ویرگول
ورودثبت نام
پیشگوی معبد دلفی
پیشگوی معبد دلفی
خواندن ۶ دقیقه·۱ سال پیش

فیلترینگ طاقچه

چند روز پیش، بعد از مدت ها که از کتاب و فضای مجازی فاصله گرفته بودم، رفتم سراغ طاقچه. من معمولا با طاقچه وب کار میکنم؛ اما هرچقدر تلاش کردم، مرورگر فقط اِرور 404 رو تحویلم داد! رفتم که با اپلیکشن وارد بشم، اونم هنوز نیومده پرتم کرد بیرون. گفتم حتما مشکل از اینترنته و کلا بیخیالش شدم.(سابقه ی اینترنت تا ابد خرابه!) تا اینکه امروز از پست چند کاربر در ویرگول متوجه شدم اوضاع از چه قراره و طاقچه رو فیلتر کردن... همیشه ی خدا چند دوری از ماجراهای دست اول عقبم! با اینکه فکرکنم الان فیلتر برداشته شده، حس میکنم به عنوان کسی که زمانی طاقچه تنها رفیقش بود، هنوزم باید در موردش حرف بزنم.

همیشه یه دلخوری کوچولو از طاقچه داشتم. طاقچه ای که هر بریده و نظری رو که گوشه چشمی به نقدِ دین و سیاست انداخته بود، به بهانه ی مغایرت با قوانین طاقچه سریعا حذف میکرد یا اصلا منتشرش نمیکرد؛ بدتر از اون، این کارش گاهی جهت دار بود و حتی کاربر سوگلی هم داشت که خوووب در هر زمینه ای می تازوند اما دریغ از یه نیمچه اخطار! بقیه ی کاربرهای رعیت و مظلوم هم باید دو الی سه روز منتظر میموندن تا یک کامنت سادشون با مضمونِ «ممنون» در شورای نگهبان طاقچه حسابی بررسی بشه و نهایتا به تثبیت برسه! یادمه سر یه مسئله مسخره یه ماه از هر فعالیتی محروم بودم. بگذریم از اینکه دلِ خوشی هم از پشتیبانیش نداشتم.

برای برطرف کردن این دلخوری، با خودم میگفتم حکایتِ «آسه بیا آسه برو که گربه شاخت نزنه» است. برای اینکه طاقچه همچنان به فعالیتش ادامه بده و از بالا جلوش رو نگیرن، باید یه سری سیاست ها رو در پیش بگیره.به هرحال اپلیکشن کتابخوانی، برای کتاب خوندنه و جای بحث و صحبت نیست. خلاصه که آره بابا، درک میکنم. (ولی اعتراف میکنم وقتی فهمیدم طاقچه فیلتر شده، یه جا، گوشه ی دلم، فقط قد کله ی یه مورچه خنک شد! مدیونید فکر کنید خیلی دلم خنک شد ها!)

اما طاقچه با این فعالیت اخیرش من رو دچار تناقص و سردرگمی کرد. چیشد؟؟ طاقچه ای که انقدر پایبند به قانون بود و آسه میرفت آسه میومد، حالا خودش دست به یه قانون شکنی بزرگ زده!؟ خیلی مشکوکه.

به شخصه این کارشون به دلم نمی شینه یا نمی تونم این کارشون رو از ته دل تحسین کنم که آره دمتون گرم که اینجوری از مردم حمایت کردید! نه اینکه مشکلی با بی حجابی شون داشته باشم؛ مشکل اینه که حدس زدن هدف و سیاستشون دیگه برام آسون نیست(با توجه به رفتار و سیاست گذشتشون). با این حال مطمئنا منِ کاربر از فیلترینگ ناراحت میشم. با خودم فکر میکنم شاید این اشخاص باید مسئولانه تر رفتار میکردن؛ نه تنها بخاطر چندین هزار کاربر که دوستشون دارن، بهشون اهمیت میدن و تا به حال طاقچه سرگرمی مفید و خوبی واسشون بوده؛ بلکه بیشتر بخاطر خود طاقچه. بخاطر سختی و زحماتی که واسش کشیده شده تا به اینجا برسه و بخاطر اینکه مثل بقیه ی چیزا توی یه لحظه به فنا نره. این کار میتونست تبعاتی بدتر از فیلترینگ داشته باشه. با هر هدفی هم که بیانیه طاقچه منتشر شد، چه از روی صداقت و همدلی بود(که بعید میدونم)، چه جهت دار و منفعت طلبانه، دقیقا به همون دلایلی که بالا گفتم نباید طاقچه رو بیشتر از این درگیر سیاست های کثیف میکردن؛ بخاطر احترام به شعور و اعتماد کاربران و زحمت هایی که برای طاقچه نتایج سودمندی در پی داشتن.

از طرفی اینکه موضوع سیاسی مثل بی حجابی چند نفر باعث میشه اپلیکیشن مفیدی که این همه کاربر داره، فیلتر و از دسترسی کاربران خارج بشه، کاملا غیرمنطقی و ناعادلانست. مخصوصا که این اپلیکیشن خدمت بزرگی هم میکنه. فراهم کردن امکان مطالعه برای همه و در دسترس قرار دادن کتاب هایی که بعضا در کتابفروشی ها هم پیدا نمی شن، کار کمی نیست. به علاوه با فیلترکردن، علنا حق عده ی زیادی رو نادیده گرفتن؛ افرادی که از کتاب گرفته تا اشتراک کتابخانه ی همگانی در طاقچه اعتبار داشتن و ناگهان نمی تونستن از اونها استفاده کنن! آدم به فکر فرو میره چرا همچین اپ کتابخوانی باید مورد هدف قرار بگیره، قربانی بشه یا شاید خود طاقچه بخواد با دورویی و ریاکاری بقیه رو فریب بده؟ در هرحال فیلتر کردن مثل حذف صورت مسئله است؛ هیچ وقت با حذف کردن صورت مسئله نمیشه مشکل رو حل کرد.

وقتی به رفتارهای ضد و نقیص طاقچه و دلخوری هام ازش فکر میکنم، به این نتیجه میرسم که شاید نباید دندان های اسب پیش کشی رو شمرد. در کشور ما، دسترسی به خیلی از کتاب ها به دلایل مختلف، سخت و حتی غیرممکنه؛ امکان داره کتاب مورد نظر توسط هیچ نشری ترجمه و منتشر نشده باشه یا موضوعی که اغلب من رو اذیت میکنه: ترجمه، سانسور و جلدآرایی که روی کتاب اعمال شده، ارزش اون کتاب رو پایین میاره که خوندن همچین نسخه ی داغونی اصلا ارزش وقت و پولی رو که هزینه میکنی نداره. قیمت سر به فلک کشیده ی کتاب هم که گفتن نداره. البته اینکه ملت چندان کتابخوانی هم نداریم بی تاثیر نیست. وقتی همه ی این مسائل رو در نظر بگیریم، اپلیکیشن های کتابخوانی با تمام نواقصشون دقیقا حکم اسب پیش کشی رو دارن. در همچین شرایطی که زیاد توجهی به مطالعه نمیشه، این اپلیکیشن ها، خودخواسته بستری ایجاد میکنن که کتاب با قیمتی بسیار کمتر، اما با شیوه ای راحت تر در اختیار خواننده قرار بگیره(هرچند شخصا کتاب چاپی رو به الکترونیکی ترجیح میدم). این موضوع باعث میشه کتابخوان ها، کتابخوان تر بشن و آمار مطالعه در بین غیرکتابخوان ها بالا بره. بنابراین، این نهایت کوته فکری رو میرسونه که حکومتی به دلایل سیاسی که نه قدرت درکش رو داره نه قدرت جمع و جور کردنش رو، یک نمونه ی تاپ از این اپلیکیشن ها رو تحریم کنه.( یا شاید در جهت منافع خودش ازش سواستفاده کنه!)

حالا چرا طاقچه به نظرم نمونه ی تاپیه؟ این همه نمونه های مختلف وجود داره! در بین اپلیکیشن های کتابخوانی که امتحان کردم، طاقچه در عین سادگی، راحتی و کارآمدی بیشتری نسبت به بقیه داشت. اکثر اپ ها تمی شلوغ داشتن و آدم یه جورایی بی هیچ نتیجه ای توشون گم میشد؛ اما طاقچه اینجوری نیست و قشنگ راه رو پیدا میکنی. البته یه سری کتاب ها رو نداره اما بازم نسبت به بقیه، کتابهای بیشتری توش پیدا میشه. کلا چون خیلی وقت هم هست همراه طاقچم، بیشتر به دلم میشینه. هرچند نقص های زیادی هم داره: دیکتاتوره و احتمالا کاسه ای زیر نیم کاسش هست، نمیشه از صفحات کتاباش اسکرین شات گرفت، خیلی از کتاب های معروف رو نداره یا فقط صوتیشون رو داره، چندتا از نشرهای مورد علاقم باهاش همکاری نمی کنن، قسمتی برای چت و تبادل نظر آزاد نداره، نمیشه نظری که برای نظر داده شده رو لایک یا دیس لایک کرد، پشتیبانیش ناکافیه (هرچند به پای افتضاحی پشتیبانی ویرگول نمیرسه) و ...


همه ی این ها رو گفتم که بگویم: طاقچه جان هنوزم با همه ی نقص هایت دوستت دارم و از تو حمایت خواهم کرد... اما قبول کن که این دیکتاتوری که به سرت آمد کمی(من مینویسم کمی، شما بخوانید خیلی!) حقت بود! تا بفهمی زور شنیدن چقدر سخت است. و اگر احتمالا اپ نون به نرخ روز خوری هستی، چند روز هم که شده هرچند الکی، پدرت در بیاید! دوست دار تو...

البته در صورت صادقانه بودن همه ی این اتفاقات، جدا امیدوارم چه برای طاقچه و چه برای کارکنانش مشکلی جدی تر از فیلترینگ پیش نیاد و قدرتمند تر به فعالیتشون ادامه بدن.







طاقچهفیلترینگفیلترینگ طاقچهکتاب
این من نیز/ منکر میشود مرا/ من کو؟/ مرا خبر نیست/ اگر مرا بینی/ سلام برسان...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید