ویرگول
ورودثبت نام
آنه شرلی
آنه شرلیتراوشاتِ نافاخر و کج و کوله و هپلی هپوی مغزم:
آنه شرلی
آنه شرلی
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ ماه پیش

خشم

تو را نفرت

تو را بغض

تو را حسد

تو را کینه

تورا هوای انتقام...
تو را همین مانده در یادِ من که فردایی طناب اتحاد این همه را به گردنت اندازم
خفه‌‌ام میکند دیدنت، بودنت، نفس کشیدنت
خفه‌ات میکنم با تمام آنچه امروز حلقه‌ی نفس و عرصه‌ی رشد را بر من تنگ کردی
طنابش میکنم، صبر کن...
دارم نخ میریسم که طناب شود، پوست میکنم با دندانی که بر جگر است از جگر، که طبلی بسازم .
تکرار کن! خوب تکرار کن

تو که در تکرار مکررات توانایی!
طناب

طبل

من،

من و دستانِ من
دستان من و گلوی تو؛

آبروی تو!

{ با آرزوی مرگ }

۱۲
۴
آنه شرلی
آنه شرلی
تراوشاتِ نافاخر و کج و کوله و هپلی هپوی مغزم:
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید