
دوستان عزیزی که رفتید دورههای فن بیان و گویندگی گذروندید… یه خواهش کوچیک: میشه لطفاً صداتون رو نسازید؟!
نمیدونم چه اصراریه بعضیها تا یه کارگاه دو روزهی فن بیان میرن، از فرداش طوری حرف میزنن که انگار یه سابووفر قورت دادن! فکر میکنن هرچی صدا رو بندازن تو گلو و بمتر و مخملیترش کنن، حرفهایتر شدن. اما دردت به جانِ بتمن ، این «تغییر صدا» نه تنها نقطهی افتخار نیست، که دقیقاً نقطهی سقوطِ ارتباطه.
اما شاید بگین : خوبه که !! منتها دوستانه میگم : خوب نیست که ! چرا صدای فیک جواب نمیده؟
۱. اصالت رو میکشه:
آدما شاید چند دقیقه اول جذبِ اون صدای رادیویی بشن، اما خیلی زود میفهمن یه جای کار میلنگه. صدای ساختگی، شما رو از «حقیقتِ خودتون» دور میکنه. تو ارتباطات، آدمها با «خودِ واقعیِ شما» ارتباط برقرار میکنن، نه با یه نسخهی کپی شده از فلان دوبلور معروف.
۲. دوپینگِ کوتاهمدت، نابودیِ بلندمدت:
شاید تو یه ویسِ یک دقیقهای تو تلگرام بتونی صدات رو کلفت و جذاب کنی، اما تو یه جلسهی دو ساعته چی؟ ماهیچههای حنجره خسته میشن و یهو وسط جلسه صدات خروسَک میزنه و برمیگرده به تنظیمات کارخانه!
اما فاجعهی اصلی کجاست؟
دیدم بعضیها برای اینکه صداشون «خشدار» و «جذاب» بشه، میرن سیگاری میشن!
بذارید از نظر علمی طبیبی بهتون بگم چه اتفاقی میافته: اون خشی که با سیگار میفته رو صدا، اسم علمیش «اِدِم رینکه» (Reinke’s Edema) است. یعنی تارهای صوتیِ بیچارهی شما عفونت کرده، آب آورده و ورم کرده! شما در واقع داری با تارهای صوتیِ بیمار و متورم پُز میدی، نه با صدای جذابت!
این احتمالا سوال خیلی هاست (صداسازیِ واقعی یعنی چی؟):
علمِ ارتباطات و گفتاردرمانی میگه صداسازی یعنی «کشفِ بهترین نسخهی صدای خودت»، نه تغییر دادنش.
نفس بکش، زور نزن: راز یه صدای خوب، فشار آوردن به گلو نیست، «تنفس دیافراگمی» و پر کردن باکِ ریههاست.
لحن، پادشاهه: به جای اینکه فرکانس صدات رو عوض کنی، روی «لحن» (احساسی که به کلمات میدی) و «آکسانگذاری» (تأکید روی کلمات مهم) کار کن.
و درنهایت فراموش نکنیم که صدای ما اثر انگشت ماست .
همونقدر که هستید باشید. ما قرار نیست تو سوپرمارکت و جلسات کاری، تیزر تبلیغاتی پخش کنیم؛ قراره با هم «حرف» بزنیم. پس لطفاً به حنجرهتون رحم کنید و خودتون باشید!
امضا: طبیب سخن