ویرگول
ورودثبت نام
غلام رضا علیزاده ثابت
غلام رضا علیزاده ثابت
غلام رضا علیزاده ثابت
غلام رضا علیزاده ثابت
خواندن ۷ دقیقه·۲ ماه پیش

آموزش سه حلقه ای

ارائه دهنده : دکتر غلامرضا علیزاده ثابت ، دکتری مدیریت صنعتی

الف – نحوه ی آموزش

بطور عمومی هرگاه سخن از آموزش به میان می آید به این مفهوم است که یک فرد صاحب دانش برای یک یا چند یا چندین نفر مطلبی را عنوان می نماید که یا آنر آموزش دیده و یا با تحقیق و تجربه به آن دست یافته است بنحوی که با اختلاف پتانسیل دانایی جریان دانایی از پتانسیلهای بالاتر به پتانسیل های پایینتر جریان می یابد- دقیقا به همان شیوه ای که جریان الکتریکی جریان می یابد – و بطور مشابه همان المانهای انتقال جریان در آموزش نیز وجود دارند یعنی یک پتانسیل بالاتر مانند باطری یا هر تامین کننده دیگر که قرار است جریان را ایجاد نماید ، یک المان انتقال دهنده که مهمولا سیم مسین است ، یک موضوع جریان که الکترونها هستند و یک پتانسیل پایینتر که معمولا یک مصرف کننده یا یک ذخیره کننده است . در آموزش نیز این المانها تکرار می شوند به نحوی که پتانسیل بالاتر فرد یا تیم یا شرکت آموزش دهنده ، المان انتقال که ساده ترین آنها گفتار و شنیدار است و در موارد دیگر می تواند به اشکال سمع و بصری دیگر و تجهیزات نوین نیز مسلح گردد ، بطور مثال استفاده از ویدئو ، پاورپوینت ، رسانه های اجتماعی و اینترنت و سایر عوامل بسیار فراوان دیگر ، یک موضوع قابل جریان که همواره مورد آموزش است و در بعضی موارد موضوعی پنهان در پشت موضوع قابل آموزش ، و یک پتانسیل پایینتر که فرد یا افراد مورد آموزش هستند .

ب – هدف از آموزش

آموزش می توان اهداف بسیاری را دنبال نماید و همیشه به این مفهوم نیست که با انجانم آموزش انسانهای بهتر و دانا تری تولید شوند که در بسیاری از موارد اهداف و اغراض شخصی و یا سازمانی یا دولتی و یا حتی گروههای غیر رسمی در آن نهفته است که هدفهایی غیر از تعالی انسانها را مد نظر دارند .

ج- روش های آموزش

در موضوع آموزش باید بدانیم که آموزش در کل به دو صورت تصریحی و ضمنی انجام میگیرد .

در آموزش تصریحی موضوع مورد آموزش کاملا شفاف و مشخص است و سیستم آموزشی سعی در شفاف سازی هرچه بیشتر موضوع دارد و بطور معمول با تولید بروشور ، سرفصل دوره ، استفاده از استانداردهای آموزشی و غیره سعی هرچه بیشتر در انجام این شفاف سازی وجود دارد .

در آموزش ضمنی  هدف انتقال مضمون به آموزش گیرنده است بدون آنکه آموزش گیرنده بداند در حال آموزش دیدن است و این عمل به چند صورت انجام میپذیرد.

1-     حالتی که هدف رساندن مطلبی است به آموزش گیرنده در قالب داستان سرایی و استفده از ادبیات. تمامی داستانها و اشعار  در این قالب قرار می گیرند . امروزه این روش برای آموزش بسیار شایع است و حتی سعی می شود پیچیده ترین مسائل را در قالب داستان آموزش دهند مثلا آموزش فلسفه در کتاب دنیای سوفی.

2-     حالتی با در معرض قراردان آموزش گیرنده آموزش انجام میگیرد. شاید بهترین مثال این باشد که فردی را در آب بیندازیم تا شنا کردن یاد بگیرد . البته معمولا اینگونه آموزشها در زمره ی آموزشهای مهارتی دسته بندی می شوند و کمتر در آموزشهای علمی و آکادمیک مورد استفاده قرار می گیرند . آموزشهای نظامی و تکاوری از این روش بسیار بهره مندند.

3-     حالت سوم اینست که فرد آموزش گیرنده مستقیم آموزش نمیگیرد و با انجام آموزش بر روی فرد دیگری و نشان دادن و یا در معرض قراردادن به وی عمل آموزش انجام می پذیرد مانند اینکه معلمی دانش آموزی را  برای انجام خطایی تنبیه یا برای انجام کاری تشویق می نماید و سایر دانش آموزان آنرا یاد می گیرند . معمولا از این نوع آموزش در تربیت انسانها استفاده می شود .

د - حلقه های آموزشی

نکته ای که در این بخش به آن می پردازم جزو چالشی ترین مباحث آموزش است

بر اساس تئوری هر آموزش سه حلقه دارد

حلقه اول انتقال مطلب از انتقال دهنده به انتقال گیرنده است

حلقه دوم بررسی صحت موضوع و صلاحیت انتقال دهنده است یعنی صحت سنجی مطلب که امروزه یکی از پر چالش ترین موضوعات در مقابل مطالب منتشر شده در فضای مجازی و علی الخصوص در شبکه های اجتماعی است و بر اساس آمار بیش از 85 درصد مطالب منتشر شده در شبکه های اجتماعی یا کاملا غلط هستند و یا ترکیبی از مطالب درست و غلط هستند و حتی بر اساس آخرین آمار منتشر شده ( صحت آنرا تایید نمی کنم ) از آنجا که هوش مصنوعی امکان صحت سنجی مطالبی که در فضای مجازی جاری هستند را ندارد متاسفانه تا 45 درصد اشتباه پاسخ میدهد ، یا منابعی که به آن استناد میکند صحت ندارند.

اما حلقه سوم آموزش که مهمترین بخش در آموزش است را در اینجا مطرح میکنم و اینست که میزان صحت مقیاس اصلی که با آن صحت سنجی انجام می شود چقدر درست است ؟

بطور مثال به خطای بازمانده اشاره میکنم .

در جنگ جهانی دوم قوای متفقین به این نتیجه رسیدند که اگر میخواهند کارخانه های تولید تسلیحات آلمان را زمین گیر کنند باید کارخانه های بلبرینگ سازی آنرا مورد تهاجم قرار دهند و بر اساس سیاست آلمان که هنوز هم جاری است کارخانجات شبیه به هم در یک شهر مستقر می شوند . کارخانه های بلبرینگ سازی آلمان نازی هم در شهر شواینتفورت مستقر بودند. به همین دلیل در اکتبر سال 1943 متفقین تعداد  291 بهمب افکن ب 17 را برای تخریب کامل کارخانه ها ارسال می کنند که به پنجشنبه سیاه معروف شد . 77 بمب افکن سرنگون می شوند و 33 تا سالم به پایگاه بر میگردند و 181 بمب افکن به سختی و با آسیب زیاد به پایگاه بر میگردند . متفقین با این آمار بالا شروع به بررسی میکنند که کدام قسمتها بیشتر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و آن قسمتها را تقویت کنند . پس از بررسی معلوم می شود که بیشترین آسیب به بالچه های عقب و یک سوم انتهای بالها و یک سوم چسبیده به بدنه اتفاق افتاده پس یعنی کمتر روی موتور و دماغه و کابین برخورد وجود داشته است پس بیاییم این قسمتها را تقویت کنیم تا هواپیماهای مقاوم تری داشته باشیم . ولی در این موقع یک متخصص آمار و ریاضی بنام آبراهام والد نظریه ای را مطرح میکند به این شرح که این نمونه های آماری شما شامل هواپیماهایی است که اسیب دیده ولی به پایگاه برگشته اند و در واقع نقاطی که اینها تیر نخورده اند دقیقا آن نقاطی است که آن 77 افکن تیر خورده و سرنگون شده اند و باید نقاط اصابت نکرده را تقویت کرد .

نکته مهم در این داستان استفاده درست از اطلاعات در دسترس است یعنی اینکه حتی ممکن است اطلاعات واقعی باشندولی نحوه نگرش و استفاده ما غلط باشد و معیارهای اصلی ما ، ما را گمراه کنند . حتی در حالتی بدبینانه تر ممکن است واقیتی درست باشد ولی ما اشتباه برداشت مکنیم و مثال مشهود آن سراب است . اما مشکل اصلی آنجاست که اطلاعات پایه غلط هستند و ما به استناد به آن تصمیم میگیریم .

این روزها در خیلی از سخنرانی های انگیزشی متاسفانه و متاسفانه به آمارها و اعدادی استناد می شود یا به انجام آزمایشاتی اشاره می شود که یا اصلا وجود ندارند و یا صحیح استفاده نمیشوند و یا تقطیع شده و با سوگیری مصرف می شوند و مستمع از همه جا بیخبر با تکیه بر این اطلاعات تصمیم گیری میکنند و در موارد زیادی دچار مشکلات عدیده می شوند. از همه بدتر اینکه این بزرگواران که مطالب راعنوان میکنند با تکیه بر شهرت مورد استناد قرار میگیرند و سایر  سخنرانان سطح پایینتر آنها را اشاعه میدهند .اگر یک سخنران انگیزشی امریکایی مثالی را بزند که صحت آن زیر سوال است به عنوان حکم ثابت شده به آن اشاره میکنند و میگویند آقای ...... در کنفرانس ...... میگوید " ......." ولی نه خود آنرا صحت سنجی کرده ان و نه اصلا به این موضوع فکر میکنند که آقای ..... خودش هم از درستی یا نادرستی مطلب آگاهی کامل ندارد . در بعضی موارد دیده شده به مقالاتی اشاره میکنند که اساسا وجود خارجی ندارد یا به مقالاتی در ژورنالهایی ریفرنس میدهند که اصلا این ژورنال در این حوزه فعالیت نمی کند . قصد ندارم به مصادیق آن اشاره کنم، مسلما به حسن شهرت عده ای لطمه میخورد و مطمئنا هواداران دو آتیشه آنها به سراغم خواهند آمد .  با احترام به تمام آنهایی که در حوزه آموزش فعالیت میکنند و در کنار کسب درآمد اهداف والایی را هم دنبال میکنم ، هدف فقط و فقط اینست که اطلاعات را قبل از بازنشر تا حد امکان صحت سنجی کرده و در این دوران ادغام راست و دروغ شایع پراکن ، دروغ پرداز و تخریب کننده فضای مجازی و حقیقی نباشیم و چه خوب است بتوانیم در این وانفسا اشاعه دهنده مطالب اصیل و گرانمایه بوده و از نشر اکاذیب با تکیه بر خرد جمعی جلوگیری نماییم .

 

 

آموزشفضای مجازیانگیزشی
۳
۰
غلام رضا علیزاده ثابت
غلام رضا علیزاده ثابت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید