بسیاری از ما با این پرسش مواجه شدهایم: چرا قرآن کریم در برخی آیات، مؤمنان را «انذار» یا بیم میدهد؟ مگر نه اینکه انذار برای کافران و بشارت برای مؤمنان است؟ این پارادوکس ظاهری، نقطهی شروعی برای درک عمیقتر چهار مفهوم کلیدی در قرآن است که شاید تا به حال به آن توجه نکردهایم.
برخلاف تصور رایج، انذار در قرآن تنها برای کافران نیست. قرآن به وضوح تأکید میکند که این بیمدادن، بیشترین تأثیر را بر روی کسانی دارد که قلبی آماده برای پذیرش حقیقت دارند.
در آیه ۱۱ سوره مبارکه یاسین میخوانیم:
«إِنَّما تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكر»
ترجمه: «تو (ای پیامبر) تنها کسی را بیم میدهی که از «ذکر» (قرآن) پیروی کند.»
این آیه بهروشنی نشان میدهد که انذار پیامبر برای مؤمنانی است که پذیرای تذکر و بیدارباش الهی هستند. استفاده از کلمه «إنّما» در این آیه به معنای «حصر اضافی» است؛ یعنی هدف، تأکید بر این است که گروه مؤمنان بیش از همه از این انذار بهره میبرند، نه اینکه انذار کافران به کلی نفی شود. در واقع، انذار برای مؤمن، تلنگری برای مراقبت و رشد است.
در ادامه همان آیه، خداوند ویژگی دیگر این مؤمنان را بیان میکند: «وَخَشِیَ الرَّحمنَ بالغَیب». کلمه «خشیت» اغلب به «ترس» ترجمه میشود، اما معنایی بسیار عمیقتر دارد.
قرار گرفتن واژه «خشیت» در کنار نام «الرحمن» (بخشاینده) نشان میدهد که این حس، ترس معمولی و وحشتآور نیست. «خشیت» در حقیقت به معنای احساس عظمت، فروتنی و هیبت در برابر بزرگی خداوند است. این احساس، نوعی احترام عمیق است که انسان را بیدار و مراقب اعمال خود میکند تا از مسیر حق خارج نشود.
قرآن در آیهای مشهور، امت اسلام را با عنوان «بهترین امت» معرفی میکند: «کُنتُم خَیرَ اُمّةٍ أُخرِجَت لِلنّاس». اما این یک برتری ذاتی و بدون شرط نیست. قرآن بلافاصله دلایل کسب این جایگاه را بیان میکند و آن را به انجام سه وظیفه اساسی مشروط میسازد:
تَأمُرون بالمعروف: امر به معروف باید به یک سبک زندگی دائمی تبدیل شود، نه یک عمل موسمی و مقطعی.
وَتَنهَونَ عَنِ المنکر: جامعهای که در برابر زشتیها و فساد بیتفاوت باشد، شایستگی این عنوان را ندارد.
وَتُؤمِنونَ بالله: این دو عمل باید خالصانه و فقط برای خدا انجام شود، نه برای منافع حزبی، گروهی یا شخصی.
بنابراین، اگر این وظایف حیاتی ترک شوند، عنوان پرافتخار «خیر امت» نیز از آن جامعه گرفته خواهد شد. ادامه آیه نیز این نکته را تأیید میکند که «خیر امت» یک عنوان انحصاری یا قومی نیست، بلکه یک جایگاه اکتسابی است: «وَلَو آمَنَ أَهلُ الکِتابِ لَکانَ خَیرًا لَهُم…» (و اگر اهل کتاب ایمان میآوردند، برایشان بهتر بود...). این نشان میدهد هر کسی، از جمله اهل کتاب، با عمل به این شروط میتواند به این کاروان بپیوندد.
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر به قدری است که میتوان آن را ضامن حیات یک تمدن الهی دانست. سه دلیل کلیدی برای این اهمیت وجود دارد:
عامل بقای دین: پیامبر اسلام (ص) پیام الهی را ابلاغ کرد، اما آنچه این پیام را در طول تاریخ زنده و پویا نگه میدارد، همین اصل امر به معروف و نهی از منکر است. به همین دلیل سیدالشهدا(ع) نیز نهضت خود را بر همین اصل بنا کرد.
پایهی تمدنسازی: جامعهای که اعضای آن نسبت به خیر و شر بیتفاوت باشند، به ناچار به سمت فروپاشی اخلاقی و اجتماعی حرکت میکند. «خیر امت» بودن یعنی ساختن یک جامعه سالم، پویا و با نشاط معنوی.
نشانه همدلی و مسئولیت اجتماعی: این عمل در ذات خود، نشانه دلسوزی و اهمیت دادن به سرنوشت دیگران است. امر به معروف یعنی: «من به تو اهمیت میدهم.» و نهی از منکر یعنی: «تو را تنها نمیگذارم که به خودت آسیب بزنی.» این حس تعلق و مسئولیت، پایهی هر جامعه انسانی و رو به رشد است.
اسلام با ابلاغ پیام توسط پیامبر آغاز شد، اما با امر به معروف و نهی از منکر است که باقی میماند و تداوم مییابد. جامعهای که این اصل حیاتی را زنده نگه دارد، زنده و بالنده خواهد ماند. اکنون پرسش این است: نقش من و شما در زنده نگه داشتن این اصل حیاتبخش چیست؟