تازه کشف کردم که شیرخشک من، برند«کمبود» است.مامان دیروز در بازار سیاه دارو یه قوطی ازش رو با نصف حقوق یک ماه اش خرید.هنوز مرخصی بعد از زایمانش تمام نشده اما ازین ماه بفکر شغل دوم نیز هست!
چه کشور خوبی برای به دنیا آمدن برایم مقدر شده که شغل به اندازه کافی زیاد هست!
راستی از پدرم بگویم برایتان:
او کلا آدم کم حرف و بی سروصدایی است منتها انگار حرکات روده من برای پدر حکم«مکانیسم ماشه» را دارد و دائم در حال حساب کتاب است و نگران...
خلاصه که اینجا ایران است؛
جایی که درست از همان بدو تولد «تورم» با دست های سرد مرده اش ،گونه هایت را نوازش میکند سپس صمیمی تر شده و دستانش را دور گلویت حلقه میکند و رگباری بوسیده میشوی تا در نهایت «گرانی» می آید بلندت میکند و به عمق گهواره میکوبتت و با ریتم «نوسانات قیمت دلار» برایت لالایی گوش خراشی میخواند تا نگذارد راحت بخوابی.
پایانـ
©hb1404
