نسخه‌ی گوته که برای فهم فیلم مورنائو حیاتی‌اند:

    • دو سطح روایی: سطح کیهانی (خدا و مفیستو، شرط‌بندی بر سر روح فاوست) و سطح زمینی (زندگی، عشق، خطاها و سرنوشت فاوست).

    • دو بخش متمایز: فاوست ۱ (با محوریت عشق فاوست و گرتخن و ابعاد اخلاقی-شخصی ماجرا) و فاوست ۲ (گسترده‌تر، سمبولیک‌تر، فلسفی‌تر، و مملو از تمثیل‌های سیاسی-تاریخی).

    • مفهوم مرکزی: انسان به‌عنوان موجودی ناآرام، همیشه در تکاپو، که ارزشش در «کوشش» است، حتی اگر خطا کند؛ و همین «کوشش» است که نهایتاً امکان رستگاری را فراهم می‌کند.

این شجره‌نامه‌ی ادبی مهم است، چون مورنائو از دل همین میراث سراغ سینما می‌آید، اما ناگزیر چیزهایی را حذف، ساده‌سازی یا تبدیل به تصویر می‌کند.


۲. فاوست در سینما قبل از مورنائو: آزمون‌های اولیه

پیش از نسخه‌ی ۱۹۲۶ مورنائو، سینما بارها به فاوست سر زده بود؛ اما بیشتر در قالب تجربه‌های کوتاه، تریک‌فیلم یا روایت‌های ساده شده:

  • فیلم‌های تریک و جادویی:

    در اواخر قرن نوزدهم ( یک نمونه 1897 (احتمالا به کارگردانی ملی‌یس) و یک نمونه 1903 به (کارگردانی آلیس گای) مشخصا در اینترنت برای تماشا موجود اند ) و اوایل قرن بیستم، کارگردان‌هایی مثل ژرژ مِلی‌یس با استفاده از ترفندهای بصری (دود، ظاهر و غیب شدن، تغییر شکل‌ها) فضای فاوستی را لمس کردند، هرچند اغلب نه با ساختار کامل داستان، بلکه به‌صورت اپیزودیک و نمایشی. ( زمان هر فیلم 1-2 دقیقه است ) این تولیدات ادامه دارد بود.

  • نسخه‌های صامت اولیه (دهه‌ی ۱۹۰۰ و ۱۹۱۰):

    کمپانی‌هایی مثل «پاته» اقتباس‌هایی کوتاه، ساده و تا حدی اخلاق‌گرایانه از فاوست ساختند؛ اغلب بیش از آن‌که شخصیت‌پردازی و منطق دراماتیک داشته باشند، به‌عنوان نمایش‌های تصویری از «مردی که روحش را می‌فروشد» عمل می‌کردند.

    بسیاری از این نسخه‌ها امروز ناقص یا مفقود شده‌اند، اما به‌طور کلی می‌شود گفت:

    • زمان‌شان کوتاه بود.

    • بیشتر روی جلوه‌های بصریِ شیطان، جادو و جهنم تأکید داشتند.

    • لایه‌های فلسفی و پیچیدگی متن گوته عملاً به چند موتیف اخلاقی تقلیل پیدا می‌کرد.

در این زمینه است که «فاوست» مورنائو به‌عنوان اولین تلاش کاملاً بلند، پرخرج و جاه‌طلبانه برای تبدیل میراث فاوست به یک فیلم حماسی-فانتزی با بُعد انسانی/دراماتیک جدی، اهمیت پیدا می‌کند.

صحنه ای از Faust et Méphistophélès (1903) به کارگردانی آلیس گای
صحنه ای از Faust et Méphistophélès (1903) به کارگردانی آلیس گای

۳. فاوست مورنائو: بین اسطوره‌ی گوته و سینمای صامت

فیلم مورنائو نه یک اقتباس وفادار از تمام متن گوته است، نه صرفاً بازگویی نسخه‌های فولکلوریک. او از میان این میراث، دست به انتخاب می‌زند:

  • سطح کیهانی را نگه می‌دارد (پرولوگ با خدا و مفیستو، شرط‌بندی بر سر روح فاوست).

  • بخش گرتخن‌محور فاوست گوته را تبدیل به ستون فقرات درام می‌کند.

  • بسیاری از مباحث پیچیده‌ی فلسفی-سیاسی و بخش دوم حماسه‌ی گوته (فاوست۲) را کنار می‌گذارد یا به نشانه‌های گذرا تقلیل می‌دهد.

این انتخاب‌ها، هم راه را برای یک فیلم صامت تصویری هموار می‌کند، هم پایه‌ی همان دوپارگی‌ای را می‌گذارد که بعدها (در پارت دوم) می‌توان درباره‌ی آن بحث کرد.


۴. ساختار فرمال فیلم: از آسمان تا دهکده

فیلم مورنائو را می‌توان به‌طور ساده به چند پله‌ی مهم ساختاری تقسیم کرد:

  1. پرولوگ کیهانی

    • خدا و مفیستو، بر فراز جهان، بر سر روح فاوست شرط می‌بندند.

    • مفیستو ادعا می‌کند انسان ضعیف و فاسدشدنی است؛ خدا، بر امکان رستگاری او تأکید می‌کند.

    • قرارداد: اگر مفیستو بتواند فاوست را به‌سوی تباهی کامل بکشاند، برنده خواهد شد.

  2. فاوستِ پیر، مرد علم و ایمان، در دل بحران

    • فاوست درون دهکده، میان کتاب‌ها، دعاها و درمان‌های ناتوان‌کننده گرفتار است.

    • شیوع طاعون، عجز علم او، و ناتوانی در نجات مردم، بحران اول شخصیت را می‌سازد.

    • در این نقطه، نارضایتی از محدودیت‌های دانش و ناتوانی در تغییر جهان، زمینه‌ی پذیرش شیطان را فراهم می‌کند.

  3. ظهور مفیستو و قرارداد

    • مفیستو ابتدا در مقیاسِ اقتصادی-معنوی ظاهر می‌شود: جان مردم، در برابر امضای فاوست.

    • سپس فاز «جوانی دوباره» و ورود به حوزه‌ی لذت و کام‌جویی.

  4. دوره‌ی فاوستِ جوان: قدرت، لذت، سفر

    • فاوست جوان، در فضایی شبیه داستان‌های ماجراجویانه و اپرایی، وارد جهان فریب‌ها، زنان، ثروت و قدرت می‌شود.

    • الگوی تصویری این بخش به تماشاگر، فاوست را بیشتر در مقام یک «قهرمان رمانس» کلاسیک نشان می‌دهد تا روشنفکر بحرانی.

  5. ورود به قصه‌ی گرتخن

    • فاوست در مواجهه با دختر معصوم (گرتخن)، به سمت نوع دیگری از عشق کشیده می‌شود.

    • این بخش ساختار یک ملودرام تراژیک را دارد: عشق، اغوا، بارداری ناخواسته، طرد، مرگ مادر، اعدام، و در نهایت فاجعه‌ی کودک در برف.

    • در این‌جا، مفیستو از شیطان متعالی، به «کارگزار کوچک» فسادی که به‌طور مستقیم در زندگی یک خانواده‌ی ساده دخالت می‌کند، تبدیل می‌شود.

  6. پایان‌بندی: رستگاری از مسیر عشق و فداکاری

    • فاوست، پیر و فرسوده، در لحظه‌ی اوج تراژدی گرتخن، خود را بر آتش می‌اندازد.

    • عشق و ایثار، به‌عنوان نیرویی که از قعر فساد می‌تواند روح را نجات دهد، وارد می‌شود.

    • پایان فیلم، با تأیید دیدگاه الهیاتی-رمانتیک: «عشق، قوی‌تر از داوری» بسته می‌شود.

این ساختار، از لحاظ روایی، فیلم را بین دو قطب بزرگ در رفت‌وآمد نگه می‌دارد:

کیهان/اخلاق کلی و عشق زمینی/ملودرام فردی.


۵. زبان تصویر: اکسپرسیونیسم در مقیاس کیهانی

یکی از بزرگ‌ترین ارزش‌های فیلم، زبان تصویری و میزانسن‌های عظیم آن است. «فاوست» از نظر فرم، نوعی نمایشگاه کامل از امکانات سینمای صامتِ آلمان محسوب می‌شود:

  • نور و سایه به‌عنوان درام‌نویس اصلی:

    • آسمان تیره، ابرهای چرخان، شعاع‌های نور الهی، سایه‌های شیطان بر شهر.

    • چهره‌ی فاوست در وضعیت بحران، نیمه در تاریکی، نیمه در نور.

    • جهان، نه بازتولید واقعیت، بلکه تجسم وضعیت روانی و متافیزیکی شخصیت‌هاست.

  • طراحی صحنه و فضا:

    • دهکده‌ی انسانی، در مقابل دکورهای عظیم عرصه‌ی الهی/شیطانی.

    • خانه‌ی گرتخن، کوچک، ساده و نزدیک‌به‌طبیعت، در مقابل تالارهای مجلل قدرت و لذت.

    • عبور از فضاها، معادل عبور از وضعیت‌های اخلاقی-وجودی است.

  • جلوه‌های ویژه و ترفندهای بصری:

    • پرواز مفیستو بر شهر، سایه‌ای که دهکده را می‌پوشاند.

    • ظهور و ناپدید شدن شیطان، تغییر سن فاوست، تجلیات جادویی.

    • این جلوه‌ها هنوز هم، بیشتر از آن‌که به‌عنوان «تریك» جلوه کنند، حامل بار معنایی‌اند: شیطان literally سایه می‌اندازد.

  • میزانسن‌های جمعی:

    • صحنه‌های طاعون، تجمع مردم، دعاها و تضرع جمعی، یادآور نیروی تئاتر مذهبی است؛ اما با دقت در چیدمان بدن‌ها در قاب.

    • دادگاه، اعدام، و جمعیت، به‌عنوان داورهای اخلاقی زمینی.

این فرم تصویری، به فیلم کیفیتی «اسطوره‌ای» می‌دهد؛ جهان انگار در وضعیت اغراق‌شده و برجسته‌شده‌ای قرار دارد که برای بحث درباره‌ی خیر و شر، کافی است.


۶. ارزش‌های سینمایی و جایگاه تاریخی «فاوست» مورنائو

در کارنامه‌ی مورنائو و تاریخ سینما، «فاوست» چند امتیاز اساسی دارد:

  1. جمع‌بندی یک دوره از سینمای صامت آلمان:

    پس از «نوسفراتو» و «آخرین خنده»، مورنائو با «فاوست» ترکیبی از فانتزی، حماسه، ملودرام و سینمای فکری را در یک پروژه‌ی عظیم تولید می‌کند. این فیلم را می‌توان یکی از آخرین قله‌های بزرگ سینمای صامت اروپایی دانست، قبل از آن‌که صدا قواعد بازی را عوض کند.

  2. الگوی اقتباس ادبی-تصویری:

    • «فاوست» نشان می‌دهد چگونه می‌توان یک متن شدیداً فلسفی-ادبی را با انتخاب عناصر دراماتیکِ مناسب، به فیلم تبدیل کرد.

    • مورنائو، بدون ادعای وفاداری کامل به گوته، روحی از اثر را می‌گیرد: نبرد بر سر روح انسان، امکان رستگاری، و تقاطع عشق و گناه.

  3. تأثیر بر سینمای فانتزی و مذهبی بعدی:

    تصاویر شیطانی، قرارداد با شیطان، پرولوگ‌های کیهانی، و دوگانگی جهان بالا/پایین، بعداً در ده‌ها فیلم فانتزی، مذهبی و حتی ترسناک تکرار می‌شود. بسیاری از کدهای بصریِ «شیطانِ سینمایی»، وام‌دار مورنائو و هم‌نسلان اوست.

  4. یک تجربه‌ی مرزی بین تئاتر، اپرا و سینما:

    • فیلم، با ابعاد اپرایی‌اش (مکان‌ها، احساسات غلیظ، تأکید بر تقدیر)،

    • با رگه‌های تئاتر مذهبی قرون وسطایی (پرولوگ کیهانی، تمثیل خیر و شر)،

    • و با امکانات خالص سینمای صامت (مونتاژ، نور، جلوه‌های بصری)


۷. پلی به پارت دوم: از ستایش تا پرسش

با همه‌ی این‌ها، «فاوست» مورنائو فقط یک شاهکار سنگ‌وار نیست که بشود آن را بدون چون‌وچرا روی طاقچه گذاشت و پرستید. همان‌قدر که از نظر بصری و تاریخ سینما اهمیت دارد، از نظر ساختار دراماتیک و شخصیت‌پردازی، پرسش‌ها و تناقض‌هایی دارد که نمی‌شود نادیده‌شان گرفت.

در پارت دوم، از زاویه‌ای نزدیک‌تر ( و با تکیه بر نگاه انتقادی نگارنده ) به همین نقاط ضعف، ابهام‌ها و دوپارگی‌های روایی خواهیم پرداخت:

  • از ماهیت انتزاعی قرارداد خدا و شیطان،

  • تا دوپاره بودن روایت (پرولوگ کیهانی و ملودرام زمینی)،

  • از وضعیت مبهم و پُرپرش شخصیت فاوست،

  • تا تغییر لحن فیلم از حماسه‌های کیهانی به ملودرامی نزدیک به soap opera.

پارت دوم، تلاشی خواهد بود برای این‌که نشان دهیم ارزش‌مند بودن یک اثر، نه تنها مانع نقد نیست، بلکه اتفاقاً نقد صریح، نشانه‌ی جدی گرفتن آن است.

لینک پارت دوم:

https://virgool.io/posts/نقد-فیلم-فاوست-مورنائو-faust-1926-بخش-دوم-faz8d1bqgwsy

فیلمتاریخ سینمانقد فیلم
۵
۰
سعید پورمحرم
سعید پورمحرم
دیپلم سینما دارم و لیسانس طراحی صحنه از دانشگاه هنر ، الان هم دانشجوی ارشد کارگردانی در همین دانشگاه هستم!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید