کیانا ابراهیمی
خواندن ۱۱ دقیقه·۳ ماه پیش

تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD) و الگوهای تخصیص مسئولیت نرم‌افزار (GRASP)

تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD) روشی برای طراحی نرم‌افزار است که در آن همه چیز به‌صورت اشیا مشابه چیزهای دنیای واقعی در نظر گرفته می‌شود. در OOAD، ابتدا نیازمندی‌های سیستم را درک می‌کنیم، سپس اشیای کلیدی را شناسایی می‌کنیم و در نهایت تصمیم می‌گیریم که این اشیا چگونه با یکدیگر کار کنند. این رویکرد کمک می‌کند نرم‌افزار آسان‌تر مدیریت شود، توسعه یابد و قابل استفاده مجدد باشد.

تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD) چیست؟

تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD) بر اساس مفاهیم برنامه‌نویسی شی‌گرا (OOP) بنا شده است و رویکردی سازمان‌یافته و سیستماتیک برای طراحی و توسعه سیستم‌های نرم‌افزاری است. این یک پارادایم مهندسی نرم‌افزار است که دو فرآیند متمایز اما به هم پیوسته را یکپارچه می‌کند: تحلیل شی‌گرا (OOA) و طراحی شی‌گرا (OOD).

جنبه‌های مهم OOAD

در ادامه به برخی از جنبه‌های مهم OOAD اشاره شده است:

برنامه‌نویسی شی‌گرا: در این روش، اشیای دنیای واقعی به عنوان اشیای نرم‌افزاری با ویژگی‌ها (attributes) و متدهایی (methods) که با اعمالشان مرتبط هستند، نمایش داده می‌شوند.

الگوهای طراحی (Design Patterns): در OOAD از الگوهای طراحی برای کمک به توسعه‌دهندگان در ساخت سیستم‌های نرم‌افزاری کارآمدتر و قابل نگهداری‌تر استفاده می‌شود.

نمودارهای UML: نمودارهای UML در OOAD برای نمایش اجزا و تعاملات مختلف یک سیستم نرم‌افزاری به‌کار می‌روند.

تحلیل شی‌گرا (Object-Oriented Analysis - OOA)

تحلیل شی‌گرا فرآیندی برای درک و تحلیل نیازمندی‌های سیستم است که به بررسی سناریوی مسئله با استفاده از اشیا می‌پردازد.

ویژگی‌های اصلی OOA:

1. نمایش اشیای واقعی:

اشیا نماینده نهادها یا مفاهیم دنیای واقعی مرتبط با سیستم هستند.

2. تمرکز بر ویژگی‌ها و رفتارها:

در OOA، هدف شناسایی اشیا، ویژگی‌های آن‌ها (attributes)، رفتارها (behaviors)، و روابط آن‌ها است، بدون توجه به نحوه پیاده‌سازی سیستم.

طراحی شی‌گرا (Object-Oriented Design - OOD)

در فرآیند توسعه نرم‌افزار شی‌گرا، مدل تحلیلی که در OOA ایجاد شده است، در طراحی شی‌گرا (OOD) دستخوش تغییر می‌شود. این تغییر، مدل مفهومی را به مدلی با طراحی دقیق‌تر تبدیل می‌کند.

ویژگی‌های اصلی OOD:

1. سازماندهی داده‌های هر شیء :

• در OOD مشخص می‌شود داده‌های هر شیء چگونه سازماندهی می‌شوند.

• نوع داده‌ها و روابط آن‌ها تعیین می‌گردد.

2. توصیف رویه‌ای عملیات:

• برای هر عملیاتی که یک شیء می‌تواند انجام دهد، توضیحات رویه‌ای ارائه می‌شود.

• شامل جزئیات گام‌ها یا فرآیندهای انجام وظایف خاص است.

لایه‌های طراحی شی‌گرا:

طراحی شی‌گرا شامل یک هرم طراحی با چهار لایه است:

. لایه زیرسیستم (Subsystem Layer):

این لایه نمایانگر زیرسیستم‌هایی است که نرم‌افزار را قادر می‌سازد تا نیازمندی‌های کاربران را برآورده کند و چارچوب‌های فنی لازم برای پاسخگویی به این نیازها را پیاده‌سازی کند.

. لایه کلاس و شیء (Class and Object Layer):

• این لایه شامل سلسله‌مراتب کلاس‌ها است که سیستم را با استفاده از تعمیم (generalization) و تخصص (specialization) توسعه می‌دهد. همچنین شامل نمایش هر شیء (Object) می‌شود.

. لایه پیام (Message Layer):

• این لایه نحوه تعامل اشیا با یکدیگر را مدیریت می‌کند و شامل پیام‌هایی است که بین اشیا ارسال می‌شوند. از جمله فراخوانی متدها (method calls)، و جریان کنترل (flow of control) درون سیستم.

. لایه مسئولیت‌ها (Responsibilities Layer):

• این لایه بر مسئولیت‌های هر شی تمرکز دارد که شامل تعریف رفتار هر کلاس، مشخص کردن وظایف هر شیء، و نحوه پاسخ‌دهی به پیام‌ها است.

لایه‌های طراحی شی‌گرا
لایه‌های طراحی شی‌گرا


مزایای تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD):

• باعث افزایش مدولاریت و قابلیت نگهداری نرم‌افزار می‌شود و با ایجاد اجزای کوچک و با قابلیت استفاده مجدد، امکان ترکیب آن‌ها برای ایجاد سیستم‌های پیچیده‌تر را فراهم می‌کند.

• نمایشی سطح بالا و انتزاعی از سیستم نرم‌افزاری ارائه می‌دهد که درک و نگهداری آن را آسان‌تر می‌کند.

• اصول طراحی شی‌گرا و استفاده مجدد از اشیا را ترویج می‌دهد، که منجر به کاهش حجم کد مورد نیاز و افزایش کیفیت برنامه می‌شود.

• زبان و روش مشترکی را برای مهندسان نرم‌افزار فراهم می‌کند که ارتباط و همکاری مؤثرتر در تیم‌ها را ممکن می‌سازد.

• به توسعه‌دهندگان کمک می‌کند تا سیستم‌های نرم‌افزاری مقیاس‌پذیری ایجاد کنند که بتوانند با نیازهای در حال تغییر کاربران و الزامات کسب‌وکار تطبیق یابند.

چالش‌های تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD):

• به دلیل نیاز به توضیح و مدیریت دقیق اشیا و تعاملات آن‌ها، ممکن است پیچیدگی سیستم نرم‌افزاری را افزایش دهد.

• به دلیل نیاز به نمونه‌سازی، مدیریت و تعامل با اشیا، ممکن است منجر به سربار اضافی و کاهش سرعت نرم‌افزار شود.

• برای مهندسان نرم‌افزار مبتدی، OOAD ممکن است به دلیل نیاز به درک عمیق اصول و روش‌های OOP، یک منحنی یادگیری دشوار باشد.

• این روش می‌تواند فرآیندی زمان‌بر باشد که مستلزم برنامه‌ریزی و مستندسازی قابل‌توجهی در ابتدا است، که ممکن است منجر به زمان توسعه طولانی‌تر و هزینه‌های بیشتر شود.

• به دلیل برنامه‌ریزی و مستندسازی اولیه مورد نیاز، OOAD می‌تواند نسبت به سایر روش‌های مهندسی نرم‌افزار هزینه‌برتر باشد.

کاربردهای واقعی تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD):

نرم‌افزار بانکی: در سیستم‌های بانکی، OOAD اغلب برای شبیه‌سازی تراکنش‌های مالی پیچیده، ساختارها، و تعاملات مشتری استفاده می‌شود. معماری مدولار و مقیاس‌پذیر OOAD، طراحی اپلیکیشن‌های مالی سازگار و قابل اعتماد را تسهیل می‌کند.

سیستم‌های پرونده سلامت الکترونیک (EHR): داده‌های بیمار، سوابق پزشکی، و جریان‌های کاری مراقبت‌های بهداشتی با استفاده از OOAD مدل‌سازی می‌شوند. اصول شی‌گرا امکان ایجاد برنامه‌های بهداشتی مدولار و انعطاف‌پذیر را که می‌توانند برای رفع نیازهای جدید تغییر کنند، فراهم می‌کند.

سیستم‌های کنترل پرواز: OOAD در طراحی سیستم‌های کنترل پرواز برای هواپیماها حیاتی است. این روش به مدل‌سازی تعاملات بین اجزای مختلف مانند سیستم‌های ناوبری، حسگرها، و سطوح کنترل کمک می‌کند و ایمنی و قابلیت اطمینان را تضمین می‌کند.

سیستم‌های صورتحساب مخابراتی: در بخش مخابرات، OOAD برای مدل‌سازی و ساخت سیستم‌های صورتحساب استفاده می‌شود. این روش مدل‌سازی مدولار و مقیاس‌پذیر برنامه‌های اشتراک پیچیده، قوانین صورتحساب، و داده‌های مشتری را امکان‌پذیر می‌کند.

پلتفرم‌های خرید آنلاین: توسعه سیستم‌های تجارت الکترونیک اغلب از OOAD استفاده می‌کند. کاتالوگ محصولات، پروفایل‌های کاربران، سبد خرید، و فرآیندهای پرداخت مدل‌سازی می‌شوند که نگهداری و گسترش قابلیت‌های پلتفرم را تسهیل می‌کند.

الگوهای تخصیص مسئولیت نرم‌افزار (GRASP):

در تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD)، الگوهای تخصیص مسئولیت نرم‌افزار (GRASP) نقش مهمی در طراحی سیستم‌های نرم‌افزاری کارآمد و قابل نگهداری ایفا می‌کنند. GRASP مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها را ارائه می‌دهد که به توسعه‌دهندگان کمک می‌کند تا مسئولیت‌ها را به کلاس‌ها و اشیا به گونه‌ای تخصیص دهند که اتصال پایین، انسجام بالا و استحکام کلی را ترویج دهد. با درک و به‌کارگیری اصول GRASP، توسعه‌دهندگان می‌توانند راه‌حل‌های نرم‌افزاری ایجاد کنند که انعطاف‌پذیر، مقیاس‌پذیر باشند و همچنین با گذشت زمان آسان‌تر قابل نگهداری باشند.

اصول GRASP چیست؟

اصول GRASP
اصول GRASP


1. سازنده(Creator):

مسئولیت ایجاد نمونه‌های یک کلاس به کلاسی واگذار شود که بیشترین دانش را در مورد زمان و نحوه ایجاد آن‌ها دارد.

2. کارشناس اطلاعات(Information Expert):

مسئولیت به کلاسی واگذار شود که اطلاعات لازم برای انجام آن را در اختیار دارد، که این امر باعث افزایش انسجام بالا و کاهش اتصال می‌شود.

3. اتصال پایین(Low Coupling):

هدف این است که کلاس‌ها حداقل وابستگی به یکدیگر داشته باشند، که نگهداری آسان‌تر و انعطاف‌پذیری در سیستم را تسهیل می‌کند.

4. انسجام بالا(High Cohesion):

اطمینان حاصل شود که مسئولیت‌های درون یک کلاس به‌هم‌مرتبط و متمرکز باشند، که خوانایی، قابلیت نگهداری و استفاده مجدد را افزایش می‌دهد.

5. کنترل‌کننده(Polymorphism):

مسئولیت مدیریت رویدادهای سیستم یا هماهنگی فعالیت‌ها به یک کلاس کنترل‌کننده واگذار شود، که کنترل متمرکز را ترویج داده و از شلوغی کلاس‌ها جلوگیری می‌کند.

6. ایجاد مصنوعی(Pure Fabrication):

کلاس‌های جدیدی معرفی شوند که مسئولیت‌ها را بدون نقض اصول انسجام و اتصال انجام دهند، که طراحی تمیزتر و قابل نگهداری‌تری را ترویج می‌دهد.

7. غیرمستقیم‌سازی(Indirection):

از واسطه‌ها یا انتزاع‌ها برای کاهش وابستگی کلاس‌ها و افزایش انعطاف‌پذیری طراحی استفاده شود.

8. چندریختی(Controller):

از ارث‌بری و واسط‌ها برای امکان‌پذیر ساختن پیاده‌سازی‌های متعدد رفتارها استفاده شود، که سیستم‌های انعطاف‌پذیر و قابل گسترشی را فراهم می‌کند.

با استفاده از این اصول GRASP، توسعه‌دهندگان می‌توانند طراحی‌های شی‌گرایی ایجاد کنند که قوی، قابل نگهداری و سازگار با نیازهای در حال تغییر باشند.

