
«تولدم مبارک...
شاید برای خیلیها این جمله فقط یک شادی ساده باشه، اما برای من یعنی یک سال دیگه جنگیدن، یک سال دیگه زنده موندن بین همهی سختیها، یک سال دیگه نفس کشیدن وقتی خیلی وقتا نفس کم آورده بودم.
تولدم مبارک یعنی اشکهایی که کسی ندید، خندههایی که فقط برای دلگرم کردن دیگران بود، و شبهایی که با خودم جنگیدم تا صبح رو ببینم.
تولدم مبارک یعنی هنوز ایستادم، هنوز امید دارم، هنوز میخوام دنیا رو با همهی زخمهاش دوست داشته باشم.
پس امروز، به جای کیک و شمع، به جای تبریکهای معمولی، فقط میگم: تولدم مبارک... برای همهی لحظههایی که گذشت و برای همهی امیدهایی که هنوز زندهان.
تولدم مبارک...
برای همهی زخمهایی که هنوز روی دلم جا خوش کردهان، برای همهی آدمهایی که رفتن و هیچوقت برنگشتن.
تولدم مبارک برای لحظههایی که فکر کردم دیگه نمیتونم، اما باز ایستادم.
برای امیدی که هر بار از زیر خاکستر بلند شد و دوباره بهم نفس داد.
و برای خودم... که با همهی شکستها، هنوز جرأت دارم بگم: تولدم مبارک.»