ویرگول
ورودثبت نام
دن کیشوت
دن کیشوت
دن کیشوت
دن کیشوت
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

همه برای یکی و اون یکی هم برای خودش

یک نفر که در دامنه‌های سرسبز و پرنعمت کوه نشسته بود به جز خودش و خانواده اش چشم نداشت ببینه کسی از این همه نعمت و ثروت بهره مند بشه ، برای همین خیل عظیم جمعیت محروم از نعمات الهی رو هل میداد به سمت قله ، قله ای که میان ابرها پنهان بود و هیچ معلوم نبود و قله ای که باید با پاهای برهنه و خونین انقدر از روی خارها و سنگلاخ کوه حلزون وار حرکت کنی و بروی و باز هم بروی تا دست آخر خسته و کوفته جان بدهی با خیال خام فتح قله ای موهوم و از دامنه رانده و از قله مانده

قلهثروتوعدهخسته
۱
۰
دن کیشوت
دن کیشوت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید