دیشب و امروز، بعد از مدت ها پرسه زدم.. یکی از تفریح های مورد علاقه ام هست... خیابون گردی... معمولا تنهاگردی هم هست ولی لطف خودش رو داره... البته که امروز خیلی فرصتش زیاد پیش نیومد ولی یکی از جاذبه ها مخصوصا اگر هوا خوب باشه( که نیست و عملا نسخه trial جهنم رو داریم میگذرونیم از هر نظر) گشتن توی خیابون ها مخصوصا خیابون های قدیمی تره که مغازه ها هنوز یکم رنگ و بوی گذشته رو دارن... دیدن ویترین های شلوغ و پلوغ که از هیچ الگو مشتری مدارانه ای پیروی نمیکنن.... وقت گذاشتن و قیمت گرفتن برای اجناسی که هیچ وقت نمیخری... دیدن خونه های قدیمی که هنوز سقف شیروونی یا نمای آجر بهمنی دارن...تجربه اینا میتونه دوست داشتنی باشه حداقل برای چند ساعتی... دلم برای یه جایی که خیلی تو دید نباشم و بشینم یکم با خودم باشم و غصه بخورم و بخندم تنگ شده:)
امروز یه دفعه دیلمان شافل شد و اخ ... بنان عزیزم، دشتی .... همیشه دشتی آواز مورد علاقه منه... بهترین و دوست داشتنی ترین قطعات و تصنیف ها توش نوشته و تنظیم شدن... ولی این لامصب دیلمان اصلا... یه جور شیرینی دق میده آدم رو:))
جدی جدی حس میکنم اگر ساز زدن رو شروع کنم حالم بهتر میشه...
امروز بعد از مدت ها به بهانه دفاع پایان نامه مبینا رو دیدم و امیرحسین و واقعا بعد از مدت ها حس کردم با آدم هایی که صمیمی هستم توی یه جمع هستم... حس میکنم گاهی یه دیواری نامرئی هست که حس میکنم نباید خیلی به بچه ها و جمع ها نزدیک بشم... نمیدونم... حس میکنم شاید بیشتر رودربایستی و محبتشون و شناخت از قدیمه که با هم در ارتباطیم... نمیدونم .... ولی توی جمع های کوچیک دوست های این چنینی خیلی حس بهتری دارم... حس تعلق بیشتری دارم... این روزها خودم نیستم ولی واقعا دلم میخواد دوباره یکم شاد تر باشم... این جوری نیستم که همه روز رو غمگین باشم ها، یه تایم هایی حتی ممکنه قهقهه بزنم ولی انگار وسط همه این شادی ها یه موجی از غم زدگی و ترس و تنهایی بهم هجوم میاره.... معمولا داشتمش ولی این دوران بیشتر شده...
شاید به خاطر اینکه خیلی وقته ارتباطم رو با واقعیت قطع کردم و جهانم خیلی خیلی کوچیک شده که نه واقعیه نه خیالی... یه چیزی فی ما بینشه... درد و رنج هاش خیلی واقعی هستن و شادی هاش گذرا و ساختگی و حتی ناشی از اتفاقاتی که نیفتاده و یحتمل هیچ وقت هم نیفته....
حس میکنم این شرایط داری بدجوری طول میکشه.... همش داره کش میاد انگار دیگه همه چیز...
هر روز فردا گفتن بده ولی امیدوارم فردا همون فردای موعود باشه:)