ویرگول
ورودثبت نام
کاف
کافبس در این‌ دایره گشتم من پرواز سرشت من همانم که به آتش سخن آب نوشت
کاف
کاف
خواندن ۱ دقیقه·۸ ماه پیش

شاید آغاز

مدت‌ها‌ بود‌ که‌ ننوشته‌ بودم‌. درمورد‌ هیچ‌‌چیز‌ ننوشته‌ بودم. درمورد‌ هیچ‌کس‌ ننوشته‌ بودم. از سه سال‌ پیش‌ که‌ اومدم‌ خوابگاه‌ اینجوری‌ شد. قبلش‌ تقریبا‌ هر روز‌ می‌نوشتم. زیر نورگیر‌ خونه‌ می‌نشستم‌‌ و‌ اگه‌ شانس‌ می‌آوردم‌ و‌ هوا‌ بارونی‌ بود‌ صدای‌ قطره‌های‌ بارونو‌ نه فقط‌ با‌ گوش‌هام‌ که‌ با‌ همه‌ی وجودم‌ می‌شنیدم‌ و‌ می‌نوشتم. اما حالا‌ گم‌ شدم‌ بین کلمه‌هایی‌ که‌ توی‌ ذهنم‌ هستن. حالا‌ دیگه‌ خسته‌ شدم‌ از‌ فقط‌ گوش‌ کردن. حالا‌ میخوام‌ بنویسم. نمیدونم‌ چقدر‌ میتونم، نمیدونم‌ تا کجا‌ میتونم. فقط‌ خواستم‌ اینجا‌ جایی‌ باشه‌ برای‌ نوشتن‌ بدون‌ سانسور‌ افکار‌ توی‌ ذهنم.

پی‌نوشت: نیم‌ساعت‌ پیش‌ اینجارو‌ پیدا‌ کردم‌ و‌ تا نیم‌ ساعت‌ پیش‌ هیچ‌ایده‌ای‌ نداشتم‌ که‌ چجوریه. راستش‌ هنوزم‌ هیچ‌ایده‌ای‌ ندارم‌ ولی‌ فقط خواستم‌ دلو‌ بزنم‌‌ به دریا....

۱
۰
کاف
کاف
بس در این‌ دایره گشتم من پرواز سرشت من همانم که به آتش سخن آب نوشت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید