از اینکه سر بریدهی تو را اینجا با خود داریم، بر ما خشم مگیر. اگر بخت با ما یاری نکرده بود، شاید سرهای ما بود که امروز در دهکدهی تو به نمایش درمیآمد. ما برای تو یک قربانی تقدیم کردهایم تا تو را آرامش بخشیم و اکنون روح تو باید خشنود باشد و ما را آرام بگذارد. چرا تو دشمن ما بودی؟ آیا بهتر نبود که با یکدیگر دوست میماندیم؟ در آن صورت نه خونت میریخت و نه سرت بریده میشد.
فریزر به نقل از زیگموند فروید در کتاب توتم و تابو ص ۵۴