
تصور کنید با دوستتون رفتید تو یه جمع غریبه. دوستتون مشغول سلام و احوالپرسی با بقیه میشه و شما همونطور مثل یه مجسمه کنارش ایستادید تا بالاخره یادش بیفته و بگه: «آها راستی، ایشون دوستم هستن!» خب عزیز جان مگه شما اسم نداری؟! چرا منتظری یکی دیگه بهت هویت بده؟
وقتی خودت همون اول با لبخند پیشقدم میشی و خودت رو معرفی میکنی، سه تا اتفاق مهم میفته: اول اینکه اعتماد به نفست رو نشون میدی، دوم اینکه تو ذهن بقیه خیلی موندگارتر میشی، و سوم اینکه درهای شبکهسازی و ارتباط رو به روی خودت باز میکنی.
حالا بخوام بهتون علمی بگم اینجوری میشه ماجرا:
از نظر روانشناسی ارتباطات، وقتی شما خودتان برای معرفی پیشقدم میشوید، در حال مدیریت «اولین برداشت» [1] هستید. به این پدیده در روانشناسی «اثر تقدم» [2] میگویند؛ یعنی مغز آدمها بیشترین اهمیت و ماندگاری را به همان اطلاعات اولیهای میدهد که از شما دریافت میکند.
همچنین بر اساس «نظریه کاهش عدم قطعیت» [3]، وقتی شما به عنوان یک فرد ناشناس در جمعی حضور دارید، ذهن بقیه ناخودآگاه درگیر یک ابهام و تنش پنهان است (این فرد کیست؟ چرا حرف نمیزند؟). وقتی خودتان با لبخند اسمتان را میگویید، این بارِ فکری مزاحم را از روی دوش بقیه برمیدارید.
نتیجه چیست؟ مغز آنها ناخودآگاه شما را به عنوان یک فرد «امن»، «مسلط» و «دارای هوش هیجانی بالا» دستهبندی میکند. در واقع شما منتظر نمیمانید تا دیگران (دوستتان یا میزبان) به شما هویت بدهند، بلکه خودتان با اقتدار هویتتان را در آن جمع میسازید!
پینوشت:
[1] First Impression
[2] Primacy Effect
[3] Uncertainty Reduction Theory
امضا: طبیبِ سخن