در پایان قسمت دوم میبینیم که داوود از کار با مجموعه خسرو انصراف میدهد، البته به لطف مرام گذاشتن یکی از همبندیهای سابق. اما در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد؟

با توجه به سابقه کارگردان در «الهامگرفتن» از آثار معروف، به نظر میرسد شاهد سرخوردگی داوود در تلاش برای بازگشت به یک زندگی معمولی خواهیم بود. او از سوی جامعه به عنوان یک آدم عادی پذیرفته نمیشود و عملاً امکان کسب درآمد به آن شکلی که دلش میخواهد فراهم نیست. احتمالاً به زن «تاکسیک» ماجرا هم سر میزند و رها دوباره ناکامش میکند و تحقیرش میکند. همه اینها قرار است بازگشت خودخواسته داوود به مجموعه خسرو را موجه جلوه دهد.
این رویه را قبلاً در آثار دیگر هم دیدهایم:
در بریکینگ بد، بعد از اینکه تلاش اولیه جسی و والتر با مشکل روبهرو میشود و دو جنازه روی دستشان میماند، ابتدا منصرف میشوند، اما فیلم در مسیری پیش میرود که انگیزه کافی برای بازگشت آنها به این کار پرریسک را ایجاد کند.
در فصل اول اسکوییدگیم، بازیکنان بعد از اینکه در قسمت اول متوجه میشوند که باختن منجر به مرگشان میشود با رایگیری بازی را متوقف میکنند و به زندگیشان بیرون از جزیره برمیگردند اما قسمت دوم نشان میدهد که هرکدام به شکلی در زندگی واقعی سرخورده و ناامید میشوند و دستازپا درازتر به مسابقات مرگبار اسکوییدگیم بازمیگردند.