سلام...
امروز اولین روز از ماه رمضان هست و به شما که این متن رو میخونید، تبریک میگم و التماس دعا دارم...
امروز صبح ساعت ٩ صبح با صدای پرده که بانو داشت جمعش میکرد بیدار شدم. چقدر این روزا میخوابم!
خدا رو شکر متن علمی برای یکی از نشریات دانشگاهی نوشتم و موضوع مدنظرم هم در زمینه سنسورهای شیمیایی بود.
یک باره باتری آبی رنگی که چندماه هست گذاشته بودم روی طاقچه اتاق، نظرم رو جلب کرد. این باتری تموم شده بود و گذاشته بودم کنار تا بعدا سر فرصت بازش کنم و ببینم داخلش چیه. وارد حیاط شدم تا به کنجکاویم برسم که یک دفعه دیدم گوشه ای از حیاط بانو جانم، اسپندها رو ریخته تا خشک بشن، از رطوبت نم گرفته بودن.
خلاصه باتری رو کنار باغچه با سنگی سنگین شکوندم.جز ذغال چیزی داخلش نبود. کاش یادم بود و عکس میگرفتم.
همون طور که مشغول جمع کردن شاهکارم بودم، بانوجانم اسپند دود کرده بود و موقع اذان بود...
خلاصه تا دم غروب باز خوابیدم و وقتی بیدار شدم به مهربان جانم زنگ زدم و کلی سر به سرش گذاشتم، یک هفته ای میشه که خونه نیست...
موقع اذان مغرب رفتم توی حیاط و بانوجان با سینی آب جوش و آبلیمو و خرما اومد و کنارم نشست، همیشه بهار هم با ذوق کنارمون نشست.
لحظه افطار خیلی برام قشنگ و مقدس بود.
همیشه عادت دارم وقتی ماه نو میشه به قول خودمون، به آب، سبزه، نور و اینه نگاه کنم و بعدش به چهره هر کدوم از عزیزانم که کنارم هستن نگاه کنم. معمولا بانوجان اون لحظه ها کنارم هست...
سر همین قضیه، عصری کلی شوخی کردیم و هرکس به خودش نگاه میکرد.
پیشنهاد دادم شام رو بیرون توی حیاط افطار کنیم، خدا رو شکر بانو و هميشه بهار هم موافق بودم. بعد از اقامه نماز(دیدین چطور بین نوشته هام ریا میکنم😅)، رفتیم بیرون و افطار رو خوردیم. افطار همون املت های خوشمزه هميشگي بانو بود. چقدر عاشق املت های بانوجانم هستم. بعدش باکمی تخمه و چای توی حیاط نشستیم. با کليپ هاي طنز اینستا لحظه های خوشی به لطف خدا کنار هم رقم خورد، هر چند جای مهربان جانم سبز بود.
ظرف ها رو با کمک بانو شستم و با صوت تندخوانی استاد احمد دباغ جزء اول قرآن رو با هم خوندیم.
خدا رو شکر روز خوبی بود، هزار مرتبه شکر🌹
پی نوشت : دیشب سریال سوجان از شبکه آی فیلم تموم شد، هر شب ساعت ١٠ شب تا حوالی ١٢ شب پخش میشد. سریال قشنگی بود هر چند قسمت آخر خیلی تند جمعش کردن. اما خیلی قشنگ بود و میتونم بگم از سریال طوبی که قبلا گفته بودم، بیشتر دوست داشتم. امشب این ساعت بیکار بودم.




الهی شکر 🌱
پنجشنبه، ١۴٠۴/١١/٣٠ حوالی ساعت '٢٣:١٠