
آیا اگر بخواهیم برای برندی لاکچری طراحی کنیم حتما باید از رنگ بنفش استفاده کنیم؟ یا اگر خواستیم حس اعتماد ایجاد کنیم حتما باید از رنگ آبی استفاده کنیم؟ رنگ عنصر جدایی ناپذیر گرافیک است ولی آیا روانشناسی رنگ به این شکل قابل قبول است؟
واقعیت این است که معنای هر رنگ بر اساس پارامترهای مختلف تغییر میکند. پارامترهایی مانند بافت فرهنگی، موقعیت طراحی و دیگر المان هایی که در روند طراحی استفاده میکنیم. به طور مثال سفید در فرهنگ ایرانی میتواند پیام پاکی را انتقال بدهد اما در فرهنگ کشور چین در مراسم عزاداری استفاده میشود و سفید در کشور چین پیام مرگ و سوگواری را انتقال میدهد.
مثالی دیگر: رنگ سبز در صنعت غذا، میتواند پیام اورگانیک بودن را انتقال دهد و در صنعت پوشاک میتواند پیام ثروت و ظرافت را انتقال دهد.
در حقیقت بجای استفاده از این مدل روانشناسی رنگ ها و معناهایی که در این مدل روانشناسی به رنگ داده شده است میتوانیم رنگ را تحلیل کنیم. اما چگونه؟ با کمک گرفتن از این سوالاتی مانند:
. برند چه پیام یا حسی را میخواهد منتقل کند؟
. مخاطب کیست و چه تجربه ای از رنگ ها در این حوزه دارد؟
. رنگ در کنار تایپوگرافی، فرم و چیدمان چه اثری میگذارد؟
رنگ در میتواند تا حدودی تغییر معنا دهد و این مربوط است به اینکه در کنار چه عناصر بصری، محتوا و زمینه فرهنگی قرار بگیرد.
حتی شما در روند طراحی یک پروژه دو یا سه انتخاب دارید و هر سه مورد میتواند پیام شمارا به درستی انتقال دهد. یا حتی در استراتژی طراحی شما رنگ فقط جلوه زیبایی دارد و حاوی پیام نیست، و این یعنی شما هر رنگی را انتخاب کنید درست است.
فرض کنیم در حال طراحی برای یک برند جدید چای هستیم. برند میخواهد حس اصالت چای ایرانی را برای مردم ایران انتقال دهد و مخاطبینش ترجیح میدهند محصولی متفاوت خریداری کنند تا ارزان و همچنین مینیمال پسند هستند.
در اینجا رنگ قرمز، مشکی، سبز تیره و حتی سفید میتواند پیام مارا انتقال دهد و هر رنگ با سبک طراحی و المان های مخصوص خودش این کار را انجام میدهد. شاید شما رنگ قرمز را انتخاب کنید ولی از المانهای درستی استفاده نکنید.
از این پس میتوانیم نگاهی متفاوت به رنگ داشته باشیم و بجای روانشناسی، آن را تحلیل و به روانشناسی عمیق تر آن بپردازیم.