ویرگول
ورودثبت نام
nersisus
nersisus
nersisus
nersisus
خواندن ۲ دقیقه·۷ ماه پیش

ای در وطن خویش غریب

ای در وطن خویش غریب....

حال پس از گذشت سالها اکنون معنی این شعر اخوان را در قلب زندگی خود حس میکنم...

۲۲ سال در زادگاه خودم زندگی کردم،جایی ک باید مامن آرامش میبود..اما نبود..دل و جان را کوچ دادیم به دورتر...آنجا شد مامن دل و جان...آنجا اندکی آرامش را یافتم و طمع زندگی را...خاطرات خوب ساختم با رفیقه جانم...هر نقطه ایی از شهر خاطره ایی ساختیم ماندگار برای روزهایی ک دور شدم ازین مامن آرامش...

خیلی عجیب است،چندسالی ک دراین شهر بودیم آن شهر وطن من بود مامن آرامش من بود..خانه ایی بود ک از خستگی بیرون ب آن پناه میبردم ..میدانستم آنجا برای من جایی هست..مسافران و زائران زیادی آنجا میامدند.. من هر روز که بیرون میرفتم آنها را میدیدم..کنار حرم پر از سوغاتی فروشی بود که مسافران زیادی آنجا خرید میکردند،از من به عنوان ساکن آن شهر آدرس میپرسیدند آنجا به من حس مالکیت میداد حس متعلق بودن به آن شهر...درست است که صاحبخانه نبودیم اما بازهم آنجا شهر من بود چون همه زندگی من آنجا بود،هرروز و شب را آنجا میگذراندم...اما چرخ روزگار دوباره چرخید و کوچ کردیم ازین شهر

اکنون که پس از سالها فرصتی شد تا بتوانم بروم در میان خاطراتم و نفس بکشم گذشته ام را..خاطرات دوست داشتنیم را...اما اینبار در وطن خویش غریب بودم...دور ماندم از وطنم چون مامنی برای آرامش نداشتم شده بودم همانند یک مسافر مثل همانها که سالها پیش از کنارشان میگذشتم با این تفاوت که آن موقع خود را متعلق به آن شهر میدانستم اما اکنون نبودم!

درست است هر کجا خانه ایی از آن توست هر کجا که مشغول روزمرگیهای زندگیت هستی آنجا وطن توست..آنجا مامن آرامش توست.آنجاست که احساس غربت نمیکنی...

شاید این شهر اکنون وطن جسم من باشد چون خانه ام مامن آرامشم اینجاست..اما وطن قلب من اکنون فرسنگها دور ازینجاست..قلب من در وطن خویش غریب مانده چه اینجا که جسم من حضور دارد چه آن دورها در میان خاطرات گذشته ام...

۲
۰
nersisus
nersisus
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید