ویرگول
ورودثبت نام
سیاوش ساعدرحیم
سیاوش ساعدرحیمتکنولوژی پیشرفته در دستان مدیریت سنتی، فقط سرعتِ شکست را بیشتر می‌کند. من اینجا هستم تا درباره تبدیل IT از یک مرکز هزینه به یک سلاح استراتژیک و همچنین ساخت محصولاتی که واقعا ارزش‌آفرین هستند، بنویسم.
سیاوش ساعدرحیم
سیاوش ساعدرحیم
خواندن ۳ دقیقه·۱۷ ساعت پیش

چرا IT در خیلی از سازمان‌های ایرانی هنوز فقط «پشتیبانی» دیده می‌شود؟

اگر از خیلی از مدیران بپرسیم «واحد IT دقیقاً چه کار می‌کند؟»، پاسخ‌ها معمولاً حول چند کلیدواژه تکراری می‌چرخد:

پشتیبانی، شبکه، سیستم‌ها، نرم‌افزار، رفع خرابی.

این پاسخ‌ها غلط نیستند، اما کامل هم نیستند. مشکل دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شود: وقتی نقش فناوری اطلاعات فقط در سطح نگهداری زیرساخت و حل مشکلات روزمره تعریف شود، دیگر کسی از آن انتظار خلق ارزش، بهبود تصمیم‌گیری، بازطراحی فرآیندها یا افزایش بهره‌وری ندارد.

در بسیاری از سازمان‌های ایرانی، IT هنوز در عمل یک «مرکز واکنش» است؛ یعنی تا زمانی که مشکلی پیش نیاید کسی سراغش نمی‌رود، اما به محض اختلال، همه انتظار دارند سریع‌ترین پاسخ را بدهد. در چنین مدلی، فناوری اطلاعات همیشه درگیر آتش‌خاموش‌کردن است و فرصت پیدا نمی‌کند به این سؤال اساسی پاسخ دهد:

چطور می‌شود با کمک فناوری، سازمان را بهتر اداره کرد؟

واقعیت این است که فناوری اطلاعات مدت‌هاست فقط یک ابزار فنی نیست. امروز IT می‌تواند در چند سطح ارزش واقعی ایجاد کند:

  • شفاف‌کردن داده‌ها برای تصمیم‌گیری بهتر

  • کاهش زمان و هزینه فرآیندها

  • یکپارچه‌سازی جریان اطلاعات

  • بهبود تجربه کارکنان و مشتریان

  • کاهش خطاهای انسانی

  • افزایش چابکی سازمان

اما چرا با وجود این ظرفیت‌ها، هنوز در خیلی از سازمان‌ها IT جدی گرفته نمی‌شود؟

یکی از دلایل اصلی، ذهنیت تاریخی نسبت به این واحد است. بسیاری از سازمان‌ها زمانی با IT آشنا شدند که نیازشان صرفاً راه‌اندازی شبکه، سیستم اتوماسیون یا نگهداری چند نرم‌افزار بود. از همان زمان، جایگاه این واحد در ذهن مدیران به‌عنوان یک بخش اجرایی و خدماتی تثبیت شد. بعدها ابزارها پیچیده‌تر شدند، داده‌ها مهم‌تر شدند و سازمان‌ها بیشتر به فناوری وابسته شدند؛ اما تصویر ذهنی مدیران لزوماً به همان سرعت تغییر نکرد.

دلیل دوم، خودِ واحدهای IT هستند. گاهی فناوری اطلاعات هم نتوانسته زبان کسب‌وکار را یاد بگیرد. وقتی تیم IT فقط با واژه‌های فنی حرف می‌زند و نتواند نشان دهد که کارش چه اثری بر فروش، بهره‌وری، رضایت کارکنان یا کیفیت تصمیم‌گیری دارد، طبیعی است که از نگاه مدیریت، همچنان یک واحد پشتیبانی باقی بماند.

مشکل سوم، ساختار تصمیم‌گیری در سازمان است. در خیلی از شرکت‌ها، IT در زمان طراحی استراتژی حضور ندارد. تصمیم‌ها گرفته می‌شوند، پروژه‌ها تعریف می‌شوند، فرآیندها چیده می‌شوند و بعد در مرحله اجرا از IT می‌خواهند آن‌ها را «پیاده‌سازی» کند. این یعنی فناوری در جای درست خود قرار نگرفته؛ چون باید از مرحله شکل‌گیری مسئله و طراحی راه‌حل در کنار کسب‌وکار باشد، نه فقط در انتهای کار.

تا وقتی این نگاه تغییر نکند، سازمان هزینه‌های زیادی خواهد داد؛ هزینه‌هایی که همیشه هم قابل‌مشاهده نیستند.

مثلاً:

  • فرآیندها همچنان دستی و کند می‌مانند

  • داده‌ها پراکنده و غیرقابل اتکا باقی می‌مانند

  • تصمیم‌گیری‌ها بیشتر بر اساس حدس و تجربه انجام می‌شود تا تحلیل

  • پروژه‌های فناوری به‌جای تحول، فقط ابزار تولید می‌کنند

  • IT خسته، واکنشی و کم‌اثر می‌شود

اگر بخواهیم این وضعیت تغییر کند، اولین قدم تغییر تعریف ما از IT است.

IT باید از «واحدی که سیستم‌ها را زنده نگه می‌دارد» به «شریکی که به سازمان کمک می‌کند بهتر فکر کند، بهتر تصمیم بگیرد و بهتر عمل کند» تبدیل شود.

این تغییر فقط با خرید ابزار جدید اتفاق نمی‌افتد. نیاز به تغییر نگاه مدیران، تغییر زبان تیم‌های فناوری و تغییر جایگاه IT در ساختار تصمیم‌گیری دارد.

شاید وقتش رسیده یک سؤال ساده اما مهم را دوباره بپرسیم:

آیا ما از فناوری اطلاعات فقط انتظار داریم مشکلاتمان را حل کند، یا می‌خواهیم به کمک آن سازمان بهتری بسازیم؟

در تجربه شما، IT در سازمان بیشتر «پشتیبانی» دیده می‌شود یا «شریک تصمیم‌سازی»؟

افزایش بهره‌وریتصویر ذهنیitفناوری اطلاعات
۰
۰
سیاوش ساعدرحیم
سیاوش ساعدرحیم
تکنولوژی پیشرفته در دستان مدیریت سنتی، فقط سرعتِ شکست را بیشتر می‌کند. من اینجا هستم تا درباره تبدیل IT از یک مرکز هزینه به یک سلاح استراتژیک و همچنین ساخت محصولاتی که واقعا ارزش‌آفرین هستند، بنویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید