ویرگول
ورودثبت نام
حسنا اسماعیل بیگی
حسنا اسماعیل بیگیمعمار و جامعه شناس در دنیایی میان این دو🍃...
حسنا اسماعیل بیگی
حسنا اسماعیل بیگی
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

تو نیکی میکن و ...

تو نیکی میکن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز.

این ضرب‌المثل را می‌توان به سان نقشه‌ای برای جهت یابی در جغرافیایی خاص دانست؛ جغرافیایی که در تاریخ آن نهادهای رسمی در ایجاد امنیت و اعتماد پایدار ناکام مانده‌اند. در این جغرافیا، این کلام کهن، از یک پند اخلاقی فراتر می‌رود و ما را به تماشای سازوکاری پیچیده دعوت می‌کند: سازوکاری برای بقا؛ و به یک نظریه اقتصادی اجتماعی تبدیل می شود. نظریه ای که در آن، کنش نیک، نوعی سرمایه‌گذاری غیرمستقیم و غیرمشخص است؛ پرداختی بدون فاکتور و واریز به حسابی ناشناس. منطق آن این است که در جامعه‌ای که نظام رسمی پاداش و مجازاتش ناکارآمد یا غیرقابل پیش‌بینی است، باید شبکه‌ای موازی از داد و ستد اخلاقی ایجاد کنی. نیکی تو، مانند بذری است که در زمینی نامعلوم می‌پاشی، با این ایمان که بوم‌شناسی پیچیده روابط انسانی، روزی آن را به شکلی غیرمنتظره—شاید به دست دیگری و در زمانی دیگر—به تو بازمی‌گرداند.

این فلسفه عملی، به این دلیل در تاریخ ما نهادینه شده که نهادهای رسمی حامی عدالت و تأمین اجتماعی به شکل باثباتی وجود نداشته‌اند. وقتی سیستم نمی‌تواند مانع از تضییع حقوق افراد شود، مردم ناچار می‌شوند یک صندوق قرض‌الحسنه اخلاقی غیرمتمرکز ایجاد کنند. کمک به دیگران، در این دیدگاه، نه لزوماً از سر فداکاری محض، بلکه یک عقلانیت بقا است؛ گونه ای بیمه شخصی در برابر روز مبادا، که حق عضویت آن نیکی بدون چشمداشت است.

اما اکنون، در اوج فشار و آشفتگی، این مکانیسم از همیشه ضروری‌تر و در عین حال، شکننده‌تر است. امروز، "در دجله انداختن" یک کنش انفعالی نیست، بلکه یک اقدام پیشگیرانه است. دقیقاً در لحظه‌ای که فرد در آستانۀ واکنش محافظه کارانه و قطع پیوندهای ضعیف قرار می‌گیرد تا از دارایی‌های اندک خود حفاظت کند، این منطق کهن عمل وارونه را تجویز می‌نماید: در چنین بوم‌شناختی، افزایش سرمایه‌گذاری در پیوندهای اجتماعی (هرچند شکننده) می‌تواند در بلندمدت امنیت بیشتری ایجاد کند. بازگشت این سرمایه دیگر لزوماً مستقیم و نمادین نیست، بلکه در قالب بازتوزیع غیرخطی منابع درون شبکه یا تقویت اعتماد تعمیم‌یافته ظاهر می‌شود.

نتیجه این نیکی ممکن است بازگشت نمادین سنتی نباشد؛ شاید حاصل آن ایجاد یک میدان نیروی جمعی باشد که هر عضو آن، با کنش نیک کوچک، کمی از بار سمی بی‌اعتمادی را کم می‌کند و فضایی را می‌آفریند که در آن، کمکِ غیرمنتظره، کمی محتمل‌تر می‌شود. در شرایطی که هیچ چیز تضمین‌شده نیست، این شبکه نامرئی روابط نیکو، آخرین زیرساختی است که از فروپاشی کامل روح جمعی جلوگیری می‌کند.

روابط انسانیجامعهآشفتگی
۱۱
۲
حسنا اسماعیل بیگی
حسنا اسماعیل بیگی
معمار و جامعه شناس در دنیایی میان این دو🍃...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید