ویرگول
ورودثبت نام
طیبه محمدی
طیبه محمدی
طیبه محمدی
طیبه محمدی
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

رزونانس در کوچینگ

رزونانس در کوچینگ؛ جایی که رابطه جان می‌گیرد

گاهی در یک گفت‌وگو – چه میان دو دوست، چه میان کوچ و مراجع – لحظه‌ای پیش می‌آید که همه‌چیز انگار زنده‌تر می‌شود.

نه به این معنا که حرف‌ها خاص‌ترند، بلکه چیزی در عمق رابطه حرکت می‌کند.

همین «چیز» همان چیزی است که من به آن می‌گویم رزونانس.

این لحظه‌ها معمولاً ناگهانی‌اند.

از قبل برنامه‌ریزی‌شده نیستند و قابل دستور دادن هم نیستند.

اما وقتی اتفاق می‌افتند، مراجع احساس می‌کند دوباره با خودش ارتباط پیدا کرده؛

انگار صدایی از درونش برخاسته که مدت‌ها خاموش بوده است.

رزونانس یعنی اتصال واقعی، نه اجرای تکنیک

در کوچینگ، تکنیک‌ها لازم‌اند، اما کافی نیستند.

رزونانس زمانی شکل می‌گیرد که کوچ فراتر از ابزارها، با جان و حضورش در جلسه باشد.

وقتی گوش دادن تبدیل می‌شود به درک کردن،

وقتی سؤال پرسیدن تبدیل می‌شود به دعوت به کشف،

و وقتی سکوتِ بین دو جمله خودش حرف می‌زند.

در چنین فضایی، مراجع احساس امنیت می‌کند؛

نه امنیت ظاهری، بلکه امنیتی عمیق که اجازه می‌دهد صادق باشد، تردیدهایش را رو کند، و حتی با بخش‌هایی از خودش روبه‌رو شود که شاید مدت‌ها نادیده گرفته بود.

رابطه‌ای که دو طرف را تغییر می‌دهد

نکته‌ی زیبای رزونانس این است که کاملاً یک‌طرفه نیست.

کوچ هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

نه به معنای وابستگی، بلکه به این معنا که «رابطه» وارد جریان می‌شود و هر دو نفر را کمی جابه‌جا می‌کند؛

گاهی ظریف، گاهی عمیق.

اینجاست که کوچینگ از یک مکالمهٔ حرفه‌ای فراتر می‌رود و تبدیل می‌شود به یک رابطهٔ انسانیِ سازنده.

تحول از دل همین لحظه‌ها می‌جوشد

تغییر واقعی معمولاً با یک دستور و یک برنامه‌ریزی دقیق آغاز نمی‌شود.

تحول از همان لحظه‌هایی شروع می‌شود که آدم با خودش صادق‌تر می‌شود،

با احساساتش آشتی می‌کند،

یا ناگهان متوجه می‌شود «چه چیزی واقعاً برایش مهم است».

رزونانس مثل کودکی است که شما را آرام آرام هل می‌دهد به سمت شناخت خودتان.

بی‌سروصدا، بدون اجبار، اما مؤثر.

مثالی از دل تجربه

گاهی مراجع می‌گوید:

«حس می‌کنم دارم از خودم دور می‌شم.»

یک کوچ ممکن است سریع سراغ هدف‌ها برود،

اما کوچ رزونانسی کمی مکث می‌کند و می‌پرسد:

«کجای این دور شدن بیشتر اذیتت می‌کنه؟»

همین سؤال ساده، اگر با حضور واقعی همراه باشد، می‌تواند دری باز کند؛

دری به سمت احساسی که مدت‌ها زیر غبار مانده بود.

برای من رزونانس یعنی گفت‌وگویی که فقط بین دو نفر اتفاق نمی‌افتد؛

بلکه میان دو جهان برقرار می‌شود.

یعنی آدم احساس کند نه‌تنها شنیده شده، بلکه درک شده؛

و نه‌تنها درک شده، بلکه دوباره به خودش برگشته است.

کوچینگ بدون این رابطه، خشک و رسمی می‌شود.

اما اگر رزونانس حضور داشته باشد، حتی یک جمله می‌تواند مسیر زندگی را آرام آرام تغییر دهد.

دری به سمت احساسی که مدت‌ها زیر غبار مانده بود.

کوچکوچینگ
۱
۰
طیبه محمدی
طیبه محمدی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید