ویرگول
ورودثبت نام
سعید پورمحرم
سعید پورمحرمدیپلم سینما دارم و لیسانس طراحی صحنه از دانشگاه هنر ، الان هم دانشجوی ارشد کارگردانی در همین دانشگاه هستم!
سعید پورمحرم
سعید پورمحرم
خواندن ۶ دقیقه·۱۷ روز پیش

نقد فیلم The Dramaدوگانگیِ تنش و آرامش

در نخستین مواجهه، فیلمِ The Drama خود را همچون یک درام رابطه‌ایِ نسبتاً متعارف معرفی می‌کند؛ زوجی ( با بازی رابرت پتینسون و زندایا ) در آستانه‌ی ازدواج، با فضای عاطفیِ شکننده، و بحرانی ناگهانی که نظمِ ظاهریِ رابطه آن ها را فرو می‌پاشد. اما فیلم خیلی زود نشان می‌دهد که مسئله‌اش صرفاً روایتِ بحرانِ یک رابطه نیست، بلکه بازآفرینیِ «فرمِ بحران» در قالب دوگانگی تنش-آرامش است. The Drama فیلمی است که باید آن را نه در سطح داستان، بلکه در سطح سازماندهیِ دوگانگی تنش و آرامش و نحوه ترجمه این دوگانگی به ساحت های مختلف سینمایی درک کرد.

هسته فرمال

فیلم The Drama را می‌توان بر پایه‌ی یک اصلِ بنیادین خواند: هم‌زیستیِ دو کیفیتِ متضاد در یک سطحِ واحد. آنچه فیلم را از یک درامِ رابطه‌ایِ معمولی جدا می‌کند، فقط موضوع یا پیچش داستانی‌اش نیست، بلکه شیوه‌ای است که در آن، آرامش و تنش را به‌صورت هم‌زمان در تصویر نگه می‌دارد. از خلاصه‌ی رسمی فیلم هم روشن است که با زوجی نامزدشده روبه‌رو هستیم که در هفته‌ی عروسی‌شان دچار اختلالی ناگهانی می‌شوند؛ اما آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که فیلم از همان ابتدا در پیِ فروپاشیِ یک نظمِ ظاهراً بی‌مسئله است. این اثر، بیش از آن‌که درباره‌ی یک بحرانِ بیرونی باشد، درباره‌ی شکاف افتادن در سطحی است که خودش را آرام و امن نشان می‌دهد.

از همین‌جا می‌شود به هسته‌ی فرمال فیلم رسید: The Drama بر مبنای دوگانگی ساخته شده، اما این دوگانگی صرفاً در سطحِ تم یا مضمون باقی نمی‌ماند؛ به ساختارِ بصری و حسیِ فیلم نفوذ می‌کند. فیلمبرداری و طراحی صحنه در نگاه اول آرامش را القا می‌کنند: نورهای گرم، بافت‌های چوبی، سطح‌های صیقلی، و قاب‌هایی که به‌جای آشفتگی، نوعی تعادل و نظم را یادآوری می‌کنند. اما این آرامش، خنثی نیست؛ دقیقاً مثل پوسته‌ای عمل می‌کند که تنش را در خود پنهان کرده است. از همین رو، فیلم به‌جای این‌که آرامش و اضطراب را در دو لحظه‌ی جدا از هم قرار دهد، آن‌ها را هم‌زمان و روی‌هم‌افتاده پیش می‌برد. در نتیجه، تصویر از یک سو دلپذیر و مهار‌شده است و از سوی دیگر، به‌طرزی مداوم حاملِ اضطراب. این تضاد، مهم‌ترین منطقِ زیبایی‌شناختی فیلم است.


آرامش در سطح، تنش در عمق

فیلم از همان دقایق ابتدایی، با دقتی قابل توجه، نوعی آرامشِ تصنعی می‌سازد. میزانسن‌ها متقارن، کنترل‌شده و به‌ظاهر طبیعی‌اند؛ قاب‌ها فضای کافی برای تنفس دارند و شخصیت‌ها در محیط‌هایی قرار گرفته‌اند که در ظاهر حسِ ثبات و امنیتِ عاطفی را القا می‌کند. اما این آرامش ظاهریست‌ و در عمق دچار اعوجاج می‌شود.

در عمق اگر بخواهیم دقیق‌تر نگاه کنیم، فیلم در ساحت میزانسن از همین آرامش فضا برای تولیدِ اضطراب استفاده می‌کند. قاب‌های متوازن، چیدمان‌های مرتب، و فضاهای تمیز و کنترل‌شده، به‌جای آن‌که حس امنیت ایجاد کنند، نوعی حسِ مهار و انجماد می‌سازند، چراکه این نوع نظم، بیش از آن‌که آرامش‌بخش باشد، هشداردهنده است؛ نظمِ بیش از حد همیشه می‌تواند نشانه‌ی سرکوبِ چیزی باشد که بیرون زده نیست، اما حضور دارد. در The Drama، این سرکوب در دلِ رابطه‌ی دو نفره هم دیده می‌شود: هرچه سطحِ ارتباط مؤدبانه‌تر و آراسته‌تر است، آنچه گفته نمی‌شود سنگین‌تر می‌شود. فیلم به‌درستی نشان می‌دهد که تنش همیشه در فریاد نیست؛ گاهی در سکوتِ مرتب، در لبخندِ کنترل‌شده، و در دکورِ گرم و صمیمی هم می‌تواند جاری باشد.


دوگانگی مکان ها

لوکیشن‌ها صرفاً پس‌زمینه‌ی رویدادها نیستند؛ هر فضا واجدِ بارِ روانیِ مستقلی است. خانه، مهمانی، اتاق‌های خصوصی و فضاهای عمومی، همگی حالتی دوگانه دارند: در سطح ظاهری صمیمی‌اند، اما در سطح فرمی دائماً حسِ محاصره ایجاد می‌کنند. دوربین اغلب در فاصله‌ای می‌ایستد که نه کاملاً نزدیک است و نه کاملاً دور؛ این وضعیتِ میانی باعث می‌شود تماشاگر احساس کند دائماً در حال مشاهده‌ی چیزی خصوصی است که اجازه‌ی ورود کامل به آن را ندارد. نتیجه، نوعی اضطرابِ نظاره‌گرانه است؛ انگار فیلم عمداً مرز میان مشارکت عاطفی و بیگانگی را حفظ می‌کند.


تدوین میان پارادایم و شوک

منطق دوگانه در تدوین به شکل جالبی ترجمه می‌شود. اساسا تدوین فیلم داستانی کلاسیک، به معنای کار با کلیشه های ذهنی مخاطب است. مخاطب بر اساس حافظه سینمایی که دارد، در نقاط خاص انتظار برش های خاص دارد، اما در این اثر برش‌ها اغلب زودتر یا دیرتر از نقطه‌ی مورد انتظار اتفاق می‌افتند. مکالمات به‌جای آن‌که بر اساس منطقِ کلاسیکِ ریتمِ گفت‌وگو قطع شوند، بر اساس تنش‌های پنهان تدوین می‌شوند. گاهی تصویر روی واکنش باقی می‌ماند، نه کنش؛ در اینجا یک دوگانگی ایجاد می‌شود، صحنه های که تدوین از پارادایم های رایج پیروی میکند و انتظارات ذهنی مخاطب را برآورده می‌سازد، صحنه هایی که این پارادایم دچار تحول می‌شود، موضوعی که همراه ایجاد شوک ذهنی در مخاطب، حس تنش در او ایجاد می‌کند. ( چون ذهن او را از SafeZone و فضای آشنای قبلی دور می‌کند و همچنین، فیلم را که در ظاهر بصری در آرامش بصری به سر می‌برد، در لایه دوم تنش‌مند می‌کند )


گفتن یا نگفتن، یک دوگانگی

در بسیاری از صحنه‌ها، دوگانگی آنچه گفته می‌شود و آنچه گفته نمی‌شود مطرح است. در برخی سکانس ها سکوت نقش مهم‌تری از دیالوگ دارد. شخصیت‌ها حرف می‌زنند، اما فیلم به آن‌چه گفته نمی‌شود علاقه‌ی بیشتری دارد. سکوت‌ها صرفاً فاصله‌های خالی میان جملات نیستند؛ آن‌ها به میدانِ اصلیِ درگیری تبدیل می‌شوند. هر مکث، حاملِ نوعی شکستِ ارتباطی است. این انتخاب باعث می‌شود رابطه‌ی مرکزی فیلم، نه یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی متعارف، بلکه میدانِ جنگی از سوءتفاهم، تردید و خودسانسوری به نظر برسد. فیلم به‌جای نمایشِ فروپاشیِ انفجاری، فرسایشِ تدریجیِ صمیمیت را نشان می‌دهد.


دوگانگی در بازی ها

بازی‌ها نیز کاملاً در خدمت منطق‌ های دوگانه‌اند. اجرای Zendaya مبتنی بر تنش درونی و کنترل بیرونی است؛ احساسات او نه از طریق فوران، بلکه از طریق مهارشدگی منتقل می‌شود. بدن او اغلب در وضعیتِ دفاعی قرار دارد: نگاه‌های کوتاه، حرکت‌های محدود، و سکوت‌هایی که بیشتر از جملات معنا تولید می‌کنند، این وضعیت بسرونی درحالی رخ می‌دهد که در درون روح او غوغایی از تنش برپاست. در مقابل، Pattinson حضوری ناپایدارتر دارد؛ دوگانگی شخصیت او میان اعتمادبه‌نفس و فروپاشی است و او دائم میان این دو در نوسان است. این تضادها، به فیلم کیفیتی عصبی می‌دهد. هیچ‌کدام از شخصیت‌ها به‌طور کامل برای تماشاگر قابل‌خواندن نیستند، و همین ناخوانایی، تنش را حفظ می‌کند، عنصر غافلگیری را محفوظ می‌دارد و در عین حال در برخی صحنه ها تماشای اثر را برای مخاطب زجر آور می‌کند.


مسئله ژانر: روم کام، ملودرام، کمدی سیاه با تریلر روانی؟

از نظر ژانری، The Drama مدام میان کمدی سیاه، تریلر روانی، روم کام و ملودرام حرکت می‌کند، اما هیچ‌گاه کاملاً در یکی از این قالب‌ها تثبیت نمی‌شود. این بی‌ثباتی ژانری، اتفاقی نیست؛ فیلم می‌خواهد تماشاگر را از هرگونه امنیتِ تفسیری محروم کند و به شکل مستمر تنش را در ذهن مخاطب تثبیت کند. لحظه‌ای که مخاطب تصور می‌کند منطق فیلم را فهمیده، لحن تغییر می‌کند. این جابه‌جاییِ مداوم باعث می‌شود تجربه‌ی تماشای فیلم بیشتر شبیه راه‌رفتن روی سطحی ناپایدار باشد تا دنبال‌کردنِ یک روایتِ کلاسیک.


جمع بندی : آرامش و تنش، یک دوگانگی

در نهایت، می‌شود گفت The Drama بر پایه‌ی این ایده بنا شده که آرامش و اضطراب دشمنِ هم نیستند؛ دو روی یک ساختارند. فیلم با نورِ گرم، بافتِ صمیمی و نظمِ تصویری، آرامش را می‌سازد؛ اما همان عناصر را طوری به کار می‌گیرد که اضطراب از دل‌شان بیرون بزند. از این منظر، ارزش فیلم در همین است که رابطه‌ی زوج را نه به‌عنوان یک قصه‌ی عاطفیِ ساده، بلکه به‌عنوان یک میدانِ تنشِ زیرپوستی می‌فهمد؛ میدانی که در آن، زیباییِ سطحی و آشوبِ درونی مدام یکدیگر را تکذیب می‌کنند و در عین حال به هم وابسته‌اند.

فیلمنقد فیلم
۰
۰
سعید پورمحرم
سعید پورمحرم
دیپلم سینما دارم و لیسانس طراحی صحنه از دانشگاه هنر ، الان هم دانشجوی ارشد کارگردانی در همین دانشگاه هستم!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید