ویرگول
ورودثبت نام
میان سطر ها
میان سطر هامینویسم ، .....
میان سطر ها
میان سطر ها
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

امید ، چه بی معنی !

گاهی زندگی همان انشایی نیست که از خود تعریف میکند ،

گاهی نمیتوان به خود روزگار سپرد ،

شاید در دنیایی که نمی‌داند خود کجا این جهان ایستاده ، توقعی از ما نباشد که بدانیم با اینده چگونه قدم برداریم .

امیدی که همیشه همه از آن دم میزنند ،

روزی ، دیگر کنار تو نیست ،

جای آنکه تو را جلو ببرد ،

در قفس حسرت کشان کشان میکشد ،

حس زندانی بودن در آزادی ،

زندانی بودن در زمان ،

در نقش شادی ،

حتی گاهی اوقات فراموش می کنیم که زندانی هستیم ،

نقش خود را میپذیریم ،

آنگاه است که تاریخ ما را به سخره میگیرد ،

فراموش می‌کنیم کارگردانی پس معرکه است ،

آن کارگردان هرچه بخواهد میگوییم ،

آنطور که بخواهد می‌پوشیم ،

آن چه میخواهد عمل میکنیم ،

و تظاهر می‌کند که همه این ها ماییم ،

فکر میکند به ما حق انتخاب داده است ،

در صورتی که حقی که داشتیم تنها

سکوت و ادامه دادن بود ،

یا سخن به منزله پایان .

اما روزی کار کارگردان تمام میشود ،

روزی تمام میشود ،

روزی دیگر وادار به نقش نیستیم ،

میتوانیم اشک های زیر نقاب هایمان را خشک کنیم ،

آن روز است که تاریخ به افتخار ما ایستاده کف میزند .

اما باز هم اه از امید ،

باز هم امید .

امیدتاریخایران
۳
۱
میان سطر ها
میان سطر ها
مینویسم ، .....
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید