
عادت دارم وقتی منتظر سفارش آنلاینم، تا شمارهی ناشناس روی گوشیم میافته، تماس رو وصل کنم و بیمقدمه بگم: «سلام، وقت بخیر.»معمولاً پیکهای محدودهی محل زندگیمون رو میشناسم. یک آقایی هست که هر وقت بهش میگم «وقت بخیر»، در جواب میگه: «عاقبتت بخیر.»من میگم: «تنت سلامت.»و قبل از اینکه این پینگپنگِ تعارفات تا ابد ادامه پیدا کنه، اون یکدفعه مسیر رو عوض میکنه و میگه: «عمرت طولانی عمو… من بستهتونو آوردم!»
خب حالا بذارین علمیشو بگم:
اگر بخواهیم این ماجرا را زیر ذرهبینِ مهارتهای ارتباطی ببریم، در علم زبانشناسی به اینگونه تعاملات روزمره «ارتباطات فاتیک» [۱] گفته میشود. هدف از این نوع ارتباط، انتقال اطلاعات یا پیامِ مشخصی نیست؛ بلکه صرفاً کارکردی اجتماعی برای آغاز، تداوم یا پایان بخشیدن به یک تعامل انسانی دارد تا فضای مکالمه تلطیف شود (همان یخشکنیِ خودمان).با این حال، چنانچه این مرحلهی آغازین (تعارفات مرسوم) بیش از حدِ نیاز طول بکشد، از چارچوب ارتباط مؤثر خارج شده و مصداق بارز «اطناب مُمِل» [۲] (درازگویی و تطویل خستهکننده) میشود که نتیجهای جز اتلاف وقت و فرسایش روانی طرفین ندارد.در حقیقت، پیک محلهی ما با بهرهگیری ناخودآگاه از هوش کلامیاش، بهدرستی زمانِ عبور از فاز تعارفات اجتماعی و ورود به محوریت اصلی مکالمه را تشخیص داده و آن را مدیریت میکند؛ مهارتی که خیلی از ما در مکالمات تلفنی یا حضوری فراموشش میکنیم!
امضا: طبیب سخن
پینوشت:
[۱] Phatic Communication
[۲] در علم ارتباطات، این درازگویی نقض یکی از اصول مهم مکالمه به نام «اصل کمیت گرایس» (Grice’s Maxim of Quantity) محسوب میشود؛ یعنی پرحرفی بیش از حدِ نیازِ پیام.