از زبان دکو
محل خوابگاه مدرسه یو.ای
<فلش به دوروز بعد>
چند روزی بود که کاچان عجیب شده بود من نمیدونستم برای چیه اما میدونستم این رفتارش فقط و فقط جلوی من انجام
میشه
دو روز قبل
با وحشت از خواب پریدم دوروبرم رو نگاه کردم که چیزی نبود تا اینکه از لای در کاچان رو دیدم ترسیده بودم با داد و صدایی
وحشت زده پرسیدم
تو اینجا چیکار میکنی
من برات شام اوردم چون بدون خوردن چیزی خوابیده بودی خیلی خجالت زده بود کاملا سرخ شده بود گفتم:
|||...ممنون
+خواهش
داخل اومد شام رو با دستپاچگی روی میز گذاشت و روی من خم شد،منو از پشت به تخت نزدیک کرد و اروم اروم بوسه ای گرم و لذت بخشی روی لبام کاشت
منی که خیلی خجالت زده شده بودم تا اومدم بگم هی چیکار میکنی اون رفته بود طبقه پنج و منو با کلی سوال رها کرد...