بخش سوم داستان مارشال آهنین
۲۴ بهمن سال ۱۴۰۴

۱۸ ژانویه ۱۸۱۳ ــ نیمه شب، ورشو در کاخ اصلی
ناپلئون بناپارت مارشالداووت را به اتاقش احضار کرد.
داووت آرام وارد شد.
و گفت: عالی جناب، هنوز بیدارید؟
بناپارت خندید و گفت: تو هم روز سختی را داشتی چرا نخوابیدی؟
داووت پاسخ داد: نه اعلی حضرت. هفته سختی رو داشتیم و همچنین ماه ها و سال سختی. ولی امروز.
کمی مکث...
ادامه داد: اما امروز بهترین روز زندگیم بود. امروز بعد چهار ماه به ورشو رسیدیم.
ناپلئون خندید.
داووت پرسید: من را برای چه احضار کرده اید؟
- داووت. می خواهی چطور با سی هزار نفر و صد توپخانه در برابر هشتاد هزار روسی به فرماندهی کوتوزوف پیروز شوی؟
داووت با قاطعیت پاسخ داد: اعلیحضرت اگر به من کمک کنید میتوانم تعداد توپها را از ۱۰۰ به حدود ۲۰۰ یا حتی ۳۰۰ افزایش دهم.
ناپلئون با حیرت گفت: اما چگونه مارشال؟
داووت پاسخ داد: اگر به کل مردم ورشو و لهستان شخصاً نامه بزنید که تمام کارگاهها و مردم برایمان وپخانه بسازند و همچنین حتی کلیساها ناقوسهای فلزی و برنزی خود را آب کنند و از آنها توپ بسازیم میتوانیم با گلولههای توپخانه تازه ساخته شده روسیها را شکست دهیم.
ناپلئون بخند رضایتمندانهای زد و گفت: اجرا میشود.
بیستم ژانویه ۱۸۱۳
همه سربازان فرانسوی نامه امپراطور را در میان مردمان ورشو پخش کردند نامه از این قرار بود:
📜 فرمان امپراطور به مردم لهستان
ورشو، ۲۰ ژانویه ۱۸۱۳
---
لهستانیها،
یک سال پیش در مسکو بودم. آتش. برف. مرگ.
۹۵ هزار سرباز با من آمدند. ۳۶ هزار نفر به ورشو رسیدند.
اما نابود نشدیم.
چون داووت با ما بود. چون شما با ما بودید.
حالا کوتوزوف با ۸۰ هزار روس به سمت ورشو میآید.
ما فقط ۳۶ هزار سرباز داریم.
و فقط ۱۰۰ توپ.
در برابر ۸۰ هزار روس، صد توپ کافی نیست.
به ۳۰۰ توپ نیاز داریم. به ۵۰۰ توپ.
از کجا بیاوریم؟
از شما.
---
ای کشیشان لهستانی،
ناقوسهای کلیساهایتان را به ما بدهید.
از برنز ناقوسها، توپ میسازیم.
از آهن ناقوسها، گلوله میریزیم.
خدا صدای ناقوسها را میشنود.
اما صدای توپهایی که از لهستان دفاع میکنند را هم خواهد شنید.
---
ای آهنگران لهستانی،
شما که شمشیر میسازید، حالا توپ بسازید.
شما که گاوآهن میسازید، حالا آزادی را آهنگری کنید.
کارگاههایتان را روز و شب باز کنید.
هر توپ که بسازید، ۵۰ سکه طلا جایزه دارد.
هر آهنگر که ۱۰ توپ بسازد، نجیبزاده میشود.
---
ای مردم لهستان،
اگر آهن ندارید، مس دارید؟
اگر مس ندارید، برنج دارید؟
اگر برنج ندارید، سکه دارید؟
هر ظرف مسی که ذوب شود، یک گلوله توپ میشود.
و هر گلوله توپ، یک روسی را میکشد.
---
لهستانیها،
وقتی کوتوزوف به ورشو برسد، توپ های فرانسوی-لهستانی منتظر اوست.
و وقتی جنگ تمام شد،
ناقوسهای جدیدی برای کلیساهایتان میسازم.
از برنز توپهای روسی.
زنده باد لهستان!
زنده باد فرانسه!
زنده باد آزادی!
— ناپلئون بناپارت
امپراطور فرانسه، پادشاه ایتالیا، حامی لهستان
نامه ناپلئون کار خود را کرد.
📊 توپهای اهدایی و ساخته شده در ورشو
---
منبع تعداد توپ
ناقوس کلیساهای ورشو ۴۰ توپ
ناقوس کلیساهای کراکوف ۳۰ توپ
ناقوس کلیساهای پوزنان ۲۰ توپ
ناقوس کلیساهای لوبلین ۲۰ توپ
کارگاههای آهنگری ورشو ۵۰ توپ
ظروف مسی اهدایی مردم ۳۰ توپ
سکههای طلا و نقره ذوب شده ۱۰ توپ
---
📌 مجموع توپهای اهدایی و ساخته شده: ۲۰۰ توپ
و حالا مارشال داووت با ۳۰۰ توپ و ۳۷ هزار نفر در قلعه ورشو منتظر لشکر ۸۰ هزار نفره کوتوزوف بود.