اهمیت GRASP در تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD):

در تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD)، اصول GRASP اهمیت زیادی دارند زیرا چارچوبی برای طراحی سیستم‌هایی با وضوح، انعطاف‌پذیری و قابلیت نگهداری ارائه می‌دهند. در ادامه، دلایل اهمیت آن‌ها آورده شده است:

1. وضوح در طراحی:

اصول GRASP به سازماندهی کلاس‌ها و مسئولیت‌ها کمک می‌کنند و طراحی را قابل فهم‌تر می‌سازند. تخصیص واضح مسئولیت‌ها به کلاس‌ها، درک معماری سیستم را برای توسعه‌دهندگان آسان‌تر می‌کند.

2. اتصال پایین و انسجام بالا:

اصول GRASP اتصال پایین بین کلاس‌ها را تشویق می‌کند، به این معنا که کلاس‌ها کمتر به یکدیگر وابسته هستند. این موضوع کدی مدولار و قابل استفاده مجدد ایجاد می‌کند. علاوه بر این، انسجام بالا تضمین می‌کند که هر کلاس هدفی مشخص و متمرکز دارد، که نگهداری و اصلاح سیستم را ساده‌تر می‌سازد.

3. طراحی انعطاف‌پذیر:

با پیروی از اصول GRASP مانند Indirection و Polymorphism، طراحی انعطاف‌پذیرتر و سازگارتر با تغییرات می‌شود.

غیرمستقیم‌سازی(Indirection): امکان معرفی واسطه‌ها را فراهم می‌کند که تعاملات پیچیده را ساده‌تر می‌کنند.

چندریختی(Controller): استفاده از پیاده‌سازی‌های متعدد برای رفتارها را ممکن می‌سازد و توسعه‌پذیری را تسهیل می‌کند.

4. مقیاس‌پذیری:

اصول GRASP با ترویج طراحی‌هایی که می‌توانند تغییرات و ارتقاهای آینده را بدون نیاز به بازسازی‌های گسترده تطبیق دهند، به مقیاس‌پذیری سیستم کمک می‌کنند. این مقیاس‌پذیری در مواجهه با رشد و تکامل سیستم‌ها ضروری است.

5. سهولت نگهداری:

با اختصاص مسئولیت‌های واضح به کلاس‌ها و تعریف روابط مشخص بین آن‌ها، نگهداری سیستم ساده‌تر می‌شود. توسعه‌دهندگان می‌توانند به سرعت بخش‌هایی از سیستم را که نیاز به تغییر دارند شناسایی کرده و بدون تأثیرگذاری ناخواسته بر سایر بخش‌ها، تغییرات را اعمال کنند.

مزایای GRASP:

الگوهای تخصیص مسئولیت نرم‌افزار، در تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD) مزایای متعددی دارد که به توسعه سیستم‌های نرم‌افزاری قوی و قابل نگهداری کمک می‌کند، از جمله:

1. وضوح و درک‌پذیری:

اصول GRASP رویکردی واضح و ساختارمند برای تخصیص مسئولیت‌ها به کلاس‌ها و اشیا ارائه می‌دهند. این وضوح درک طراحی سیستم را برای توسعه‌دهندگان آسان‌تر کرده و به فهم بهتر معماری و عملکرد آن کمک می‌کند.

2. انعطاف‌پذیری و سازگاری:

با رعایت اصول GRASP مانند اتصال پایین، انسجام بالا و چندریختی، طراحی‌ها انعطاف‌پذیرتر و سازگارتر با تغییرات نیازمندی‌ها می‌شوند. ماهیت مدولار و اتصال پایین سیستم امکان تغییر و گسترش آسان را بدون ایجاد اثرات زنجیره‌ای فراهم می‌کند.

3. ترویج بهترین شیوه‌ها:

اصول GRASP بهترین شیوه‌ها و دستورالعمل‌های طراحی برگرفته از سال‌ها تجربه در مهندسی نرم‌افزار را ارائه می‌دهد. با پیروی از این اصول، توسعه‌دهندگان می‌توانند از رعایت استانداردهای صنعتی و بهترین شیوه‌ها در طراحی‌های خود اطمینان حاصل کنند، که منجر به نرم‌افزار باکیفیت‌تر می‌شود.

4. نگهداری و مقیاس‌پذیری:

اصول GRASP طراحی‌هایی را ترویج می‌دهد که نگهداری و مقیاس‌پذیری آسان‌تری دارند. تخصیص مسئولیت‌های واضح به کلاس‌ها و اشیا، فعالیت‌های نگهداری مانند اشکال‌زدایی، بازسازی و افزودن ویژگی‌های جدید را تسهیل می‌کند. همچنین، ماهیت مدولار طراحی‌های GRASP مقیاس‌پذیری بدون مشکل سیستم را با رشد و تکامل آن ممکن می‌سازد.

5. قابلیت استفاده مجدد:

اصول GRASP ایجاد کلاس‌ها و اشیایی با مسئولیت‌ها و واسط‌های مشخص را تشویق می‌کنند. این امر استفاده مجدد از کد را امکان‌پذیر می‌سازد، زیرا اجزا به راحتی در بخش‌های دیگر سیستم یا پروژه‌های کاملاً جدید قابل استفاده هستند، که منجر به افزایش بهره‌وری و کاهش زمان توسعه می‌شود.

چالش‌های GRASP:

با وجود مزایای زیاد، GRASP چالش‌هایی را نیز ارائه می‌دهد که توسعه‌دهندگان ممکن است در مراحل طراحی و پیاده‌سازی با آن‌ها مواجه شوند:

1. پیچیدگی:

اعمال مؤثر اصول GRASP نیازمند درک عمیق از مفاهیم و شیوه‌های طراحی شی‌گرا است. برای توسعه‌دهندگانی که در این اصول تازه‌کار هستند یا تجربه کمی در OOAD دارند، درک و اجرای الگوهای GRASP می‌تواند چالش‌برانگیز باشد و به پیچیدگی‌های طراحی منجر شود.

2. ذهنیت‌گرایی:

تعیین تخصیص مناسب مسئولیت‌ها به کلاس‌ها و اشیا می‌تواند ذهنی و وابسته به تفسیر باشد. توسعه‌دهندگان مختلف ممکن است دیدگاه‌های متفاوتی درباره نحوه اعمال اصول GRASP به یک مسئله خاص داشته باشند، که می‌تواند به ناسازگاری یا اختلاف‌نظر در تیم منجر شود.

3. معاوضه‌ها:

در حالی که GRASP به دنبال ترویج ویژگی‌های طراحی مطلوب مانند اتصال پایین، انسجام بالا و انعطاف‌پذیری است، دستیابی به این ویژگی‌ها اغلب مستلزم انجام معاوضه‌ها است. به عنوان مثال، بهینه‌سازی برای اتصال پایین ممکن است پیچیدگی ارتباط بین کلاس‌ها را افزایش دهد، در حالی که بهینه‌سازی برای انسجام بالا ممکن است به کلاس‌های بزرگ‌تر و با اتصال محکم‌تر منجر شود.

4. حساسیت به زمینه:

اصول GRASP راه‌حل‌هایی جامع نیستند و باید با توجه به زمینه خاص هر پروژه نرم‌افزاری سازگار شوند. آنچه برای یک پروژه به خوبی کار می‌کند ممکن است برای پروژه‌ای دیگر مناسب نباشد، بسته به عواملی مانند اندازه پروژه، پیچیدگی حوزه، تخصص تیم و محدودیت‌های توسعه.

5. هزینه نگهداری:

در حالی که طراحی‌های GRASP به دنبال افزایش قابلیت نگهداری هستند، الگوهای به‌کار گرفته شده نادرست یا طراحی‌های بیش‌ازحد پیچیده ممکن است در واقع هزینه نگهداری را افزایش دهند. توسعه‌دهندگان ممکن است برای درک و تغییر طراحی‌های پیچیده دچار مشکل شوند، که منجر به هزینه‌ها و تلاش‌های بالاتر مرتبط با وظایف نگهداری می‌شود.


جمع‌بندی:

اصول GRASP در تحلیل و طراحی شی‌گرا (OOAD) چارچوبی قدرتمند برای تخصیص مسئولیت‌ها و طراحی سیستم‌های نرم‌افزاری ارائه می‌دهند. این اصول با تأکید بر اتصال پایین، انسجام بالا، و انعطاف‌پذیری، به توسعه سیستم‌هایی مقیاس‌پذیر، قابل نگهداری و انعطاف‌پذیر کمک می‌کنند. در عین حال، چالش‌هایی مانند پیچیدگی و نیاز به تفسیر دقیق نیز وجود دارد که نیازمند دانش عمیق از طراحی شی‌گرا است. با این وجود، رعایت اصول GRASP می‌تواند کیفیت کلی طراحی و توسعه نرم‌افزار را به‌طور قابل‌توجهی بهبود بخشد.


منابع:



شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید