سلام به همه ی انقلابیونِ گرامی و کفِ میدونی های این روزا، هرجا که هستی از ته دلم بهت میگم دمت گرم! ممنون که پای وطنت..وطنمون.. هستی :)
چند وقته احساس بی لیاقتی میکنم که جور نمیشه هرشب رو برم میدون، بدجوری درسام مونده رو دستم. ازونور هر روزی که میگذره به نهایی نزدیک تر میشم , نکته ی بد و منفی ماجرا اینجاست که معلوم نیست امتحان نهایی ها چجوری قراره برگزار شه. گفتن اگه شرایط امنیتی اوکی باشه برگزار میشه. در غیر این صورت مجازی میگیرنش. حالا من موندم و سردرگمی. میخونم ولی دیگه نتیجه ش با خدا، من سعیمو میکنم و باور دارم که خدا تلاشمو میبینه.
این طرح اهتزاز به گوشتون خورده؟ تو میادین می ایستن و بیسچاری پرچم دست میگیرن و میچرخونن. امروز با بچه ها رفتم میدون. ثبت نام کرده بودیم که ۲ ساعت پرچم رو ما دست بگیریم. ساعت ۶ و پنج کم رسیدم اونجا، پرچم رو پنج دیقه بعدش تحویل گرفتم.
وقتی توی میدون بودیم و داشتیم پرچم میچرخوندیم یه آقایی اومد یه چند دیقه وایساد پرچم رو نگاه کرد. بعد دیدم با ذوق داره چفیه دور سرش میبنده. بعد اومد جلو و گفت ببخشید میشه منم پرچم بچرخونم؟
وقتی پرچم رو بهش دادیم بوسیدش و گفت من یه کارگر ساده ام. زندگی سختی دارم، مخصوصا با این گرونی ها. ولی زیر این پرچم و برای این کشور جونمم میدم!

بعدش ساعت ۹ خاله ی دوستم رسوندم خونه. تا شب سعی کردم درسامو بخونم که برم رژه گردان. ساعت ۵ دیقه مونده به ۱۸:۳۰ از خونه زدم بیرون. ۱۰ دیقه رفتم تا برسم میدونی که آدرس داده بودن که فهمیدم اشتباه رفتم و دوباره مسیر اومده رو برگشتم و با ربع ساعت تاخیر رسیدم.
اونجا لیست لیستمون کردن که اسلحه بهمون بدن. بعدشم که بعد کلی نظم دادن بهمون، رفتیم توی خیابون. نمیدونم چرا ولی برعکس بار قبلی ایندفا سخت تر بود. بار قبلی حواسم به نفرات جفتیم نبود، ولی ایندفایی که حواسمو داده بودم عقب نمونم، هی عقب میافتادم. انگار اگه دقت نمیکردم بهتر بود.
در پوست خودم نمی گنجم که بالاخره کامنتا از شدن. چه واقعه ی فرخنده ای :)