ویرگول
ورودثبت نام
بلوت
بلوت
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

دنیای من

دنیایی که در ذهن من است،سرتاسر سکوت است ...
گویا این دنیا فقط از آن من است ...
یک آسمان که غروب آفتابش را نشانم می‌دهد و خورشیدش سریعتر‌ از چیزی که فکرش را کنی رهایم می‌کند ...

آهنگی که معنای آن را با تمام گوشت و استخوانم‌ درک میکنم ...
رهگذرانی‌ که هریک‌ از آنان به فکر حال و احوال خودشان هستند ...
خستگانی‌ که در کنار خیابان‌ قدم میزنند و به حال خود میگریند‌ ...
همه جای این شهر بوی نا امیدی می‌دهد...
ولی هر از گاهی‌ که به این شهر فکر میکنم ‌...
پرتو‌ های امیدی را می‌بینم که به سمت چشمانم‌ سوسو می‌زنند تا مرا از وجودشان آگاه سازند ...
می‌دانم ...

می‌دانم که راه درازی پیش روی خود خواهم داشت ...

می‌دانم باید تمام دردهایی که در این دنیا و شهر‌هایش هست تحمل کنم تا به چیزی که می‌خواهم برسم ...
اما همچنان اگاه‌ نیستم که چه کسی من را درک خواهد کرد ...

باید به چه کسی اعتماد کنم که مرا نسبت به خودم بی اعتماد نکند ...
دلخوشی‌ های ریز و درشتی دارم که هنوز با وجودشان زنده‌ام ...
دوستانی دارم که بعضی اوقات با آنها اوقاتم‌ را شاد میگردانم ...
خودم،خودم را دوست‌ میدارم؛کسی که همیشه کنارم هست و خواهد ماند ...

خودم را با تمام کم و کاستی هایم می‌پذیرم و تلاش می‌کنم تا سربلند شود ...
خیلی از حرفایی‌ هست که ناگفته‌ می‌مانند و خاک می‌شوند‌ ...

اما همچنان امید‌وارم ...
آری...

این است دنیای‌ کوچک من .. :)🌱🕊

اعتماددنیا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید