پارت ششم مجموعه داستان مافیایی شبهای کارتل.
باید به اطلاع شما برسونم کلاً این مجموعه ۷ قسمت دارد.

تیخوانای مکزیک سال ۱۹۹۲
مه تیخوانا را در خود غرق کرده بود.
در مخفیگاه کارتل دل مار مثل همیشه جلسهای برگزار شده بود.
رودریگو در راس، سالازار در سمت راستش و دیگو در سمت چپش نشسته بودند.
رودریگو حرف را آغاز کرد: وقتش رسیده دیگو اولین ماموریت خود را انجام دهد.
و ما نیز از گروهک باخا انتقام بگیریم.
سپس رو به دیگو کرد و گفت: دیگو باخا را از ریشه بسوزون.
دیگو کت چرمش را پوشید.
و همراه گروه کوچکش به سمت مخفیگاه باخا راه افتاد.
ماشینها در مقابل مخفیگاه باخا ایستادند.
دیگو پایین پرید و فریاد زد حمله.
مردان دل مار وارد مخفیگاه شده
و به سوی مردان باخا آتش گشودند.
دیگو پس از مدتی شخصا وارد
مخفیگاه باخا شد.
شعلههای فروزان آتش مخفیگاه را روشن کرده بودند.
آتش سنگین به هر سو شلیک میشد.
مردی از گروهک باخا در مقابل او زانو زده بود و التماسش میکرد تا او را نکشد.
ولی رهبر دل مار شدن و را بسیار بیرحم کرده بود.
و با دو شلیک کار آن مرد را ساخت.
او و یارانش ش میرفتند و هر که را که میدیدند میکشتند.
اورته و دیگو رامیرز به تاق رئیس باخا رسیدند.
دیگو وارد شد.
اوته خشاب کلت دیگو رامیرز را پر کرد و کلت را به دستش داد.
رئیس باخا زخمی روی صندلیش افتاده بود.
با صدای آرام گفت: دیگو هنوز زیر نشده تو میتونی برگردی.
دیگو چشمانش را بست و آرام نفس کشید.
سپس ماشه را چکاند.
خون روی لباسش و صورتش باشید.
او و گروه کوچکش از مخفیگاه باخا در حال سوختن بود بیرون آمد.
و خیلی سریع سوار ماشین شده و به مخفیگاه خود برگشتند.
رودریگو مونتس به پاس پیروزی دیگو رامیرز بر باخا، همه را به اتاق خودش دعوت کرد.
همان اتاق بزرگ که از در و دیوارش ابلوهایی با تصویر بار قاچاق و اسلحههای گران قیمت آویزان بود.
همه وارد اتاق شدند و دور رودریگو ایستادند.
این اتاق همیشه بوی متفاوتی داشت.
بوی بیرحمی
بوی قتل و اعدام
بوی قاچاق
رودریگو اینگونه حرف را آغاز کرد: همتون دیدید که دیگو راه میره توانست خیلی پیروزمندانه از سد باخا بگذرد. و آنها را از ریشه بسوزاند.
سپس سالازار ادامه داد: ولی ماموریتهای بعدی برای دیگو مانده.
سالآذر کمی مکث کرد و کمی ویسکی نوشید.
سپس تفنگ کمریش را بالا آورد و گفت:
کارت لوسیهای پست هنوز قدرت دارند.
و در حال قاچاق مواد مخدر و اسلحه در سراسر مکزیک و پاراگوئه هستند.
و آنطور که ما فهمیدیم از یک کارتل بزرگ ایتالیایی و روسی نیز درخواست کمک کرده اند.
دیگو گفت: پس هدف بعدی ما کارت لوسی هست؟
ـ دقیقاً دیگو. تو باید یکی از مخفیگاههای کارت لوسی را اشغال کنید و لوسیها را از آنجا پاک.
ادامه دارد......
تاریخ انتشار: هجدهم دی ماه سال ۱۴۰۴